September 4, 2010       شنبه 13 شهریور 1389         
   E-mail   |   Home
عکس روز
یادداشت روز
ميراث فرهنگي به عنوان يك پديده اجتماعي جنبه جبري و تحميلي بر محيط اجتماعي و زندگي انسان‌ها دارد، به طوري كه عده‌اي در تعريف آن ادعا مي‌كنند و نتيجه‌ اين رفتار تعاملي را، در يك نگاه، ميراث فرهنگي مي‌گويند و يك بعد اين تعريف زمان اين تعامل است. در حال حاضر هم اين نظر وجود دارد كه برخي رفتارهايي كه حتي در دوره جديد انجام مي شود و به نوعي ريشه در رفتارهاي تعاملي كه در طول هزاران سال پيش شكل گرفته اند، دارد مي تواند در حوزه ميراث فرهنگي باشد.
...ادامه
تبلیغات سفر نامه


یادداشت روز
        ميراث فرهنگي، هويت و جهاني شدن

ميراث فرهنگي به عنوان يك پديده اجتماعي جنبه جبري و تحميلي بر محيط اجتماعي و زندگي انسان‌ها دارد، به طوري كه عده‌اي در تعريف آن ادعا مي‌كنند نتيجه‌ اين رفتار تعاملي را در يك نگاه ميراث فرهنگي مي‌گويند و يك بعد اين تعريف زمان اين تعامل است. به طوري كه صد سال پيش ميراث فرهنگي كشور پديد‌ه‌هاي بشري تا پايان دوره زنديه مي‌دانستند، بعد اين نظر اصلاح شد و آن چه تا پايان دوره قاجاريه بود به عنوان ميراث فرهنگي قلمداد شد و سپس ادعا شد. كه عمر بيش از 50 سال داشته باشد ميراث فرهنگي است و الان نيز اين نظر وجود دارد كه برخي رفتارهايي كه حتي در دوره جديد انجام مي‌شود و به نوعي ريشه در رفتارهاي تعاملي كه در طول هزاران سال پيش شكل گرفته‌اند دارد و مي‌تواند در حوزه ميراث فرهنگي باشد. بعد ديگر در تعريف ميراث فرهنگي، ميراث طبيعي است يعني مكان طبيعي كه داراي ويژگي‌هايي است كه توان انسان‌ها را به خود جلب مي‌كند.
با گذشت زمان و وقوع جريان‌ها و دگرگوني‌هاي عمده بر جهان، ميراث فرهنگي نيز دستخوش تغييرات و دگرگوني شد در گذشته ديدگاهي وجود داشت مبني بر اين كه ميراث فرهنگي را مجزا از ساير پديده‌ها و آثار بدانيم يعني آن را به عنوان يك ارزش قلمداد كنيم و همگان از آن و حفظ و حراست كنيم. اين نگاه‌ها در حال حاضر تغيير كرده است. در نگرش جديد، ميراث فرهنگي جزئي از زندگي روزمره انسان‌هاست، به طوري كه از آن مي‌توان يك عامل هويت‌بخشي نام مي‌برند.
ميراث فرهنگي در نقش يك عامل هويت‌ساز بيانگر چيستي و كيستي يك جامعه يا يك شهر و روستا است و چون با زندگي مردم عجين مي‌شود لذا ميراث فرهنگي زنده خواهد ماند.
سئوال مهم اين است كه ميراث فرهنگي چگونه مي‌تواند هويت هر جامعه‌اي را در جامعه جهاني جديد نشان دهد به عبارت ديگر ميراث فرهنگي با وجود جريان شتابان و فراگير جهاني شدن «Globalization» چگونه مي‌تواند از يك طرف هويت اصيل يك جامعه را حفظ كند و از طرف ديگر آن را جهاني كند؟
به طور كلي چند مرحله را مي‌توان براي نقش ميراث فرهنگي در جوامع جديد و «فرآيند جهاني شدن» متصور شد:
1. مرحله اول وجود زيبايي‌شناسي بوده كه در حوزه لذت بردن از زندگي و ارضاي حس زيبا دوستي انسان‌هاست. يك اثر تاريخي و فرهنگي مي‌تواند باعث لذت بردن انسان‌ها از زيبايي و هنر شود اين نگاهي است كه از قديم وجود داشته است و در زمان فعلي شدت بيشتري گرفته است.
2. مرحله دوم كه مهم‌تر از مرحله قبلي است اطلاعاتي است كه همراه اين آثار است و از گذشته جوامع حكايت دارد و به نوعي منبع پژوهش و كنكاش نيز است و شامل اطلاعاتي از گذشته مردم يك سرزمين بوده و جنبه اسنادي ميراث فرهنگي است.
3. مرحله سوم بحث اقتصادي آثار تاريخي و فرهنگي بوده كه بحث توريسم و بازديد داخلي از ميراث فرهنگي مد نظر است.
4. جايگاه ميراث فرهنگي در توسعه جوامع نيز در مرحله بعدي قرار دارد. هر جامعه‌اي كه بداند نتيجه تعاملش چه بوده و آن را خوب بشناسد متوجه مي‌شود كه فعاليت‌هاي كنوني‌اش نمي‌تواند منقطع از گذشته باشد بلكه در ادامه آن است.
5. مهم‌ترين مرحله نيز براي ميراث فرهنگي هويت‌بخشي آن است.
در فرآيند جهاني شدن، تعامل جوامع بيشتر مي‌شود و ارتباطات در سطح وسيع‌تري شكل مي‌گيرد و جوامع بيشتر از يكديگر تاثير مي‌پذيرند. لذا جنبه‌هاي مختلف فرهنگي، كه ميراث فرهنگي اجتماعي، اقتصادي و... جوامع با يكديگر در تعامل قرار گيرند و در اين راستا جنبه فرهنگي نيز جزئي از آن، متاثر از تحولات جهاني شدن است.
ميراث فرهنگي همان طور كه بيان شد، نشان از هويت هر جامعه بوده و نشان از نگاه مردم يك جامعه به يك پديده دارد. طرز زندگي، كيفيت زندگي، آداب و رسوم، عقايد، ارزش‌ها، هنجارها و بالاخره، فرهنگ هر جامعه‌اي در ميراث فرهنگي آن جامعه نهفته است. حال اين ميراث كه نشان هويت جامعه است در فرآيند جهاني شدن دستخوش تحولات مي‌شود و در اين راستا مهم‌ترين مساله حفظ و حراست از ميراث فرهنگي و اشاعه آن به جوامع جهان است در اين راه سترگ بايد:
الف: در سطوح خرد، مياني و كلان جامعه برنامه‌ريزي داشت تا از اين طريق جامعه را با اهميت و حساسيت ميراث فرهنگي در جوامع جديد جهان آشنا كنيم _ در سطح خرد بايد آموزش را از تك تك افراد در خانواده‌ها شروع كرد. اولين كانون تربيت و تعليم اهميت ميراث فرهنگي خانواده است كه سطح تكميلي و كامل آن در مدارس شكل مي‌گيرد. در سطح مياني بايد از گروه‌هاي جامعه و نيز نهادهاي اجتماعي جامعه شروع كنيم و تمامي موسسات دولتي را با اهميت ميراث فرهنگي و نقش آن در معرفي جامعه جهاني آشنا سازيم. در سطح كلان نيز مديريت كلان جامعه بايد برنامه‌ريزي مدون و كارشناسانه جهت حفظ و حراست از ميراث فرهنگي داشته باشد. لذا آموزش جهت حفظ و حراست از ميراث فرهنگي در 5 زمينه مي‌تواند تحقق يابد:
1. آموزش عمومي از طريق صدا و سيما، مطبوعات و نشريات
2. آموزش تخصصي در سطح دبستان، دبيرستان و دانشگاه
3. آموزش هنرهاي سنتي كه در بيش از 150 رشته هنري سنتي مي‌تواند انجام شود.
4. آموزش حين خدمت به منظور ارتقاي دانش كاركنان ميراث فرهنگي و كاركنان علاقه‌مند ساير موسسات
5. آموزش نيروي نظامي، انتظامي، شوراي شهر و روستا و ماموران گمرك
ب: نهادينه كردن مشاركت اجتماعي مردم جهت حفظ و حراست از ميراث فرهنگي و اعتلا بخشيدن به آن از طريق فراهم كردن شرايط اين مشاركت.
ج: انجام پژوهش‌هاي بنيادي و كاربردي و نيز توسعه‌اي در زمينه ميراث فرهنگي و يافتن علل و عوامل كاهش ارزش ميراث فرهنگي و از بين رفتن آنها و ارايه راهكارها و راه‌حل‌ها جهت افزايش ارزش ميراث فرهنگي در زندگي جامع.
د: نكته آخر اين كه جريان شتابان جهاني شدن، اجتناب ناپذير است. پس بياييم شرايط تفكر ايده‌آل و منطقي را در جامعه فراهم كنيم.
        هتل‌هاي تاريخي اسپانيا و پرتغال

قاره اروپا مجموعا داراي 600 اثر وبناي تاريخي وفرهنگي است كه عمدتا شامل انواع قصرهاي ييلاقي، املاك و خانه هاي اربابي، صومعه ها و ديرها و كاخ ها و همچنين مزارع، خانه هاي روستايي، عمارت هاي ويلايي، خانه هاي معمولي و نيز اقامت گاه هاي قديمي خانوادگي در ييلاق ها و مناطق روستايي است.

اين آثار كهن و شاخص تاريخي اكنون به عنوان هتل و اقامتگاه هاي توريستي در اختيار بسياري از توريست هايي قرار مي گيرد كه با انگيزه هاي گوناگون ازجمله علاقه به درك و شناخت فرهنگ و رسوم تاريخي يك كشور و يا يك شخصيت تاريخي و يا درك بهتر و شناخت دوران تاريخي –فرهنگي خاصي از اروپا علاقمند به اقامت دراين بناها و ساختمان هاي تاريخي هستند.

اقامت دراين ساختمان ها به گونه شگفت آوري همزمان با ارائه خدمات اقامتگاهي به توريست هاي عمدتا فرهنگي، سبب معرفي و كشف وشناخت آثاري مي شود كه نماينده نفوذ و درعين حال تفاوت هايي است كه هر اثر مهر ويژگي هاي فرهنگي-اجتماعي تمدن هاي مهم هر كشور را بر خود دارد.

تنوع، جذابيت وسبك معماري و نيز ماندگاري و تاثير و نفوذ جهاني و روح منحصر بفرد هراثر در سرتاسر اروپا سالانه توريست هاي بي شماري را به اين اقامتگاه ها جذب مي كند كه درآمد سالانه هر اثر نيز نقش اقتصادي خود را دارد.

در كشور انگلستان مجموعه اي از 35 اثر از زيباترين آثار معماري اين كشور تحت نظارت كنسرسيوم ويژه اي قرار دارد كه در سال 1982 با عنوان افتخار هتل هاي بريتانيا شكل گرفته و هدف ازتشكيل اين كنسرسيوم كمك به هتلداراني است كه علاقمند به جذب توريست هاي داخلي و خارجي براي اقامت دراين كاخ ها هستند كه از نظر ارزش فرهنگي و تاريخي جايگاه ويژه اي دارند.

كشورهاي فرانسه، اسپانيا ، پرتقال و آلمان نيز دراين زمينه فعاليت هاي گسترده اي دارند و در تمام اين كشور ها بناهاي تاريخي تحت نظارت دقيق شركت هاي هايي كه كار بازسازي و مرمت و احياي اين بناها را برعهده داشته اند فعاليت مي كنند و اين نظارت ها به ويژه از نظر حفظ اصالت تاريخي بنا بسيار مهم وجدي تلقي مي شود.

هتل هاي تاريخي در فرانسه نيز تحت نظارت بنياد ويژه اي از سال 1975 كار خود را آغاز كرده است. اين هتل ها بالغ بر 100 خانه و عمارت تاريخي در كل كشور فرانسه هستند كه از ميان خانه ها و عمارت ها و املاك و آسياب ها، صومعه ها و قلعه ها و ديگر اقامتگاه هاي خانوادگي در زمان هاي گذشته همه را دربر مي گيرد اما نحوه مرمت و استفاده از آن ها به نحوي است كه نماد و معرف فرهنگ و هنر فرانسه باشد.

هتل هاي تاريخي در اسپانيا و پرتقال نيز به رويه مشابهي در زمينه اقامت توريست ها فعاليت گسترده اي دارند كه تحت مقررات و قوانين مجزا و درعين حال ملزم به رعايت استانداردهاي عالي گردشگري و مهمان پذيري هستند.

اين آثار تحت مديريت و نظارت مجموعه اقامت گاه هاي سلطنتي پارادورس (Paradors) در اسپانيا و پوساداس (Posadas) در پرتقال با استفاده از طيف وسيعي از بنا هاي شاخص تاريخي در هر دو كشور به شبكه اي از هتل‌هاي لوكس تبديل شده و توانسته‌اند تأثير شگرفي بر تعداد گردشگران اسپانيا و پرتغال بگذارند.

شبكه هتل هاي تاريخي پارادورز دراسپانيا

مجموعه هتل هاي زنجيره اي پارادورز در اسپانيا اگرچه هتل هاي لوكس و مجللي محسوب ميشوند اما عمدتا در كاخ ها و قلعه ها و صومعه ها، ديرها و عمارت هاي اربابي و نيز در چشم اندازهاي طبيعي اين كشور احداث شده اند كه درطراحي و اجراي اين مراكز دولت اسپانيا هدف يا اهداف مشخصي را دنبال مي كند.

از آن جا كه اغلب بناهاي ياد شده ازجمله آثار تاريخي در كشور محسوب مي شوند ، سبك ارائه خدمات دراين هتل ها به سبك هاي سنتي است تا امكانات لازم براي تجربه محيطي تاريخي براي توريست ها فراهم آيد.

مجموعه اقامتگاهي پارادورز علاوه بر كاخ ها و محوطه هاي تاريخي در نواحي شاخص طبيعي نيز احداث شده كه دامنه اين شبكه در تمام شهرها و مناطق دور و نزديك اسپانيا از گاليسيا در شمال غربي اين كشور گرفته تا كاتالونيا و آندولوزيا در جنوب اين كشور و نيز در جزاير قناري و همچنين در برخي شهرهاي اسپانيايي در شمال افريقا گسترش دارد.

هرچند كه هريك از اين ساختمان ها و موقعيت ها بسيار تماشايي هستند اما درصورتي كه توريست ها تمايلي به اقامت در اين هتل هاي تاريخي نداشته باشند امكان استفاده از هتل ها و اقامت گاه هاي مدرن نيز وجود دارد كه بسياري از آن ها نيز تحت مديريت شبكه هتل هاي پارادور فعاليت مي كنند.

هتل هاي فعال در شبكه هتلداري پارادور مشخصا از سوي دولت اسپانيا و به منظور ارتقاي توريسم كيفي شكل گرفته است كه هدف عمده دولت اسپانيا از طراحي و اجراي اين پروژه گسترده هتلداري ، حمايت و حفاظت از ميراث هنري و ملي و تاريخي اسپانيا بوده است. علاوه بر حمايت از ميراث تاريخي، حمايت از مردم و سكنه محلي درمناطق مختلف شهري و روستايي نيز از ديگر اهداف مهم در كاربري اين قبيل بناها وشكل گيري اين شبكه گسترده اقامتگاهي در كشور اسپانيا از طريق ايجاد منابع اقتصادي متنوع دركشور بوده است.

 اما توريست هايي كه دراين هتل ها اقامت مي كنند علاوه بر اقامت در مكان ها تاريخي و حضور درفضاهاي تاريخي از بالاترين استانداردهاي اقامتگاهي نيز برخوردار مي شوند كه با توجه به استانداردهاي معقول بين المللي تعيين شده و اعمال مي شود.

 

شبكه هتل هاي تاريخي پوساداس در پرتقال

مشابه شبكه هتلداري پارادور در اسپانيا مي توان به پوساداس در كشور پرتقال اشاره كرد كه اين نيز مجموعه اي ا زاقامتگا هاي توريستي است كه توسط دولت پرتقال اداره و كنترل مي شود.

اين اقامتگاه ها عمدتا در مسير جاده هاي گوناگوني قرار دارند كه توسط زايران مكان هاي مذهبي در قرون وسطي ساخته شده و اكنون به عنوان مهمانسراهاي منطقه اي درمجموعه پوساداس به توريست ها خدمات اقامتگاهي ارائه مي كند.

فعاليت و پروژه مجموعه اقامتگاهي پوسادوس در پرتقال مشخصا از 65 سال قبل آغاز شده طي سال هاي گذشته بازتابي از آداب و رسوم ، فرهنگ و انواع غذاهاي محلي در برابر توريست هايي بوده است كه عمدتا ازكشورهاي ديگر به پرتقال سفر مي كنند.

«دژ اوبيدوس» كه دراصل يك كاخ تاريخي متعلق به قرن 15 ميلادي است در شمار نخستين هتل هاي تاريخي بود كه در مجموعه پاسادوس كار خود را آغاز كرده است. موفقيت تغيير كاربري دراين بناي تاريخي درواقع آغازي بود بر طرح ابتكاري پاسادوس كه همزمان با نوسازي و احيا و مرمت ده ها گنجينه معماري و تاريخ كشور، گسترش يافت و هم اكنون نيز به كار و فعاليت در صنعت توريسم و هتلداري كشور نقش موثري دارد.

امروزه توريست ها مي توانند از خدمات هتل داري و صرف غذا با آيين و روشهاي معتبر تاريخي دراين بناها لذت ببرند و ميل به استراحت در نواحي روستايي و يا نواحي اقامتگاهي از اين دست در نزديكي ليسيون يا مناطق ديگري نزديك به موزه ها و يا كليساهاي جامع استفاده كنند.

دير «دام يوآئو» در نزديك مرزهاي اسپانيا كه زماني يكي از صومعه هاي سلطنتي بود از اقامتگاه هاي مجلل پوسادا است. اين بنا هرچند در سال 1539 احداث شده اما در قرن 18 مرمت شده و اخيرا نيز مورد مرمت و بازسازي قرار گرفته است.

علاوه بر اين كاخ دوكي مشهور به «ويلا ويكوسا» كه محل اقامت « كارلوس اول» پادشاه پرتقال كه آخرين شب خود را پيش از قتل او در سال 1908 درست در همسايگي اين صومعه قرار دارند كه به عنوان يك موزه زنده با كاخ هايي سراسر ساخته از مرمر بخش مهمي از زندگي و تاريخ خانواده سلطتني پرتقال را آشكار مي كند.

علاوه براين تصويرهاي بي نظير و دو آشپزخانه افسانه اي نيز دارد كه داري ابزار و ادوات مسي عظيمي است و همچنان در نور خورشيد مي درخشد.

علاوه بر ديرها و صومعه ها آثا شاخص تاريخي ديگري نيز در مجموعه هتلدراي پوسادا مورد حفاظت و تغيير كاربري قرار گرفته اند كه يكي از شاخص ترين اين بناها اثري است در خارج از شهر ليسبون با 24 اتاق و دو سوييت مشهور به پوسادا دونا مارياي اول كه در بيرون از برج ساعت و درميان ميداني است كه بازمانده اي است از قصر كوئلوئز در قرن 18 ميلادي. اين كاخ درواقع اقامتگاه تابستاني خانواده سلطنتي پرتقال بوده است. اين قصر دركنار كاخي ديگر و باغ هاي بسيار گسترده و وسيع در كنار آن هم اكنون به ورساي پرتقال شهرت دارد كه از مهم ترين آثار در مجموعه هتلداري و هتل هاي تاريخي پرتقال محسوب مي شوند.

استفاده از كاخ ها و بناهاي تاريخي براي اهداف توريستي و به ويژه اقامتگاهي اكنون در كشورهاي ديگر جهان نيز مطرح شده است و كشورهاي ديگر نيز علاقمند هستند با استفاده از تجربه و الگوهاي موجود در تغيير كاربري برخي كاخ ها استفاده بهتري از اين مراكز ببرند.كشور عربستان نمونه جالبي ازاين دست به شمار مي رود. زيرا مقامات گردشگري اين كشور قصد دارند،برخي قصرهاي تاريخي عربستان با هدف افزايش تعداد گردشگران با سرمايه‌گذاري بخش خصوصي به هتل‌هاي لوكس تبديل شوند.

        ميراث معنوي تعزيه

تاريخ انتشار: 21/4/89

 

 

 

تعزيه در ميان سنت‌هاي ايراني رفتاري است آييني – نمايشي كه با ساخت و پرداختي تاريخي – ديني، ريشه در رفتارها و مناسك آييني كهن ايراني دوانده و مايه از اسطوره‌ها و داستان‌هاي تاريخي ايراني گرفته است. در واقع داستان‌ واقعه‌هاي تاريخي هريك از مجالس تعزيه، به صورتي خاص با اسطوره‌ها و قصه‌ها در مي‌آميزد.

 

هر مجلس از تعزيه نمايشگر نبرد ميان گروهي از نيروهاي اهورايي و مينوي با گروهي از نيروهاي اهريمني و شرير در قلمرو زندگي دنيوي، و برتابنده‌ي صورت ويژه‌اي از قداست و خباثت آدميزادگان بر روي زمين است. مسلمانان شيعه در نمايش آييني – مذهبي تعزيه به سنت تكرار بازمي‌گردند و اعمال و رفتارهاي آغازين نياكان خود را، گويي كه در زمان حال روي داده است، تكرار مي‌كنند و باز مي‌نمايند. تعزيه‌خواني، صحنه‌هايي از واقعه‌هاي تاريخي را كه حدود يك‌هزار و چهارصد سال پيش از آن‌ها گذشته و زمينه‌ و صبغه‌ي اسطوره‌اي به خود گرفته‌اند، احيا و بازگو مي‌كند.

 

تعزيه به دو شكل هنر كلامي نوشتاري و گفتاري در جامعه و فرهنگ ايران حضور يافته است. شكل كلامي – نوشتاري تعزيه، نسخه‌هاي تعزيه يا تعزيه‌نامه‌هايي است كه به صورت مكتوب به ما رسيده، و شكل كلامي – گفتاري آن تعزيه خواني است كه صورت بيان واقعه‌هاي تعزيه‌نامه‌ها به شيوه نقالي و نمايش صحنه‌هاي واقعه‌هاست.

 

ما از تعزيه به عنوان ميراث معنوي ذكر به ميان مي‌آوريم چرا كه زمان پيدايش تعزيه به دوران اسطوره‌هاي باز مي‌گردد. از طرفي تعزيه نه تنها با اسطوره و آيين مرتبط است بلكه با دين و مذهب ايرانيان نيز پيوند خورده است. در تعزيه، هم تكرار تاريخ مدنظر است هم ابعاد ادبي و نمايشي را در آن مي توان تسخيص داد.

 

نقش و كاركرد تعزيه در جامعه بسيار وسيع است. چنان‌كه انگاره سازي براي شيوه‌‌ي رفتاري عامه‌ي مردم، ايجاد شور قدسي، تطهير روح و تزكيه‌ي نفس، تسكين آلام و دردها، تحكيم همبستگي و وحدت، حفظ و استمرار موسيقي سنتي و ... از عوامل و آثار تعزيه به شمار مي‌روند.

 

مكان‌هايي كه تعزيه از دوران قديم تا به امروز در ايران برگزار مي‌شود، قابل توجه است. تعزيه‌خواني به دو صورت سيار (روي گاري و تريلي) و ثابت (در تكايا و حسينه‌ها و ميدان‌هاي شهر)  برگزار مي‌شده و مي‌شود.

 

ديگر اين‌كه مجالس تعزيه، انواع مختلف دارد. برخي از آن‌ها وقابع كربلا و برخي ديگر مصائب خاندان پيامبر اسلام را بازگو مي‌كنند. برخي از تعزيه‌ها، شاد بعضي ديگر، غم‌انگيز و انواع ديگر، حماسي و عاشقانه و اخلاقي هستند. همچنين تعزيه ها را مي‌توان به صورت تعزيه‌هاي اصلي و تعزيه‌هاي فرعي و گوشه‌ها تقسيم‌بندي كرد.

 

كساني كه در تعزيه نقش به عهده مي‌گيرند، اولياخوانان، اشقياخوانان، اشخاص ميانه حال و كساني كه در نقش جانوران در نظر گرفته مي‌شوند، ديده مي‌شوند.

 

از طرفي، لباس و اسباب تعزيه نيز اهميت دارند. در تعزيه لباس امام‌خوان، اولياخوان، بچه‌خوان، قاصدان و فرستادگان، اشقيا و مخالف‌خوانان، فرنگيان، درويشان، فرشتگان، ديوان و جنيان و پريان، درگذشتگان و مردگان با يكديگر از لحاظ رنگ و شكل و طرح با يكديگر متفاوت است. در تعزيه از شمشير، خنجر، سپر، گرز، چماق، تبرزين، تيرو كمان، نيزه، كلاهخود، پر، زره، چكمه، عصا، مُشك، زنجير، حجله، نشيمنگاه اميران، چادر، صورتك، علامت، علم و بيرق، شال، كجاوه و هودج، صندوق، اسب، شتر و قاطر و ... استفاده مي‌شود.

 

ديگر اين‌كه، در تعزيه نمي‌توان نقش موسيقي و استفاده از سازهاي موسيقي را ناديده گرفت. شيوه‌ي اجراي موسيفي در حين برگزاري تعزيه و استفاده از انواع مختلف آن موضوعي است كه به تعزيه غناي بيشتري مي‌بخشد.

 

همچنين، ادبيات مورد استفاده در تعزيه، ويژگي‌هاي منحصر به فرد خودش را دارد. در تعزيه از زبان شعر و به تبع آن از استعاره و تشبيه و كنايه و تلميح و بحر طويل و ... استفاده مي‌شود. شيوه‌ي گفتار در تعزيه نيز حالات و انواع گوناگون دارد. در تعزيه، همه‌ي انواع تك‌خواني و مناجات و خطابه و رجزخواني و گفتگو با خود و زبان حال و گفتگو با اشيا و حيوانات و همسرايي و دعاي پاياني مجلس ديده مي‌شود.

 

 از مجموعه مطالب بالا مي‌توان به ويژگي‌هاي تاريخي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي تعزيه پي برد و راز ماندگاري آن را دريافت. به همين سبب است كه مي‌توان تعزيه را به عنوان ميراث معنوي پذيرفت و تلاش كرد كه در فهرست ميراث معنوي جهاني به ثبت برسد.

 

منبع: پژوهشي در تعزيه و تعزيه‌خواني: از آغاز تا پايان دوره‌ي قاجار در تهران، عنايت‌الله شهيدي؛ با همكاري، ويرايش و نظارت علمي علي بلوكباشي، تهران: دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي با همكاري كميسيون ملي يونسكو در ايران، 1380

        دهکده جهاني گردشگري؛ بازار آزاد مشترک

تاريخ انتشار:29/3/89
 
 
گردشگري با گام‌هاي سريع و پرشتاب خود امروزه در بين سه صنعت برتر دنيا قرار گرفته است. بر اساس آمار منتشره از سوي سازمان جهاني جهانگردي (UNWTO) در سال 2008 ميلادي قريب به 922 ميليون نفر گردشگر در سطح بين‌الملل جا به جا شده‌اند که اين امر در مقايسه با سال 2007 رشدي معادل 2 درصد داشته است و از سويي درآمد حاصل از اين نقل و انتقالات در همان سال معادل 942 ميليارد دلار (معادل 642 ميليارد يورو) بوده است که اين امر نيز با رشدي 1.7 درصدي مواجه بوده است.
گردشگري و ارزآوري حاصل از آن‌را مي‌توان در حکم صادرات قلمداد نمود و از آن‌جا که همواره تاکيد بر گسترش صادرات غير نفتي بوده مي‌توان اين‌گونه عنوان نمود که با گسترش صنعت گردشگري مي‌توان به اين هدف نيز دست يافت. البته يک تفاوت در اين نوع از صادرات با ساير گونه‌هاي ديگر وجود دارد و آن اينکه محصول مورد نظر در کشور صادر کننده قابليت استفاده براي مصرف کننده را دارد. رشد روز افزون اين نوع از صادرات در بين کشورها وابستگي اقتصادي قابل توجهي را در بين کشورهاي مطرح در اين حوزه ايجاد مي‌کند و اين نوع ارتباطات به گونه‌اي مورد هدف اين نوشته قرار گرفته است.
امروزه واژه جهاني شدن را در مجامع ملي و بين‌المللي به کرات مي‌شنويم. واژه جهاني شدن (Globalization) اساسا از Globe گرفته شده است. بر اساس نظر «مالکوم واترز» اين واژه در معناي وصفي خود يعني جهاني، بيش از 400 سال قدمت دارد. وليکن در اواسط دهه 1980 ميلادي بود که اين واژه به طور رسمي به محافل علمي راه پيدا کرد. صندوق بين‌المللي پول (IMF) جهاني شدن را چنين تعريف مي‌کند: "رشد وابستگي متقابل اقتصادي کشورها در سراسر جهان از طريق افزايش حجم و تنوع مبادلات کالا و خدمات و جريان سرمايه در ماوراي مرزها و هم‌چنين از طريق پخش گسترده‌تر و وسيع‌تر تکنولوژي"
جهاني شدن داراي خصلت‌هاي خاص خود است که «سيمونز» موارد زير را براي آن در نظر مي‌گيرد:
• از دست رفتن اهميت مرزهاي ملي براي جدا سازي بازارها
• شکل گيري شبکه‌هاي توليدي چند مليتي براي پرداختن به فعاليت‌هاي توليدي فرامرزي
• شکل گيري قدرت‌هاي چند پايه تکنولوژيک که پيامد آن همکاري‌هاي بيشتر بنگاه‌هاي بين‌المللي است.
• وابستگي و ارتباط جهان توسط شبکه‌هاي اطلاعات جهاني
• و در نهايت ايجاد همبستگي در مراکز مالي دنيا
جهاني شدن در دنيايي رخ مي‌دهد که جوامع، فرهنگ‌ها، حکومت‌ها و اقتصاد‌ها به هم نزديک‌تر شده‌اند. بر اساس نظر «محمد مهدي به‌کيش» در کتاب «اقتصاد ايران در بستر جهاني شدن» ابزار هاي جهاني شدن را مي‌توان در 4 دسته‌ي زير جست و جو نمود:
• تجارت بين‌المللي
• سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي و ساير جريان‌هاي سرمايه‌اي
• بين‌المللي شدن توليد
• و در نهايت تبادل تکنولوژي
گردشگري يكي از عوامل تسهيل كننده جهاني شدن به حساب مي‌آيد. جهاني شدن اقتصاد بستري را فراهم مي‌آورد كه در رابطه‌اي مستقيم با جريان گردشگري قرار مي‌گيرد. در دهکده جهاني مي‌توان به دنبال دهکده گردشگري نيز بود که در آن گويي بازار آزاد مشترکي قرار دارد که تمامي‌کشورها بر اساس تلاش خودشان از آن بهره مي‌جويند. گردشگري به عنوان عاملي تلاشگر براي ايجاد اتحاد بين تفاوت‌ها و تنوع‌ها در بين اقوام از جمله عوامل موثر در جهاني شدن تلقي مي‌شود که البته بر ويژگي‌ها و جذابيت‌هاي محلي شدن نيز تاکيد دارد. سيستم‌هاي رزرو رايانه‌اي در دنياي مجازي گامي است در جريان جهاني شدن و رسيدن به دهکده جهانگردي.
جهاني شدن به رفع موانع و مرزها براي سفر به کشور‌هاي ديگر کمک شايان توجهي دارد.
در هم‌تنيدگي گردشگري و جهاني شدن امر بديهي اين است كه اين دو در روندي رو به گسترش بر هم تاثيرگذارند. اين نکته غير قابل انکار است که پيشرفت‌هاي تكنولوژيكي به‌خصوص تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات موجب تسهيل نمودن هر چه بيشتر امر گردشگري گشته است. به گونه‌اي که حتي به  گردشگر مبل‌نشين و خانه‌نشين  نيز اين امکان را داده است تا گردشگري را در فضايي مجازي تجربه کند.
همان‌گونه که پيش‌تر نيز بدان اشاره شد يکي از ابزار‌هاي جهاني شدن رشد سريع تجارت جهاني است و از آنجا كه گردشگري نيز در چارچوب يك سيستم از عرضه و تقاضا شكل مي‌گيرد، رشد تجارت جهاني گسترش گردشگري را در مناطق مختلف جهان در قالب تجارتي سودآور سبب مي‌شود.
در باب رشد سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي نيز بايد اين گونه گفت که به طور كلي اين شاخص نشان‌دهنده پويايي جريان سرمايه جهاني است كه با تحرك مكاني و زماني با سرمايه‌گذاري در گردشگري كه انباشتي سريع را فراهم مي‌كند، فضاهاي مختلف را تحت سيطره خود در مي‌آورد و در چرخه مصرف و سود جهاني ادغام مي‌كند.
در حوزه بين‌المللي شدن توليد نيز با هم‌گرايي قيمت‌هاي داخلي و خارجي در تلاشند تا هزينه سفر براي گردشگران به سمتي از به صرفه بودن، ميل نمايد و اين امكان را براي گردشگران در مسافرت به نقاط مختلف به وجود آورد. هم‌چنين با گسترش سازمان‌هاي تجاري و اقتصادي، با افزايش مقياس عملكردي آن‌ها در سطح جهان در زمينه گردشگري و در بازار مشترك به وجود آمده، به رقابتي شدن بازار جهاني گردشگري مي‌انجامد و علاوه بر آن مقياس وسيعي از بازار را در چارچوب عرضه و تقاضا در بر مي‌گيرد.
استراتژي‌هاي ژئواكونوميكي و ژئوپلتيكي نيز در رابطه با اقتصاد و هم‌چنين اقتصاد گردشگري داراي اهميت است و از آن‌جا كه در فرآيند جهاني شدن رقابت مناطق مختلف در كسب منافع اقتصادي داراي اهميت مي‌باشد و اصلي مهم براي بقا در بازار اقتصاد جهاني است و از آنجا كه گردشگري به عنوان يك امر اقتصادي داراي منافع فراواني براي هر فضاي سرزميني است، از اين‌رو در گستره جهاني شدن اين فرصت فراهم مي‌آيد تا با اخذ استراتژي‌هاي مطلوب، زمينه‌هاي جذب گردشگري و گسترش آن در مناطق مختلف جهان فراهم آيد.
با گسترش و پيشرفت تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات علاوه بر افزايش و انباشت اطلاعات در پيرامون مقاصد گردشگري و خود جريان گردشگري، تسهيل‌كننده جريان گردشگري و به‌خصوص مسافرت و كارهاي مربوط به آن در كوتاه‌ترين زمان ممكن مي‌باشد كه به شكل‌گيري «گردشگري الكترونيكي» منتهي گرديده است. همچنين اين‌گونه از تكنولوژي بستري را براي شكل گيري «گردشگري مجازي» فراهم مي‌آورد.
                            
                                                                                                      بهاره حاجيها
 
        از ماست كه بر ماست

تاريخ انتشار:12/03/89

 

 اين مطلب بخشي از يادداشت افسانه پرچكاني ـ طبيعت‌گرد و فعال حوزه‌ي گردشگري ـ با عنوان «تعريف نادرست سفر در بخشي از جامعه‌ي ايراني» است كه در اختيار ايسنا قرار داده و متن كامل آن به اين شرح است:

 سال‌ها پيش در يكي از جلسات اعضاي تحريريه‌ي سازماني كه در آن فعاليت مي‌كردم، بحثي شديد بين من و يكي از همكاران درگرفت، بر سر سطح فرهنگي مردم ايران‌. او از الفاظي نامناسب استفاده كرد و فحواي كلامش اين بود كه مردم ايران، آدم‌هاي مدعي فرهنگ هستند نه بافرهنگ و در ساده‌ترين موضوعات هم نمي‌توانند رفتار يك ملت متمدن تاريخ‌ساز را داشته باشند. او معتقد بود مردم لياقت داشتن بهترين‌ها را ندارند، چون آن را درك نمي‌كنند. براي من شنيدن چنين استدلالي غيرقابل تحمل بود و جدلي اساسي داشتيم كه مردم، لياقت بهترين‌ها را دارند و فقط بايد به آن‌ها احترام گذاشت و افرادي با افكار دست پايين و سطحي در نظر نگرفت و در اين صورت است كه درك بالاي مردم و ميزان علاقه‌مندي آن‌ها به فرهنگ و مملكت خويش مشخص خواهد شد.

از آن جدل، روزهاي زيادي گذشته و من و آن همكار هريك به كاري ديگر مشغوليم؛ اما اين بحث هم‌چنان جاريست و من هم‌چنان بر اعتقادم پافشاري مي‌كنم كه مردم ايران، علاقه‌مند به فرهنگ خويش هستند. اگرچه هر روز كه مي‌گذرد بيش‌تر به اين نتيجه تلخ مي‌رسم كه ملت ايران از سوي عوامل مختلفي عقب نگه داشته شده‌اند و اين عقب نگه داشته شدن در ساده‌ترين تصميمات فردي نيز رسوخ كرده و ما شده‌ايم ملتي در آرزوي پيشرفت و صدافسوس كه در تعريف‌مان از پيشرفت به خطا رفته‌ايم.

اين نتيجه تلخ از زماني براي من رخ نمود كه وارد دنياي گردشگري شدم؛ دنيايي كه به نيازهاي اوليه انساني نمي‌پردازد و با رفاه و روح آدم‌ها در ارتباط است و هر كه بيش‌تر در رفاه است از انتخاب‌هاي بيش‌تري برخوردار است. دنياي گردشگري گاهي دنياي خشن و بي‌رحمي مي‌شود، چراكه مبناي آن را پول و سرمايه تشكيل مي‌دهد و تنها مزيتش اين است كه مبناي افزايش سرمايه در چنين دنيايي، بها دادن به منابع طبيعي، فرهنگي و تمدني است. اين موضوع را بسياري از آژانس‌هاي مسافرتي كشورهاي خارجي درك كرده‌اند و با جذب گردشگران بسيار، علاوه بر افزايش سرمايه خود به معرفي تاريخ و تمدن كشورشان نيز مي‌پردازند و از سوي ديگر، زمينه سرمايه‌گذاري‌هاي بيش‌تر را در كشور خود فراهم مي‌آورند؛ اما در ايران به نظر مي‌رسد ما هنوز به درك درستي دست نيافته‌ايم.

در دنياي گردشگري خيلي زود دريافتم درجه‌بندي آدم‌ها براساس سرمايه و پول آن‌هاست، يعني در جايگاه آژانس‌دار به اندازه‌اي محترم و قابل اعتنا هستي كه بتواني در اين صنعت سرمايه‌گذاري كني و در جايگاه مسافر، درجه‌بندي افراد براساس ميزان هزينه‌اي است كه براي سفر كردن مي‌پردازند؛ هرچه پول بيش‌تري بپردازي، در جايگاه محترم‌تري قرار مي‌گيري، البته نه به اين معنا كه آدم محترم‌تري باشي، صرفا امكانات بهتري دريافت مي‌كني و اين قانوني طبيعي است. زماني اين قانون، خشن و بي‌رحم مي‌شود كه فقط براي جيب افراد برنامه‌ريزي صورت گيرد و تبادل و تأثيرگذاري فرهنگي ناديده گرفته شود و گردشگري با تفريح صرف معني شود. اتفاقي كه اين روزها در ايران رخ داده و ظاهرا گردشگري مترادف شده با تفريح كردن و به هيچ چيز فكر نكردن.

در اين فضايي كه به نظرم بي‌رحم و خشن مي‌آمد و تصورم اين بود كه آژانس‌ها و دفاتر مسافرتي كمي نسبت به هدف گردشگري بي‌تفاوت شده‌اند و تورهاي رنگارنگ تجاري تعريف مي‌كنند، تصميم گرفتم توري متفاوت برگزار كنم. توري كه لحظه به لحظه‌اش براي گردشگر و ميزبان، مفيد واقع شود. تلاشم اين بود كه بتوان چند تور را در يك تور بسته‌بندي و به مخاطب ارائه كرد كه شامل اصيل‌ترين فرهنگ بشري، زيباترين مناظر طبيعي و رد پاي تاريخ باشد و بر دانش گردشگران بيفزايد و در عين حال، برايش صرفه اقتصادي داشته باشد و به جاي چندبار سفر، در يك سفر به تجربياتي بي‌نظير دست يابد. اين شد كه توري با عنوان عشاير شاهسون و جنگل‌هاي ارسباران طراحي كردم با بيش از 22 گشت در پنج روز.

روزهاي زيادي با گروهي در شهرهاي مغان، كليبر، جلفا و كندوان وقت صرف كرديم تا بتوانيم بسته‌اي قابل اعتنا و ارزشمند تعريف كنيم. در همين روزها بود كه دوستي از سابقه‌داران دنياي گردشگري براساس خيرخواهي توصيه كرد كه چنين توري را برگزار نكنم، زيرا با شكست مواجه مي‌شود و حتا در صورت برگزاري، هيچ سودي براي تورگردان نخواهد داشت، چراكه مردم استقبالي از آن نمي‌كنند و بهتر است به جاي چنين توري، تور دبي، ارمنستان يا تايلند ارائه كنم. درباره‌ي درك مردم و اين‌كه سطح فرهنگ ما كجاست، بحثي درگرفت و من سعي كردم با اين مثال كه مردم مي‌توانند فيلم‌هاي تجاري و گيشه‌يي را از فيلم‌هاي برجسته تشخيص دهند، حرفم را به كرسي بنشانم كه مردم توان تشخيص تورهاي خاص را از تورهاي تجاري و تفريحي صرف دارند و به جاي سفر به ... به فرهنگ و تمدن خود بها خواهند داد.

براي آن دوست استدلال كردم كه وقتي مخاطبان با نوع تبليغ متفاوت اين تور مواجه شوند، به شركت در آن راغب‌تر مي‌شوند و با اين پيش‌فرض كه بسياري از مردم براي انجام كار خير و ثواب به سفرهاي زيارتي مي‌روند و نه يك‌بار، بلكه در سال چندين‌بار در سفرهايي اعم از سوريه، كربلا و ... شركت مي‌كنند، يادآور شدم كه مردم وقتي بدانند با انجام يك سفر، چندين كار خير و مفيد براي كشور و مردم وطن‌شان انجام مي‌دهند، بي‌تفاوت نخواهند بود. ما در تبليغ به تأثير حضور گردشگران در منطقه اشاره كرده بوديم با اين پرسش كه «آيا مي‌دانيد ورود هر گردشگر به كليبر، پنج تا هفت فرصت شغلي در منطقه ايجاد مي‌كند؟» و پرسش‌هايي از اين دست كه از لابه‌لاي سخنان كارشناسان و مسؤولان بيرون كشيده بوديم و به نظر مي‌رسيد، با توجه به احترامي كه به درك مخاطب گذاشته شده بود، تأثيرگذار باشد و بود؛ اما فقط در طبقه‌اي خاص. همان طبقه‌اي كه دغدغه‌هاي فرهنگي و اجتماعي دارد و سفر را صرفا تفريح و فكر نكردن نمي‌داند.

طبق برنامه‌ريزي من بايد بامداد امروز حركت مي‌كرديم، به سمت مغان اما با وجود استقبالي خوب در همان طبقه خاص، تور به حد نصاب نرسيد و برگزار نشد و تمام تلاش من و گروه‌هاي شهرستاني همكار تبديل به يك «آه» شد، به آن‌چه بر سر سرزمين‌مان مي‌رود.

آنچه باعث شد، اين مطلب را بنويسم تجربه حاصل از طراحي و تبليغ اين تور بود. توري كه مبناي طراحي آن احترام به روح ايراني از گذشته تا كنون بود و تبليغاتش عاري از جملات رنگارنگ تجاري و فقط مبتني بر درك فرهنگي بود. بايد اعتراف كنم نگاه من بسيار آرماني بود و آنچه مي‌پنداشتم بايد باشد را با آنچه هست اشتباه گرفته بودم. دوست باتجربه‌ام در دنياي گردشگري درست مي‌گفت و بسياري از مردم، تور دبي و ارمنستان را ترجيح مي‌دهند.

در طول تبليغات اين تور كه به‌تدريج براي من به تحقيقات مردم‌شناسي تبديل شده بود، دريافتم طبقه‌اي كه از چنين برنامه‌هايي استقبال مي‌كند، بسيار لاغر است. طبقه‌اي است كوچك از دانشگاهيان كه در سازمان‌هاي فرهنگي فعاليت مي‌كند و از عقب ماندن هر روز ايران به‌شكل واقعي رنج مي‌كشد و البته كم‌ترين درآمدهاي كشور را دارد. برخي از افراد اين طبقه كه در برنامه‌ريزي‌شان نمي‌توانستند هزينه سفر چند روزه را درنظر بگيرند، در تماس با ما از طراحي چنين توري تشكر مي‌كردند و اميدوار بودند كه چنين برنامه‌هايي افزايش يابد؛ اما در سوي ديگر و خارج از اين طبقه، ما با يك مشكل جدي در دنياي گردشگري مواجه شديم كه براي صاحبان اين صنعت شايد عادي شده باشد و از همين روست كه هر روزه بسته‌هاي جديد سفر به كشورهاي عجيب و غريب طراحي مي‌شود.

مي‌دانيد كه جلفا، پار‌س‌آباد، بيله‌سوار و اصلاندوز كه در تور مورد نظر در فهرست بازديدها قرار داشتند، از زيباترين نقاط مرزي ايران هستند و به‌لحاظ تاريخي نيز بسيار اهميت دارند؛ اما بسياري از مردم ما ترجيح مي‌دهند، چندبرابر يك تور داخلي را پرداخت كنند تا كمي بالاتر از اين مناطق را آن‌جا كه نام ايران ندارد، مورد بازديد قرار دهند، يعني مي‌خواهند به جمهوري آذربايجان بروند يا ارمنستان و نخجوان، اما ايران نه.

در اين خواست البته اشكالي نيست و هر كسي حق دارد هر جايي را كه دوست دارد به‌عنوان مقصد سفرش انتخاب كند، اما پرسش زماني ايجاد مي‌شود كه هر روز، تورهاي متعددي براي اين مناطق طراحي مي‌شود و ايراني‌هاي بسياري به اين كشورها سفر مي‌كنند، اما از خود سؤال نمي‌كنند چرا اين كشورها رو به پيشرفت دارند و نقاط مرزي ايران هر روز به‌دليل مشكلات عديده مالي و امكاناتي خالي از سكنه مي‌شود؟

پرسش زماني ايجاد مي‌شود كه قيمت يك تور درجه چندم خارجي يا امكاناتي متوسط و حتا پايين با يك تور كامل داخلي به زيباترين نقاط كشور، مقايسه و در اين ميان، تور درجه چندم خارجي پيروز مي‌شود.

همه ما در ادعا و حرف زدن، عزادار بازماندن ايران از قطار پيشرفتيم و در عمل ترجيح مي‌دهيم با مسابقه خارج رفتن، درآمدمان را يكسره در جيب خارجي‌ها بريزيم و آن‌ها را به پيشرفت نزديك‌تر كنيم و خود در حسرت پيشرفت بمانيم!

آن طبقه خاص فرهنگي، توان تكثير فرهنگ خود را ندارد و تنها حسرت مي‌خورد بر روزهايي كه از دست مي‌رود و كارهايي كه مي‌تواند انجام شود و نمي‌شود و بدتر آن‌كه اين طبقه نيز وارد مسابقه خروج از كشور شود.

پرسش زماني ايجاد مي‌شود كه برخي مسؤولان به خود زحمت انديشيدن به اين مقوله را نمي‌دهند كه چرا جاذبه ايران متمدن اين روزها چنان از دست رفته كه همگان را فراموش شده سرزمين‌هاي آن سوي مرزهاي شمال غربي، روزي ايران بوده و اگرچه تمدني ديرين دارند، اما در كنار ايران به فرزندان مادري مي‌مانند كه هرگز به درجه مادري نرسيده‌اند.

بيش‌ترين اعضاي طبقه مرفه ايران به دلايل مختلف فردي، اجتماعي و سياسي ترجيح مي‌دهد تعطيلات خود را در ايران نباشد كه به گفته برخي از آن‌ها «به آرامش دست يابند» و مسؤولان دل‌خوش داشته‌اند به آمار گشت‌هاي نوروزي با آن آمارگيري «نفرسفر».

پرسش زماني ايجاد مي‌شود كه سفر به نقاط پرت، معمولي و دورافتاده كشورهايي مانند تايلند و مالزي و ... آرزوي جوان ايراني مي‌شود و به لطف آژانس‌داران ايران، اين كشورها هر روز بر ظرفيت ورود گردشگران خود مي‌افزايند و هتل و رستوران مي‌سازند، اما در جلفا و كليبر و مغان ايران كه بي‌اغراق جزو زيباترين نقاط و ارزشمندترين مناطق گردشگري هستند، يك هتل پنج ستاره و حتا چهار ستاره هم وجود ندارد.

شايد بگوييد وقتي امكانات مناطق گردشگري ايران پايين است، چرا بايد چنين سفرهايي را انتخاب كنيم؟ درست است؛ اما فرض بر اين است كه همه ما خواهان يك ايران آباد هستيم و لابد مي‌دانيد زماني يك منطقه گردشگري به شكوفايي مي‌رسد و افزايش امكانات مي‌دهد كه ورودي گردشگر داشته باشد و از اين رهگذر است كه ايران را آباد خواهيم ديد.

مشكل اين نيست كه چرا ايراني سفري خارج از ايران را انتخاب مي‌كند، نه، همه حق دارند هر سفري را انتخاب كنند كه به آرامش مي‌رسند و دوست دارند. مشكل زماني به وجود مي‌آيد كه ايراني ديگر خود را دوست ندارد يا خداي نكرده در رقابت نادرست با دوستان و آشنايان، صرفا هر سفر خارجي را با هر كيفيت نامناسبي به سفر داخلي ترجيح مي‌دهد. مشكل زماني است كه ما دغدغه پيشرفت ايران را در زبان بيان كنيم و در عمل هيچ اهميتي نداشته باشد براي‌مان كه بر سر مرزنشين ايراني چه مي‌آيد. مشكل زماني است كه دنبال مقصر باشيم و چه مقصري بهتر از مسؤولان و خود كه بي‌تفاوت از كنار موضوعات عبور كنيم و صرفا سري تكان دهيم بر اين همه عقب‌ماندگي. مشكل زماني است كه ما به جاي فكر كردن و عميق‌تر شدن، راه سطحي شدن و فكر نكردن را برگزينيم. به واقعيت خود بها ندهيم و هر روز با استناد به ميراث ايران، بر تكبر تاريخي‌مان بيفزاييم و خود را مسؤول عقب‌ماندگي‌مان ندانيم. مشكل زماني به وجود مي‌آيد كه در تصميم‌گيري‌هاي روزانه زندگي‌مان، ردي از رفتار يك شهروند با پشتوانه تمدني و تاريخي چندين هزار ساله ديده نشود و فراموش كنيم نسل آينده‌اي خواهد آمد و خواهد پرسيد كه با ميراث ايران چه كرديم و بر مدال‌هاي تاريخي ايران چه افزوديم؟ مشكل زماني آغاز مي‌شود كه فراموش كنيم «از ماست كه برماست».

        مراسم پیرشالیار، آئینی به قدمت تاریخ

تاريخ انتشار: 18/11/1388

آئین باستانی پیرشالیار هر ساله و در اواسط فصل زمستان در روستای اورامان تخت برگزار می شود و برگزاری این مراسم سابقه ای به قدمت تاریخ دارد.

این مراسم که هر سال در آخرین چهارشنبه و پنج‌شنبه منتهی به نیمه بهمن ماه برگزار می‌شود آئینی است که بعضی از مورخان تاریخ برگزاری آن را به یک هزار سال پيش می‌دانند و عده‌ای دیگر نیز معتقدند که قدمت این مراسم بیش از اینهاست.

پس از پشت سرگذاشتن کوه‌های سربه فلک‌کشیده و عبور از جاده‌های پر پیج و خم و گذر از مسیر رودخانه سیروان که با آرامش خاصی همراه است و در دل کوه‌های سربه فلک کشیده رشته کوه‌های زاگرس، به یکی از روستاهای استان کردستان قدم می‌نهی که معماری آن زبانزد خاص و عام است و به دلیل ویژگی‌های فراوان این روستا به عنوان یکی از قطب‌های گردشگری در سطح کشور نیز به ثبت رسیده است.

روستای که معماری ویژه و خاص آن در کنار طبیعتی بکر و زیبا که به نوعی با انسان سخن می‌گوید هم اکنون به عنوان یکی از مناطق گردشگری کشور مطرح است و حتی در بعضی از روزها علاوه بر گردشگران داخلی افرادی را نیز از دیگر کشورهای خارجی به دامان خود می‌پذیرد.

روستایی که بام خانه جلويی، حیاطی است برای خانه دیگر و این داستان هم‌چنان تا انتهاي روستا ادامه می‌یابد. نوع معماری به کار رفته در آن نیز چشم هر بیننده‌ای را به سوی خود جذب می‌کند؛ به نحوی که معماری سنتی این روستا مبتنی بر سنگ بوده و در ساخت خانه‌های مسکونی از ملات به هیچ وجه استفاده نشده است.

روستای اورامان تخت در دهستانی به همین نام و در مسیر رودخانه سیروان یکی از برزگ‌ترین رودخانه‌های کشور قرار دارد که برگزاری آئین‌های مختلف در کنار معماری خاص و ویژه که با استفاده از صنایع بومی و محلی ساخته شده، سبب گشته که اورامان به شهرتی جهانی و بین‌المللی دست یابد.

یکی از حدسیات رایج درباره نام اورامان این است که واژه « اورامان» یا « هورامان» از دو بخش «هورا» به معنی اهورا و «مان» به معنی خانه، جایگاه و سرزمین تشکیل شده‌است.

بنابراین اورامان به معنی «سرزمین اهورایی» و جایگاه اهورامزدا است هور در اوستا به معنی خورشید نیز آمده و «هورامان» جایگاه خورشید نیز معنی می‌دهد.

از سوی دیگر فرهنگ و تمدن این کهن دیار به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران باستان با زیرساخت‌هایی محکم و استوار از موسیقی و عرفان گرفته تا ادبیات نوشته و نانوشته‌اش و آداب و رسوم مبتنی بر خرد جمعی و نبوغی سازگار با طبیعت اهورایی‌اش باعث شده که هرساله گردشگرانی از سایر نقاط کشور و در مواردی از بعضی از کشورهای دنیا از آن ديدن كنند. مردم روستای اورامان به زبان اورامی سخن می‌گویند و مردان اورامانی چوخه، پانتول، ملکی شال، دستار، فرنجی و کله بال و زنان آن جانی، کلنجه، شال، کلاه و کلله می‌پوشند که علاوه بر وجود رنگ های متنوع انواع این لباس‌ها، با زیور آلات مختلف تزئین خواهند شد.

پیش از ورود پارچه و کفش‌های خارجی و سایر منسوجات داخلی به استان کردستان، بیشتر پارچه‌ها و پای افزار مورد نیاز مردم روستای اورامان توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شده که هنوز هم تعدادي محدود از این نوع البسه وجود دارد.

مراسم «جشن عروسی پیر شالیار» مراسم سالگرد ازدواج پیری افسانه‌‌ای به نام شالیار است که ریشه در اسطوره‌ها و اعتقادات و آیین‌های قدیم مردم این سرزمین دارد.

این مراسم شامگاه سه‌شنبه با تقسیم گردوهای باغ پیر شالیار بین اهالی روستا آغاز می‌شود و به ترتیب با مراسم «کلاو روچنه»، قربانی کردن گاو و گوسفند و بز، پخت غذاهای مخصوص، دف‌نوازی و رقص عرفانی، سماع، پخش نذورات بین اهالی، نماز و ذکر و دعا، هم‌چنین برپایی مراسم شب‌نشینی و دست به دست گرداندن کفش چرمی پیر شالیار و تبرک آن و پخت نان مخصوصی به نام «کلیره مژگه» ( که از خمیر آرد، گردو خرد شده و پیاز درست می‌شود) در طول سه روز متوالی ادامه پیدا می‌کند.

اما امروزه پنج شنبه و جمعه منتهی به ۱۵ بهمن ماه را در نظر می‌گیرند و چهارشنبه قبل از آن را روز آغاز مراسم اعلام می‌کنند. اعلام شروع جشن بر عهده متولی پیر شالیار است که این کار را با تقسیم گردوهای درخت‌های وقفی پیر شالیار بین خانواده‌های روستای اورامان و روستاهای اطراف انجام می‌دهد.

کودکان وظیفه تقسیم این گردوها بین اهالی روستا را بر عهده دارند؛ به نحوی که کودکان روستای اورامان صبح چهارشنبه و قبل از طلوع آفتاب به گروه های سه یا چهار نفری تقسیم شده و با درب زدن و گفتن کلمه «کلاوروچنه» حضور خود در محل را اعلام می‌کنند و سپس صاحب خانه در قبال برداشتن چند عدد گردو از کیسه کودکان به آنها تنقلات و خوردنی هدیه می‌دهد.

هر ساله تعداد زیادی گوسفند که نذورات مردم برای پیر شالیار است در روز چهارشنبه و حدود ساعات ۹ صبح قربانی می‌شوند که این دام‌ها توسط اهالی و یا افرادی از روستاهای دیگر در اواخر فصل پاییز برای متولی فرستاده می‌شود و او در فصل زمستان از آن دام‌ها نگه‌داری کرده، در روز جشن همه آنها را قربانی می‌کنند.

تعداد گوسفندان قربانی شده گاه به ۷۰ تا ۸۰ رأس نیز می‌رسد. گوشت‌های قربانی‌شده را بین اهالی تقسیم کرده و با مقداری از آن نوعی آش به نام «ولوشین» تهیه می‌کنند و روز چهارشنبه  بعد از ساعت ۱۶ و اقامه نماز عصر در مسجد، آن آش نیز بین اهالی روستا و مهمان‌هایي که از سایر نقاط راهی اورامان شده‌اند، تقسیم می‌شود.

مراسم جشن در عصر پنجشنبه با شرکت اهالی روستا و افرادی از روستاها و شهرهای اطراف برگزار می‌شود. این مراسم توأم با برپایی رقص و سماع عرفانی به شکل دسته‌جمعی و نواختن دف است و در آن عده‌ای به عنوان متولی کار هدایت سماع کنندگان را بر عهده می‌گیرند.

کارگزاران این مناسک مذهبی را افرادی از طوایف مختلف روستای اورامان تخت و روستاهای اطراف تشکیل می‌دهند. در میان این طوایف بر اساس یک قرارداد نامکتوب و شفاف اجتماعی نوعی تقسیم کار بر اساس طایفه‌ای وجود دارد که بر اساس آن هر کس در طول ایام برگزاری مراسم پیرشالیار کار خود را انجام می‌دهد.

رقص و سماع عرفانی دراویش که در بیشتر روزهای این جشن همراه با نواختن دف برپا می‌شود، نوعی رفتار جمعی است که آنان را به احساسي مشترک می‌رساند.

آش تهیه‌شده از مواد مشارکتی و گوشت‌های قربانی (که به آن «ولوشین» می‌گویند) به عنوان خوراکی سمبولیک و غذايي نمادين است که در روز مراسم همه اهالی روستاي داراي نقش‌ها و پایگاه‌های اجتماعی مختلف از آن می‌خورند و به نوعی خوردن این غذا در روزهای جشن را متبرک می‌دانند.

حضور دسته‌جمعی افراد شرکت کننده در مراسم، دعا و ذکر همگانی در محوطه مزار، خوردن نان «کولیره مژگه» و ماست به صورت دسته‌جمعی و تثبیت باورهای ذهنی خود بوسیله بستن پارچه‌ای بر در و دیوار و درخت مزار آخرین مرحله از این حرکت جمعی است.

باور ذهنی زنان روستا نیز نسبت به پیرشالیار در رفتار جمعی و نقش مسلط آنان در پخت نان محلی متجلی می‌شود و مشارکت آنها همراه با دعاها، اعتقاد قبلی به پیرشالیار، جدیت در انجام کار و صحبت کردن با یکدیگر فضایی صمیمی در هنگام پخت نان و انجام کارهای این مراسم ایجاد می‌کند.

مراسم عروسی پیرشالیار امسال نیز همچون سال‌های گذشته و با حضور بیش از ۱۵ هزار نفر از مردم استان و خیل عظیم گردشگران داخلی و خارجی در روستای اورامان تخت برگزار شد و به رغم بارش برف و باران باز هم مردم در این شرایط سخت خود را به اورامان رسانده و در جشن پیرشالیار شرکت کردند.

به نقل از:

توريست آنلاين "نشريه الكترونيكي ايرانيان مالزي"

 

        نارسايي ها، دشواري ها و راه کارهاي گردشگري در ايران

تاريخ انتشار: 12/11/1388

در زمينه گردشگري ايران عوامل بازدارنده بسياري وجود دارند كه عرصه را بر ظهور توانايي هاي گردشگري ايران تنگ نموده اند؛ حال آنكه ايران كشوري است سرشار از قابليت ها و پتانسيل هاي جذب گردشگر؛ جاذبه هايي بسيار غني و كامل، كه اگر به جهانيان معرفي شوند و اين دوران گمنامي را سپري كنند، چه بسا ايران به يكي از كشورهاي پرگردشگر در سطح جهان بدل شود.

اين مقاله سعي كرده به برخي نارسايي ها و مشكلات درخصوص گردشگري ايران اشاره نموده؛ و سپس به راهكارهايي چند براي حل مشكلات بپردازد.

 

عدم وجود سياست گذاري درست و فراگير

ــ سختگيري و قانون هاي دست و پاگير در دادن ويزا به مشتاقان ديدار از ايران، تا آن جا که حتي عاشقان انقلاب اسلامي و دوستداران زيارت مشاهد مشرفه، توفيق ورود به ايران را پيدا نمي کنند و يا طول مدت دادن ويزا، حتي براي موارد ضروري، آن چنان است که خواستاران را نااميد و منصرف مي سازد.

ــ برخوردهاي غير منطقي و نامتوازن که در فرودگاه ها و ساير مبادي ورودي از سوي پليس، گمرک انجام گرفته و براي همه ي مسافران، چه داخلي و چه خارجي، زمينه هاي ناخشنودي و بدبيني را فراهم کرده است.

ــ عامل ديگر عدم وجود احساس امنيت کامل اجتماعي و قضايي جهان گردان است. اين امر از بعضي برخوردهاي غير مسئولانه و در بعضي موارد، از تخلفات آشکار ناشي مي گردد و نقش بسيار مهمي در جلوگيري ازگسترش جهانگردي در ايران دارد.

 ــ نارسايي هاي موجود در زمينه ي گسترش و تجهيز تأسيسات، اقامتگاه ها، هتل ها، راهنمايان آشنا به زبان هاي خارجي و...

ــ بدبين بودن مردم نسبت به خارجيان، که خود نابساماني و دشواري فرهنگي به شمار مي آيد و در بسياري از موارد، سبب ايجاد ديگر دشواري ها و بازدارنده ها مي گردد.

 اين برداشت نادرست از جهان گرد و جهان گردي، متأسفانه در ذهن بيشتر مردم ما وجود دارد و سبب شده است بيشتر مسئولان به خاطر رويارو نشدن با افکار عمومي جامعه، گامي در راه گسترش اين صنعت بر ندارند.

اين برداشت عبارت است از:

بيشتر جهانگردان از جامعه هاي غربي و افرادي هستند که به بي بند و باري و خوش گذراني عادت کرده اند. از اين روي، حضور آنان آسيب هاي جبران ناپذيري بر ارزش ها، فرهنگ ، عفت و نظم حاکم بر جامعه ي ما وارد خواهد آورد. تلاش براي گسترش جهان گردي در کشور ما، به سکوت در برابر انحراف هاي فکري واخلاقي جهان گردان، آماده کردن وسايل عيش و نوش آنان و دم برنياوردن در برابر خواسته هاي مردان هوسران، شرابخوار و مست و زنان عريان ايشان بستگي دارد. وجود چنين افرادي و ظهور چنان مناظري، آثار ناشايست و جبران ناپذيري بر روحيه و طرز تفکر مردان، زنان و جوانان ما خواهد داشت و جامعه ي ما را به سراشيبي سقوط و انحراف خواهد کشيد.

 همين برداشتها است که سبب شده هيچ يک از مسئولين به فکر اقدام عملي جديي در جهت گسترش جهان گردي نباشند؛ و برنامه ي همه جانبه و فراگيري در اين زمينه تدوين نگردد و حتي در برنامه هاي دولت، کوچکترين توجه و اشاره اي به اين امر مهم ديده نشود و افکار عمومي، موضعي شديد و سخت عليه جهان گردي در ايران اسلامي بگيرد و و جوانهاي متدين و پاي بند، هر حرکتي را براي راه انداختن چرخ جهان گردي در کشور، حرکتي انحرافي و مخالف اصول و ارزش هاي اسلامي بينگارند و خود را در هر گونه برخورد و رويارويي با جهان گردي وجهان گردان مجاز و بلکه مأجور بدانند.

 

 تمامي اين عوامل به عنوان باز دارنده هاي جهان گردي ايفاي نقش کرده اند و نتيجه اين شده است که ما با داشتن بهترين و پرجاذبه ترين توانايي هاي جهان گردي، هيچ گونه بهره اي از آن نبرده ايم؛ نه فرهنگي و نه اقتصادي و نه ... .همين سبب شده است كه با وجود تهاجم تبليغاتي دشمن، از اين توانايي ها هيچ استفاده اي نکنيم؛ از نظر اقتصادي هم از کم درآمدترين کشورها در اين صنعت باشيم؛ هنوز به طور کامل به نفت وابسته باشيم و در نتيجه اقتصادمان بازيچه سياست هاي استکبار جهاني باشد؛ سرمايه هاي تاريخي و فرهنگي مان نه تنها سود و بهره اي نداشته باشند، بلکه تبديل به مراکزي پرهزينه و درحال ويراني گردند و سرمايه گذاري هاي پيشين بدون استفاده بمانند و رو به نابودي بروند و تمامي تلاش هايي که در بعضي منطقه ها، همچون: منطقه هاي آزاد کيش و قشم و... شده است، بي نتيجه بماند.

 

 اينک بايسته است، به بررسي بازدارنده هاي ياد شده بپردازيم تا ببينم موارد ياد شده تا چه اندازه واقع بينانه هستند؛ و آيا مي توان درمان و راه چاره اي براي اين مقوله انديشيد يا نه؟

بد نيست که از کارآمدترين اين بازدارنده ها آغاز کنيم، همان که در شمارش بازدارنده ها پس از همه ياد شد:

بررسي ديدگاه :"بيشتر جهان گردان افرادي عياش و خوش گذران هستند و..."

اگر چه در ابتداي امر از کلمه ي جهان گرد، مرد يا زني چشم آبي، با موهاي بلند و ژوليده ي بور و شلورهاي کوتاه و مندرس يا پاره پاره به ذهن مي رسد، ( شايد به خاطر فرنگي بودن لفظ توريست، يا چشم گير بودن مصاديق توريست غربي )، ولي با اندکي دقت مي توان دريافت:

نخست آن که بسياري از مردم براي آرامش اعصاب، رفع خستگي، آشنايي با ديگر کشورها و ملل، ديدن و لذت بردن از چشم اندازهاي طبيعي، آشنايي با پيشينه ي تاريخ بشري، مطالعات علمي و باستان شناسي و.... سفر مي کنند.

اين گونه نيست که همه ي جهان گردان براي عياشي و خوش گذراني سفر کنند. درصدي در خور توجه ازجهان گردان را جهان گردان فرهنگي تشکيل مي دهند و ما اگر بتوانيم بخشي از اين گروه عظيم را به ايران جذب کنيم، خود براي رسيدن به هدف هاي فرهنگي، علمي، اجتماعي و اقتصادي جامعه ي ما کافي است.

دوم آن که جهان گرداني که براي عياشي و خوش گذراني مسافرت مي کنند، هيچ گاه ايران اسلامي را براي اين کار بر نمي گزينند. آنان مي دانند که در ايران مراکز عياشي و خوش گذراني مثل کافه، کاباره، کازينو و.... وجود ندارد. مي دانند که در ايران نمي توانند مشروبات الکلي و... بيابند؛ به ويژه آن که در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تمامي بوق هاي استکباري تلاش خود را در اين امر به کار بسته اند که جامعه ي ايران و نظام جمهوري اسلامي را به عنوان يک نظام سخت گير، با مجازات هاي سخت و خشن به دنيا معرفي کنند. در ذهن مردم دنيا، اين گونه انگاشته مي شود که اگر کسي در ايران خمر بنوشد ، يا زنا و حتي ارتباطي ساده، در حد گفت و گوي دوستانه با جنس مخالف داشته باشد، مورد بدترين و کشنده ترين مجازات ها قرار مي گيرد، به چهره ي زنان بي حجاب اسيد پاشيده مي شود و پستان زن هاي بي چادر بريده مي شود و... بنابراين، جهان گرداني که براي خوش گذراني به سفرمي روند، ايران را برابر خواست و سليقه ي خود نمي بينند و به ايران سفر نمي کنند.

وقتي که در بعضي از کشورها بهترين وسايل عياشي و لذت جويي را در اختيار جهان گردان مي گذارند و براي آنان مستهجن ترين رقص ها و مبتذل ترين آهنگ ها و موسيقي ها و مدرن ترين فاحشه خانه ها و... را فراهم مي کنند، آيا باز هم مي توان انگاشت و پنداشت که جهان گردي براي خوشگذراني ايران را برگزيند و به ايران بيايد؟ بي گمان، پاسخ اين پرسش منفي است و بلکه به طور کامل قضيه، عکس اين پندار است؛ يعني گروهي از جهان گردان براي ديدن جامعه اي که در آن، به گونه آشکار از شراب و قمار و مواد مخدر و فحشا و... خبري نيست، به ايران مي آيند و در مدت اقامتشان در ايران، توقع چنين خوش گذراني هايي را هم ندارند.
سوم، ما مي توانيم با کارهاي گوناگوني که مي کنيم، جهان گرداني را که مي خواهيم، از بين اين خيل جهان گرد جدا کنيم، در مثل، وقتي براي ديدار از ايران تبليغات مي کنيم، برخلاف کشورهايي که بر روي جلد بروشورها و يا تصاوير فيلم هاي تبليغاتي شان، نمايشي از فضاي کاباره ها، يا بدن نيمه عريان رقاصه ها و... دارند، ما بر فضاي عرفاني و اسلامي کشورمان تأکيد کنيم. تصوير بارگاه امام رضا عليه السلام، عکس هاي پر کشش فرهنگي و تاريخي کشور، عكس هاي مربوط به مراسم باستاني كشور ، نظير نوروز و چهارشنبه سوري، همه و همه اين را به ذهن بيننده القا مي کند  که در اين کشور هر چه هست، سخن از فرهنگ و علم ودين و عرفان است. نه آن لودگي ها و بيهودگي ها... و از همين مرحله است که ما به غربال کردن جهان گردان مي پردازيم و آنان که در پي عياشي و خوش گذراني هستند، سر خود مي گيرند و راه خود مي روند و زحمت ما نمي دارند.

 

روش هاي ديگري هم براي برگزيدن جهان گردان وجود دارد که يکي دو مورد از آنها در ذيل مي آيد:

* تشکيل شرکت ها و مؤسسات جهان گردي در هر کشور، توسط مردم همان کشور: ما مي توانيم در هر کشور، شرکت جهان گردي با مشارکت مردم همان کشور تأسيس کنيم. در اين شرکت، مدير يا کارکنان براي مشتريان خود، شرايط فرهنگي و اجتماعي ايران را بازگو مي کنند و تنها آنان را که مي خواهند با انگيزه هاي فرهنگي يا علمي ... و نه براي عياشي، به ايران سفر کنند، برگزينند.

* گزينش جهان گرد در سفارتخانه ها و به هنگام دادن ويزا نيز، يکي ديگر از مراحل انتخاب جهان گردان است.


چهارم: درجهان امروز، نزديک به 5/1 ميليارد مسلمان داريم که حدود 170 ميليون آنان شيعه هستند. اگر ما بتوانيم چند درصد از شيعيان را در هر سال براي يک سفر زيارتي به ايران جذب کنيم، براي ما کافي است. بيشتر مسلمانان و به ويژه شيعيان از نظر فرهنگي به ما نزديک ترند و آمد و شد آنان به جامعه ي ما با آفت ها و آسيب هاي کمتر همراه خواهد بود. اين بدان معناست که حتي اگر همه ي جهان گردان غير مسلمان را افرادي عياش و خوش گذران بينگاريم، باز هم مي توانيم به شمار کافي از بين مسلمانان، جهان گرد داشته باشيم.

 

از آنچه در اين بخش گذشت، روشن شد که ما نبايد گمان کنيم، همه ي جهان گردان براي عياشي و خوش گذراني به سفر مي پردازند؛ بلکه شماري از آنان با هدفهاي علمي و فرهنگي به جهانگردي مي پردازند و حتي بعضي براي عبادت و زيارت به ايران مي آيند و ما مي توانيم از اين فرصت استفاده کنيم و به گونه اي خردمندانه و منطقي( و البته نامحسوس )، حقايق ديني، ارزش هاي مذهبي، مظلوميت شيعه و فشارهاي ظالمانه اي که به انقلاب اسلامي آمده است و... را براي آنان بيان کنيم و تبليغات استکباري ملحدان ضد دين را افشا کنيم.

 

ولي هنوز قضيه خاتمه نيافته و مسأله حل نشده است؛ چرا که حتي اگر فرض کنيم جهان گردان براي عياشي به کشور ما نمي آيند و بلکه از بين آنان ما تنها جهان گردان فرهنگي و حتي جهان گردان مسلمان و شيعه را انتخاب مي کنيم، باز هم مشکلي ديگر رخ مي نمايد و آن اين که به هر حال، آنان که در جامعه هاي بي قيد و بند با بي مبالاتي و لاابالي گري زندگي کرده اند، افرادي لاابالي و بي بند و بار هستند. حتي اگر براي عياشي هم نيايند، رفتارهايشان براي جامعه ي ما زيان دارد و نظم و امنيت عمومي و اخلاق خانواده ها و جوانان ما را به فساد مي کشد. در اين جا بايسته است به دو ديدگاه اشاره اي داشته باشيم:

ديدگاه اول، براي پديد آوردن جامعه ي اسلامي سالم، نبايستي هيچ گونه مظهر و انگيزه فساد و و زمينه  و ابزار انجام گناه در جامعه به چشم بخورد؛ زنان با پوشش کامل در جامعه حضور داشته باشند؛ رسانه ها به طور کامل کنترل شوند و به هيچ روي نتوانند فساد و انحراف را به جامعه تزريق کنند و... در اين صورت، جامعه اي سالم و به دور از فساد خواهيم داشت.

 ديدگاه دوم، اگر چه حذف زمينه هاي گناه مي تواند تا اندازه ي زيادي آمار فساد و انحراف را در جامعه کاهش دهد، ولي حقيقت اين است که راه حل نهايي به شمار نمي آيد.

 کساني که در جامعه ي اسلامي در اثر کنترل هاي جدي از انجام گناه باز مي مانند، اگر اين گونه را خود برنگزينند و در واقع، گونه اي تحميل در شيوه ي زندگي آنان وجود داشته باشد، درنخستين لحظه احساس آزادي همه ي رشته ها را پنبه مي کنند و همه ي قيد و بندها را کنار مي گذارند. بايد به گونه اي جدي، در پي ساختن افرادي معتقد و مسلمان باشيم و از رو به رويي با فرهنگ هاي فاسد و منحرف نيز خيلي هراس نداشته باشيم.

 تجربه ي بيست ساله ي جامعه ي ما نشان مي دهد حذف شرايط گناه و کنترل ظواهر آن در جامعه، به تنهايي نمي تواند در به وجود آوردن جامعه اي سالم توفيق کامل داشته باشد. ما هنوز در جامعه خود شاهد موارد فراواني از قاچاق و اعتياد به مواد مخدر هستيم. مشروبات الکلي در جامعه ي ما ريشه کن نشده است و تنها به شكلي غيرعلني تبديل شده است. ارتباطات نامشروع به گونه پنهاني در جامعه وجود دارد... .

بنابراين، اگر اصلاح جامعه تنها مبتني بر حذف شرايط گناه و بسته نگه داشتن جامعه باشد، نبايد منتظر توفيق چشم گيري بود. به ويژه آن که دست هاي پيدا و ناپيدا، در تلاش اند که از راه گسترش فساد و با فيلم هاي ويديويي و برنامه هاي ماهواره اي و... جوانان ما را منحرف کنند؛ و در برابر ما به تربيت و ارشاد و ساختن روحيه هاي قوي و شخصيت هاي پاي بند و استوار کمتر توجه کرده و بيشتر به حفظ ظواهر انديشيده ايم.

 

با توجه به موارد بالاست که به نظر مي رسد، اگر بتوانيم از بين جهان گردان، جهان گردان فرهنگي را برگزينيم؛ به طرف جذب جهان گردان مسلمان، به ويژه شيعيان حرکت کنيم؛ در تبليغات جهان گردي جو فرهنگي و اسلامي جامعه خود را به نمايش بگذاريم و در شرکت هاي جلب توريست و سفارتخانه ها در زمان دادن ويزا، ارزش هاي اسلامي و بايستگي توجه به آنها را به جهانگرد يادآور شويم، مي شود اميدوار بود که شاهد لاابالي گري جهان گردان نباشيم و اگر هم گاه گاهي مواردي به چشم خورد، همانند مواردي که در بين افراد لاابالي مردم خودمان وجود دارد، باشد و با برخورد منطقي و خردمندانه دست اندرکاران و جلوگيري از اين موارد، شايد جايي براي نگراني زياد وجود نداشته باشد.

بررسي ديدگاه :"در خدمت عياش هاي جهان گرد، يا پذيرايي کريمانه از ميهمانان"

بدبيني مردم ما در زمينه پذيرش جهانگرد، جنبه ي ديگري هم دارد و آن همان موردي است که در همه ي کشورها به عنوان يکي از آثار ناشايست جهان گردي شمرده مي شود: با پذيرش جهانگرد، ملت ميزبان به خدمت گزاري حقير در مقابل جهان گردان تبديل مي شود.

درآمد خدمت به جهانگردان معمولاً بيش از درآمد توليد، يا خدمات ديگر اجتماعي است. در مثل، مبلغي که جوان خدمت گزاري براي برداشتن چمدان يک جهان گرد به عنوان انعام دريافت مي کند، در حدود مبلغي است که پدر او براي يک روز کار در مزرعه دريافت مي کند. به همين جهت، يک بعد از بدبيني جامعه ما نسبت به جهان گردي، متوجه حفظ عزت و حيثيت اسلامي مردم است.

در بررسي اين ديدگاه، به نظر مي رسد اگر هدفي اصلي جهان گرد در ايران، مسائل اقتصادي باشد، کم کم همه چيز و حتي حيثيت و عزت اسلامي خود را فداي درآمدهاي ارزي خواهيم کرد و اين مشکل به گونه ي جدي در جامعه ي ما رخ خواهد نمود؛ اما اگر راه ها و وسايل ديگر را در جهت ورود ميهماناني فراهم کنيم، تا پيام رسان حق بودن مکتب ما و مظلوميت امت ما به جهان باشند، هر حرکتي در اين مسير، نه در خدمت عياشي آنان، که عملي ستودني در خدمت هدفي مقدس خواهد بود.

فرهنگ اسلامي ما جايگاه ارزش مندي براي پذيرايي از ميهمان قائل شده است و مردم ما در اين صورت، ميزبان جهان گردان خواهند بود و بسيار کريمانه به معيارها و ترازهاي ميهمان نوازي معمول ايرانيان عمل خواهند کرد واين بر عزت و شکوه بزرگي آنان خواهد افزود. اين را نيز ناگفته نبايد گذاشت که ميهمان تا زماني عزيز است که به ارزش هاي مورد توجه ميزبان، احترام بگذارد و مقدسات او را لگدمال نکند.

اينک که با شرح، بازدارنده ها و دشواري هاي گسترش جهان گردي را بررسي کرديم، وقت آن رسيده است پيشنهادهايي را براي از بين بردن و زدودن نارسايي ها و آسان کردن مقدمات گسترش اين صنعت مورد بحث قرار دهيم.

 

 

راهکاري هاي پيشنهادي براي گسترش صنعت جهان گردي

به نظر مي رسد يکي از راه هاي عملي، تشکيل کميسيوني است براي پي گيري کارهاي ضروري اجرايي، با حضور نمايندگاني از ارگان هاي دست اندرکار، از جمله دفتر مقام معظم رهبري، مجلس شوراي اسلامي، وزارت ارشاد اسلامي ، استانداران استانهاي جهان گرد پذير، گمرک، نيروي انتظامي، وزارت امور خارجه، مناطق آزاد، سازمان هاي فرهنگي و تبليغي، حوزه هاي علميه، صدا و سيما و شرکت هاي خدمات جهان گردي و... .


اين کمسيون مي تواند با پي گيري اجرايي، عهده دار راهکارهاي پيشنهادي زير باشد:


الف ) گشودن گره ها و دشواري هاي فرهنگي موجود

چنانچه گذشت، اساسي ترين مشکل جهان گردي در جامعه ي امروزي ما، بدبيني و نگاه بدبينانه مردم و مسئولان نسبت به اين قضيه است که مي توان از راه هاي زير گام هايي ارزش مند در جهت حل آن برداشت:

 

*دعوت از روحانيون، ائمه جمعه و جماعات و درخواست از ايشان براي طرح موضوع در سطح جامعه

 علما و روحانيون معظم مي توانند با بيان حقايق موجود در آموزه هاي عاليه اسلامي، نقش بسيار مهمي در تصحيح برداشت و عملکرد جامعه در اين زمينه داشته باشند. به عنوان نمونه، به چند عنوان در اين زمينه اشاره مي شود:

1. بخشش و گذشت نسبت به کافران

2. پرهيز از ستم و تعدي به کافران

3. نيکي و احسان به کافران

4. نگه داشت حقوق انساني و رفتار با کافران، برابر موازين اخلاق اسلامي

5. خير خواهي براي کافران


* تهيه و پخش برنامه هايي، اعم از ميزگرد و...؛ از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، براي روشن کردن  افکار عمومي در اين زمينه

* انتشار مقاله هايي در جرايد

 

ب ) کنترل چگونگي برخورد با جهان گردان

همان گونه که گذشت، برخورد با جهان گردان بايد کريمانه و همراه با موازين ميهمان نوازي باشد، اين امر از راه هاي زير عملي خواهد شد:

* ايجاد هماهنگي بين مسؤلان اجرايي در ارشاد، وزارت خارجه، گمرک، نيروي انتظامي و... و تلاش در جهت رفع بازدارنده ها و آسان سازي ورود و خروج و حذف قانون هاي دست و پاگير، که پاره اي چندان هم ضروري نيستند.

*تهيه فتاوا و ديدگاه هاي فقها و بزرگان در مورد احکام جهان گردان

در بسياري از موارد، حدود برخورد با خارجيان، به ويژه کافران، به گونه دقيق روشن نشده است. و اين خود، سبب بعضي ناهماهنگي ها در برخورد با غير مسلمانان است.

*جلوگيري از اعمال فشار و سخت گيري هاي بي مورد به جهان گردان

در بسياري از موارد، سليقه هاي شخصي، فشارها و سخت گيري هايي را بر جهان گردان اعمال مي کند که بسيار بيش از ميزاني است که در احکام شرع يا قوانين، مورد انتظار بوده است.

*تهيه و تدوين ضوابطي که بايد توسط جهان گردان در جوامع اسلامي و جمهوري اسلامي ايران رعايت شود

اين ضوابط را مي توان از طريق سازمان هاي بين المللي جهان گردي در اختيار جهان گردان گذاشت.

*برنامه ريزي و پي گيري براي برآوردن قانون هاي لازم

اگر چه در بسياري از موارد، قوانين ضروري که امنيت اجتماعي و قضايي جهان گردان را برآورد، وجود دارد و مشکل، بيشتر ناشي از توجه نداشتن به قانون ها است؛ ولي به هر حال اين کميسيون مي تواند در موارد لزوم، پي گيري هاي لازم را براي تأمين و تصويب قانون هاي لازم داشته باشد.

ج )تلاش در جهت ايجاد و گسترش توانايي هاي لازم

راه هاي زير در اين زمينه کار ساز خواهد بود:

* دادن تسهيلات بانکي و حمايت لازم براي تأسيس هتل، سالن غذاخوري، ابراز و وسايل تفريحي و ساز و برگ هاي ضروري در مراکز جهان گردي توسط بخش خصوصي

* تأسيس و کمک به تأسيس شرکت هاي پذيرش جهان گرد، خدمات جهان گردي، تورهاي ايران گردي و...  

* تربيت راهنمايان آشنا به زبان هاي خارجي و دانستني هاي ضروري در اين زمينه

د ) تلاش در جهت تبليغ، انتخاب و جذب جهان گرد

شايد اين مرحله پس از برآوردن سه مرحله ي پيشين بيشتر در خور اجرا باشد.

 راهکارهاي ذيل در اين زمينه پيشنهاد مي گردند:

* تبليغ گيرايي ها و کشش هاي جهان گردي ايران در کشورهاي خارجي از راه جرايد، تلويزيون و شبکه هاي کامپيوتري
* ايجاد مؤسسات جذب جهان گرد

 اگر اين مؤسسات توسط افراد محلي و با حمايت مالي جمهوري اسلامي تشکيل شده و فعاليت کنند، بسيار موفق تر خواهند بود.

* ايجاد مؤسسه جهان گردي در سازمان کنفرانس اسلامي

 اين امر با توجه به استقبال کشورهاي اسلامي اقدامي عملي و کارا به نظر مي رسد.

*در نظر گرفتن تسهيلات و تخفيف در بعضي عوارض گمرکي و... براي جهان گردان

* استفاده از تجارب کشورهاي موفق در اين زمينه

        مجتبي سارنگ با محق دانستن مسافر براي اطلاع يافتن از نوع هواپيما و شركت‌هاي هواپيمايي، اظهار كرد:

وقتي شركت‌هاي معتبر هوايي قدرت جذب دارند، طبيعتا مسافر را به خود جلب مي‌كند و اين حق براي تبليغ آن‌ها داده مي‌شود. علاوه بر اين، در قوانين بين‌المللي هواپيمايي (ياتا) اصلا درباره‌ي اعلام كردن يا نكردن نام هواپيما يا شركت هواپيمايي تصميم گرفته نشده است، چون اعلام كردن آن منعي ندارد.

وي ادامه داد: شركت هواپيمايي موظف است، همان تيپ و نوع هواپيمايي را كه آژانس به ازاي آن، پول پرداخت كرده است، بدهد، چون ما براساس وعده‌ي شركت هواپيمايي، آن خدمات را به مشتري مي‌فروشيم و شركت‌هاي هواپيمايي بايد در اين‌باره متعهد باشند.

اين عضو انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي ايران گفت: پس از سوانح هوايي اخير در كشور، بيش‌تر مسافران هوشيار شده‌اند و از آژانس‌دار مي‌خواهند، نوع هواپيما و شركت هواپيمايي را در قراردادشان با آن دفتر خدمات مسافرتي ذكر كند.

او درباره‌ي اين اقدام سازمان هواپيمايي براي مقابله با تبليغات كاذب برخي آژانس‌ها، بيان كرد: ‌اگر اين بخش‌نامه براي جلوگيري از اين اتفاق باشد، خوب است و ما همواره در بازرسي‌هاي كميته‌ي فني نظارت بر عملكرد دفاتر خدمات مسافرتي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به اين موضوع توجه داريم. هم‌چنين بسياري از دفاتر خدمات مسافرتي در چند سال گذشته به‌خاطر پي‌گيري‌هاي صورت‌گرفته، از اين‌گونه تبليغات كاذب دست برداشته‌اند.

سارنگ ادامه داد: اين موضوع كه سازمان هواپيمايي خارج از بخش‌نامه‌ي خود مبني بر ممنوع شدن اعلام نام هواپيما و شركت هواپيمايي، اين اجازه را به آژانس داده است كه در تماس تلفني يا مراجعه‌ي حضوري مشتري، اين موارد را اعلام كند، جاي بحث دارد، چراكه پي‌گيري قانوني وعده‌هاي شفاهي در صورت تخلف، سخت‌تر است و حتما بايد در قراردادهاي كتبي اين موارد ذكر شوند.

اين عضو انجمن صنفي دفاتر خدمات مسافرتي افزود: تغيير نوع هواپيما در اختيار دفاتر خدمات مسافرتي نيست و آژانس‌ها هر آنچه را كه شركت‌هاي هواپيمايي عرضه كرده‌اند، مي‌فروشند؛ اما هرگاه در اين‌باره مشكلي پيش مي‌آيد، مشتري از آژانس‌ بازخواست مي‌كند. وي هم‌چنين درباره‌ي بخش‌نامه‌ي قابل استرداد بودن بليت‌هاي چارتري، تأكيد كرد: اين بخش‌نامه بايد نخست براي شركت‌هاي هواپيمايي صادر شود، چون مسافر براي باطل كردن بليت چارتري خود اصولا به آژانس مراجعه مي‌كند، آژانس هم براساس اين بخش‌نامه، پول مشتري را مي‌پردازد؛ اما شركت‌هاي هواپيمايي كه اين بخش‌نامه را نگرفته‌اند، در قبال آژانس و پرداخت پول آن، چه وظيفه‌اي دارند؟

سارنگ بيان كرد: قرارداد چارتر ميان آژانس و شركت‌هاي هواپيمايي معمولا يك‌طرفه است و هيچ حق انتخابي براي خريدار صندلي چارتر وجود ندارد. شركت‌هاي هواپيمايي شروط خود را براي اين كار تعيين مي‌كنند و اگر آژانس‌ يك بند آن‌ را قبول نكند، قرارداد باطل است.

وي گفت: وقتي عرضه كم و تقاضا بالا باشد، شركت‌هاي هواپيمايي معمولا در تنظيم قرارداد، ساز خود را مي‌زنند. بنابراين پيش از آژانس‌ها، اين بخش‌نامه بايد به شركت‌هاي هواپيمايي داده شود.

اين عضو كميته‌ي فني نظارت بر عملكرد دفاتر خدمات مسافرتي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري معتقد است: اين بخش‌نامه عملي نخواهد بود و اساسا يا نبايد صندلي‌هاي چارتر وجود داشته باشند يا اگر بخش‌نامه‌اي براي آسان‌سازي شرايط صادر مي‌شود، بايد از رده‌هاي بالايي اجرا شود.

        گردشگران، متضرر واقعي حذف يارانه‌هاي گردشگري

تاريخ انتشار:16/9/1388
 
هنگامي كه يارانه‌هاي آب، برق، گاز و غيره برداشته شود؛ هيچ هتلداري براي اينكه ضرر نكند اتاق‌هايش را به نرخ قبل نمي‌دهد. بنابراين سفر گران شده و هزينه اين سفر گران به گردشگر تحميل مي‌شود.
 رئيس جامعه هتلداران كيش گفت: هنگامي كه يارانه‌هاي آب، برق، گاز و غيره برداشته شود؛ هيچ هتلداري براي اينكه ضرر نكند اتاق‌هايش را به نرخ قبل نمي‌دهد. بنابراين سفر گران شده و هزينه اين سفر گران به گردشگر تحميل مي‌شود.
 
مسيح‌اله صفا با اعلام اين مطلب به CHN افزود: براي بررسي تاثير لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها بايد از دو جنبه كوتاه‌مدت و بلندمدت به آن نگريسته شود و پيامدهاي هركدام بطور مجزا تحليل شود.
 
وي با اشاره به تبعات آني و كوتاه‌مدت اظهار داشت: آنچه مسلم است در كوتاه مدت هم هتلدار و گردشگر متضرر مي‌شوند. چراكه از يك سو با حذف يارانه هتلدار قيمت را بالا مي‌برد و قيمت گران شده به مسافر تحميل مي‌شود و از سوي ديگر سفر گران با ركود و كاهش مسافر روبه رو شده و هتلدار متضرر مي‌شود.
 
به اعتقاد اين هتلدار با توجه اينكه سفر گران كمترين مشتري را دارد در بلندمدت نيز بخش‌هاي ارائه‌دهنده خدمات سفري دچار ركود و ضرر مي‌شود.
 
مسيح‌اله صفا در پاسخ به سوال CHN مبني بر اينكه كارشناسان اقتصاد گردشگري معتقدند كه براي رقابت‌پذيري صنعت توريسم ايران سرانجام بايد زماني يارانه‌هاي گردشگري برداشته شود، گفت: با اين اصل موافقم كه صنايع و خدمات براي اينكه روي پاي خود بايستند، بايد يارانه‌هاي آنها برداشته شود. اما پس از برداشتن يارانه‌ها فعالان بخش‌هاي توليدي و خدماتي متضرر نشده و به تدريج روي پاي خود مي‌ايستند اما ضرر واقعي متوجه مصرف‌كننده كه بايد پول بيشتري پرداخت كند.
 
وي همچنين به تورهاي ورودي اشاره و تصريح كرد: ممكن است گردشگري داخلي با يارانه مستقيمي كه مردم دريافت مي‌كنند اندك رونق خود را بازيابد، اما تورهاي ورودي چون هيچ جبراني براي يارانه حذف شده در نظر گرفته نشده است، نابود خواهند شد و كشورمان معدود توريست‌هاي ورودي خود را هم از دست خواهد داد.
 
رئيس جامعه هتلداران كيش در پايان خاطرنشان كرد: در شرايطي كه گردشگري كشور از يارانه برخوردار است، فعالان اين حوزه به دليل اوضاع نامساعد ستاد بحران تشكيل داده و به فكر نجات بخش خصوصي فعال در اين حوزه‌اند. حال اگر يارانه‌ها برداشته شده و تمهيدات حمايتي اتخاذ نشود، معلوم نيست چه بر سر گردشگري كشور مي‌رود.
        .

عربستان چگونه از زائران در برابر آنفلوآنزاي نوع «آ» محافظت مي‌كند؟

با فرارسيدن ايام تشريق و تجمع هم‌زمان حجاج در مناطق محدود، اين پرسش مطرح است كه عربستان براي محافظت از زائران در برابر آنفلوآنزاي نوع «آ» چه تدابيري را انديشيده است؟

اگرچه مسؤولان هيأت پزشكي و سازمان حج و زيارت با اشاره به تعداد بيماران حج امسال و خالي بودن بيمارستان‌هاي ايران در مكه و مدينه اعلام كردند، هيچ نگراني درباره‌ي آنفلوآنزاي نوع «آ» و خطر شيوع آن در ميان حجاج ايراني وجود ندارد و حتا حلي‌ساز ـ رييس هيأت پزشكي حج و زيارت ايران ـ اطمينان داد كه نياز نيست زائران، واكسن آنفلوآنزاي نوع «آ» را استفاده كنند؛ اما قطعا بيان اين مسايل، دليلي بر نبود خطر شيوع و ابتلا به ويروس آنفلوآنزاي نوع «آ» در ايام تشريق كه تجمع زائران بيش‌تر از هميشه و در مناطق محدود اتفاق مي‌افتد، نيست.

در روزهاي نخست اعزام حجاج به عربستان، درحالي‌كه انتظار مي‌رفت، اين كشور تدابير جدي‌تري را براي مقابله با گسترش اين ويروس اتخاذ كند، اما برخلاف برنامه‌ها و محدوديت‌هايي كه عربستان پيش از آغاز حج اعلام كرده بود، تاكنون اجراي برنامه‌اي خاصي در نقاطي كه حجاج حضور دارند، ديده نشده است.

يكي از مقامات وزارت حج عربستان پيش از حج اعلام كرده بود، با هدف جلوگيري از ورود زائران آلوده به ويروس آنفلوآنزاي نوع «آ» به اين كشور براي شركت در مراسم حج امسال، از دستگاه‌هاي پيشرفته‌اي با عنوان اسكنرهاي حرارتي يا تب‌سنج در فرودگاه‌هاي اين كشور، بويژه در شهر جده استفاده مي‌شود تا به اين وسيله، زائراني كه امكان دارد، به ويروس آنفلوآنزاي نوع «آ» آلوده باشند، شناسايي شوند.

اگرچه در زمان طرح اين موضوع، بسياري از كارشناسان بهداشتي در استفاده از اسكنرهاي حرارتي براي تشخيص اين بيماري ترديد داشتند، اما هنگام ورود زائران، از اين دستگاه‌ها و كنترل‌هاي شديد در عربستان خبري نبود.

اداره‌ي‌ غذا و داروي عربستان نيز با تأييد يك نوع از واكسن‌هاي توليدشده براي مقابله با آنفلوآنزاي نوع «آ»، پيش از فرارسيدن موسم حج اعلام كرده بود: به مقدار كافي، واكسن براي محافظت از زائران و مردم اين كشور در برابر ابتلا به اين بيماري تهيه خواهد كرد.

رويترز در اين گزارش كه پيش از آغاز حج منتشر كرده، آورده بود كه عربستان حدود 25ميليون نفر جمعيت دارد و حدود دوميليون زائر هم براي انجام مراسم حج در مكه و مدينه حضور مي‌يابد. به‌ همين دليل، 10ميليون واكسن به كشورهاي بلژيك، انگليس و آمريكا سفارش داده و نخستين محموله‌ي آن را تحويل گرفته است.

مسعود مجردي ـ رييس ستاد حج و زيارت در مدينه ـ در همان روزهاي نخست ورود زائران به عربستان، با مشاهده‌ي وضعيت موجود در اين كشور، گفت: به اندازه‌اي كه ما آنفلوآنزاي نوع «آ» را جدي گرفتيم، كشور ميزبان اين امر را جدي نگرفته و در مراكز مختلف زيارتي در اين‌باره از سوي عربستان كار جدي انجام نشده است. هم‌چنين تاكنون از تزريق واكسن آنفلوآنزاي نوع «آ» توسط كشور عربستان خبري نبوده است.

مصطفي خاكسار قهرودي ـ رييس سازمان حج و زيارت ـ هم آن زمان گفت: كشور ميزبان اين امر را جدي نگرفته و در مراكز مختلف زيارتي، در اين‌باره از سوي عربستان كار جدي نشده است.

البته دولت عربستان اعلام كرده است كه بيمارستان‌هاي اين كشور براي پذيرش افراد مبتلا به آنفلوآنزاي نوع «آ» آماده‌اند.

اما در ميانه‌ي حج، خبر مرگ چهار زائر بر اثر آنفلوآنزاي نوع «آ» نگراني‌هايي را در ميان حجاج ديگر كشورها ايجاد كرد. البته وزير بهداشت عربستان سعودي اعلام کرد: ترس از آنفلوآنزاي نوع «آ» بي‌مورد است و از اين نظر، خطري هيچ‌يک از زائران بيت‌الله الحرام را تهديد نمي‌کند.

در ادامه‌ي بروز اين نگراني‌ها، قهرودي هم با بيان اين‌که براساس اعلام مقامات بهداشتي سعودي، وضعيت بيماري آنفلوآنزاي نوع «آ» به‌طور عمومي نگران‌کننده نيست، گفت: مجموع آمار مبتلايان 29 نفر است و خوشبختانه هيچ موردي از ابتلا به آنفلوآنزاي نوع «آ» در بين زائران ايراني ديده نشده است. البته آمادگي کامل براي مقابله با شرايط احتمالي وجود دارد و به‌محض مواجه با موارد مشکوک، با حساسيت بسيار بالا، موضوع بررسي و پي‌گيري مي‌شود و با وجود توانايي، تجهيزات و تخصص، به موضوع‌ها با فوريت رسيدگي مي‌شود.

عربستان پيش از آغاز حج از كشورهاي اعزام‌كننده‌ي زائر درخواست كرده بود، دست كم 10 روز پيش از اعزام زائران، آن‌ها را در برابر آنفلوآنزاي فصلي واكسينه كند تا خطر شيوع بيماري آنفلوآنزاي نوع «آ» در بين حجاج كم‌تر باشد. به‌نظر مي‌رسد، اين كشور در موسم حج با اطمينان از اين‌كه زائران توصيه‌هاي بهداشتي و درماني پيش از حج را جدي گرفته‌اند، در زمان برپايي مناسك حج، اقدام خاصي را انجام نداده است.

اين درحالي است كه بسياري از زائران، بويژه حجاج كشورهاي فقير در محله‌هاي فقيرنشين مكه و مدينه كه از امكانات بهداشتي مناسبي برخوردار نيستند، ساكن‌اند و در ايام تشريق و در سرزمين‌هاي عرفات، مشعر و منا كه تجمع زائران در محيط‌هاي محدودي اتفاق مي‌افتد، به‌دليل موقعيت خاص اين مناطق و نبود امكانات بهداشتي به‌صورت گسترده براي تمام زائران، خطر سرايت بيماري‌هايي مانند آنفلوآنزاي نوع «آ» در ميان حجاج وجود دارد

        نقش بی بدیل رسانه در توسعه گردشگری وصنایع دستی

اگر به فهرست بلند بالاي موانع و دشواري‌هايي که بر سر راه توسعه کشور در زمينه گردشگري وجود دارند،‌ نگاهي بيندازيم در مي‌يابيم که بي‌شک يکي از مهمترين و اساسي‌ترين اين موانع،‌ ناآشنا بودن گردشگران داخلي و خارجي با جاذبه‌هاي گردشگري و نيز امکانات و تسهيلاتي است که براي گردشگران در نقاط مختلف کشور فراهم شده است.

البته اين بدان معنا نيست که اين صنعت با موانع ديگري رو به رو نيست، اما اين مسئله يعني ناآشنا بودن گردشگران با جاذبه‌ها و امکانات گردشگري باعث مهجور ماندن مراکز جذب‌کننده گردشگر و نيز بلااستفاده ماندن تسهيلاتي مي‌شود که براي جذب گردشگر به اين مراکز فراهم شده است. وضعيت صنايع دستي نيز وضعيتي مشابه است.
اگر به فهرست بلند بالاي موانع و دشواري‌هايي که بر سر راه توسعه کشور در زمينه گردشگري وجود دارند،‌ نگاهي بيندازيم در مي‌يابيم که بي‌شک يکي از مهمترين و اساسي‌ترين اين موانع،‌ ناآشنا بودن گردشگران داخلي و خارجي با جاذبه‌هاي گردشگري و نيز امکانات و تسهيلاتي است که براي گردشگران در نقاط مختلف کشور فراهم شده است.

البته اين بدان معنا نيست که اين صنعت با موانع ديگري رو به رو نيست، اما اين مسئله يعني ناآشنا بودن گردشگران با جاذبه‌ها و امکانات گردشگري باعث مهجور ماندن مراکز جذب‌کننده گردشگر و نيز بلااستفاده ماندن تسهيلاتي مي‌شود که براي جذب گردشگر به اين مراکز فراهم شده است. وضعيت صنايع دستي نيز وضعيتي مشابه است.

يعني يکي از دلايلي را که مي‌تواند بازار صنايع دستي کشور را با رکود مواجه کند بايد در عدم آشنايي مردم با اين هنرها جست و جو کرد. براي برداشتن اين مانع از سر راه توسعه صنعت گردشگري و صنايع دستي راهي جز تلاش براي معرفي جاذبه‌هاي گردشگري و صنايع دستي و آشنا کردن مردم با‌ آنها وجود ندارد.

در اين ميان رسانه‌ها نقش بي‌بديل دارند. رسانه مي‌تواند به عنوان ابزاري نيرومند و در دسترسي به اطلاع رساني در اين زمينه پرداخته،‌ به توسعه کشور در زمينه‌هاي ياد شده کمک شاياني کند.

از سويي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اگر چه يک سازمان اجرايي به حساب نمي‌آيد اما مي‌تواند از نقش هدايت کننده و جهت دهنده خود براي نيل به اين مقصود استفاده کند.

آشناسازي خبرنگاران و اصحاب رسانه با ميراث فرهنگي،‌صنايع دستي و گردشگري کشور نتايج بسيار مثبتي از جمله انعکاس مشاهدات آنان در رسانه‌هاي خبري مختلف را به همراه دارد که در نهايت به توسعه گردشگري و صنايع دستي کشور منجر خواهد شد.

بنا به دلايلي پيش گفته سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با برگزاري سفرهاي رسانه‌اي و فراهم آوردن امکان حضور اصحاب رسانه در نقاط مستعد گردشگري و شهرهاي پر آوازه در عرصه صنايع دستي سعي دارد تا از نقش هدايت کننده و سياستگذار خود براي رفع يکي از موانع اصلي توسعه صنايع دستي و گردشگري کشور که در ابتداي نوشته بدان اشاره شده،‌ نهايت استفاده را ببرد

يعني يکي از دلايلي را که مي‌تواند بازار صنايع دستي کشور را با رکود مواجه کند بايد در عدم آشنايي مردم با اين هنرها جست و جو کرد. براي برداشتن اين مانع از سر راه توسعه صنعت گردشگري و صنايع دستي راهي جز تلاش براي معرفي جاذبه‌هاي گردشگري و صنايع دستي و آشنا کردن مردم با‌ آنها وجود ندارد.

در اين ميان رسانه‌ها نقش بي‌بديل دارند. رسانه مي‌تواند به عنوان ابزاري نيرومند و در دسترسي به اطلاع رساني در اين زمينه پرداخته،‌ به توسعه کشور در زمينه‌هاي ياد شده کمک شاياني کند.

از سويي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اگر چه يک سازمان اجرايي به حساب نمي‌آيد اما مي‌تواند از نقش هدايت کننده و جهت دهنده خود براي نيل به اين مقصود استفاده کند.

آشناسازي خبرنگاران و اصحاب رسانه با ميراث فرهنگي،‌صنايع دستي و گردشگري کشور نتايج بسيار مثبتي از جمله انعکاس مشاهدات آنان در رسانه‌هاي خبري مختلف را به همراه دارد که در نهايت به توسعه گردشگري و صنايع دستي کشور منجر خواهد شد.

بنا به دلايلي پيش گفته سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري با برگزاري سفرهاي رسانه‌اي و فراهم آوردن امکان حضور اصحاب رسانه در نقاط مستعد گردشگري و شهرهاي پر آوازه در عرصه صنايع دستي سعي دارد تا از نقش هدايت کننده و سياستگذار خود براي رفع يکي از موانع اصلي توسعه صنايع دستي و گردشگري کشور که در ابتداي نوشته بدان اشاره شده،‌ نهايت استفاده را ببرد
        خطرناکترين فرودگاه‌هاي جهان

 فرودگاه ها، معمولا نقاط آغازين و پاياني مسافرت‌هاي هوايي محسوب مي‌شوند. اماکني وسيع، در بسياري از موارد در وسط شهر، که حال و هوايي متفاوت را در هنگام برخاستن و يا فرود آمدن هواپيما براي مسافران به وجود مي‌آورند.

 با اين وجود، چهره شدن، اين خصلت هميشگي بشر، وي را تحريک به خلق موقعيت‌هايي مي‌کند که حتي با وجود خطرات فراوان، مانع از انجام آن نمي‌شود. فرودگاه‌هاي خطرناک امروز، نمونه‌اي از اين هنر مندي‌ها است.

 

فرودگاه پارو، بوتان:

اين فرودگاه در وسط رشته کوه‌هاي هيماليا قرار گرفته است و اگر دقيق تر بگوييم در وسط يک دره تنگ و باريک. کوه‌هاي سربه فلک کشيده اطراف اين فرودگاه کوهستاني 4900 متر از سطح دريا ارتفاع داشته و اين کاشانه هواپيماهاي کوچک و بزرگ را به آغوش گرفته است. در اين ميان، خلبان‌هاي ماهر و کار آزموده تنها مردماني هستند که مي‌توانند پرنده‌هاي فلزي خود را با عبور از بلندي‌هاي سرپوشيده مجاور فرودگاه به سلامت روي سطح باند به فرود آورند.

 

فرودگاه بين المللي شاهزاده جوليانا، سنت مارتين:

بزرگترين مشکل اين فرودگاه باند فرود آن است که امتدادي 2180 متري دارد. وسعتي که تنها براي جت‌هاي کوچک و متوسط مناسب است. اما، اين فرودگاه که اکنون دومين فرودگاه شلوغ منطقه ناميده مي‌شود به غير از پرنده‌هاي جت کوچک،ميزبان پهن پيکرهايي همچون بويينگ 747 و ايرباس A340s بوده که با معضلات فراواني براي فرود آمدن در باند آن مواجه هستند. مشکلي همچونه برخورد با فنس‌هاي اطراف.

 

فرودگاه ملي ريگان، واشنگتن دي سي:

فرودگاه ملي ريگان، دقيقاً در مرکز دو منطقه ممنوعه هوايي قرار گرفته است. موقعيت ويژه اين فرودگاه باعث شده است تا خلبانان براي فرود روي باند آن از بين دو ساختمان مهم آمريکا، پنتاگون و مقر فرماندهي سيا، عبور کنند. اما، مشکل اساسي، مربوط به زمان برخاستن هواپيماها است. امري که نيازمند اوج گيري سريع و گردش به چپ به موقع توسط خلبانان براي اجتناب از برخورد با کاخ سفيد است.

 

فرودگاه جيبلارتار:

گستره پهن درياي مديترانه از سمت شرق و خليج بکر و دست نخورده آلجيسيراس(Algeciras) از سمت غرب، اين فرودگاه را در بر گرفته اند. باند فرودگاه 1828 متر طول دارد، از اينرو خلبانان براي مانور در اين باند نيازمند تبحر، تخصص و تجربه بالايي بايد باشند.

 

باند فرود ماتکان، لسوتو:

اين فرودگاه در لبه دهليز يا راهرويي کوهستاني به طول 2030 متر قرار گرفته است. فرودگاهي با باند فرود پر دردسر براي خلبانان. به گفته خلبانان، امتداد واقعي اين باند 399 متر است، زيرا هواپيماها براي پرواز و سرعت گيري مجبور به طي مسيري سربالايي به مسافت 609 متر هستند.

 

فرودگاه بارا، اسکاتلند:

فرودگاه بارا، در حاشيه بيروني جزاير هيبريدي اسکاتلند در منطقه بارا قرار گرفته است. باند فرود اين فرودگاه، خليج عريض و کم عمقي است که سهولت و سختي فرود روي آن رابطه مستقيمي با جزر و مد آب دريا دارد.

 

فرودگاه تونکونتين، تگوسيکالپا، هندوراس:

ارتفاع اين فرودگاه از سطح درياهاي آزاد هزار متر است و هواپيمايي بزرگتر از بوئينگ 757، قادر به فرود روي آن نيستند. به جز باند 1862 متري آن، هواپيماها مجبورند براي رسيدن به فرودگاه از منطقه‌اي کاملا کوهستاني گذر کنند. پس از رسيدن به فر ودگاه هم، خلبان‌ها، اگر از تبحر بالاي برخوردار باشند، مجبور به انحرافي 45 درجه بوده و بايد دقايقي پيش از نزديک شدن به فرودگاه به سرعت از ارتفاع خود بکاهند.

 

فرودگاه بين المللي جان اف کندي، نيويورک:

قرار گرفتن فرودگاه مشهور کندي در نزديکي دو فرودگاه ديگر نيويورک به نام هاي لاگارديا(La Guardia) و نيو آرک (Newark) و ترافيک هوايي سنگين اين منطقه، معضلات فراواني را براي خلبان‌ها براي اجتناب از برخورد با يکديگر به وجود آورده است. نصب سيستم‌هاي صدا گير در اين فرودگاه که از سال 1964 تاکنون فعالند، سقف پروازي 457 متري و ايمن را براي خلبانان به وجود آورده و فضاي ديد هشت کيلومتري را پيش از فرود در باند شماره 13 غربي در اختيار آنها قرار داده است.

 

فرودگاه ماديرا، فونچال، ماديرا:

فرودگاه ماديرا را کوه‌ها و اقيانوس از هم جدا کرده است. فرود آمدن در چنين فرودگاهي به خلباناني خبره نيازمند است. خلباناني تعليم ديده که آموزش اختصاصي براي فرود در مناطقي ناهموار ديده‌اند. با اين وجود باند فرود 2743 متري آن با امتداد و گسترش مخصوص به خود تا حدودي، راحتي را براي خلبانها به وجود آورده است. اگر چه نبايد از برخي از بخش‌هاي خطرناک آن گذشت. خلبان در اين منطقه پيش از فرود، بايد کوههاي مقابل را هدف قرار داده و در آخرين دقيقه کاهش ارتفاع دهد.

 

فرودگاه يوآنکو اي.ايروسکين، سابا، جزاير آنتيل هلند:

اين فرودگاه در منطقه‌اي حادثه خيز در ناحيه شمال شرقي جزيره آنتيل هلند قرار دارد. جزيره‌اي عجين شده با بادهاي اقيانوسي سهمگين که خلبان‌ها و هواپيماهايشان را به نبردي سخت با خود همراه مي‌سازد، باند فرود اين فرودگاه تنها 399 متر طول دارد و به همين جهت قدرت مانوري اندک را هنگام فرود خلبان‌ها در اختيارشان قرار مي‌دهد./109

        ليبي از نفت صرف نظر مي کند؛ به گردشگري مي انديشد

 

گام هاي بلند ليبي به سوي گردشگري

 

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ با احداث يک فرودگاه جديد و خريد چندين فروند هواپيماي ايرباس؛ ليبي تلاش هاي وسيعي را در زمينه ايجاد تسهيلات و توسعه زيرساخت هاي گردشگري خود پس از يک دهه تحريم سازمان ملل آغاز کرده است.

به گزارش امريکن آن لاين، هم اکنون تلاش هاي گسترده اي براي ايجاد زيرساخت هاي لازم در اين کشور آغاز شده است.

احداث فرودگاه جديدي در تريپولي ازجمله اين موارد است. همچنين خطوط حمل و نقل هوايي افريقيه اير ويز نيز اخيرا با خريد چند فروند هواپيماي ايرباس درصدد افزايش ترافيک هوايي ميان ليبي با کشورهاي مختلف است.

 يکي از فرزندان معمر قزافي؛ رهبر ليبي؛ نيز اخيرا اعلام کرده است که طرح ويژه اي براي توسعه و حمايت از اکوتوريسم در باغستان ها و کوهستان هاي سرسبز زيتون واقع در شمال شرقي اين کشور در دست اقدام است که به زودي و در ماه سپتامبر سالجاري، يعني تا يک ماه ديگر به بهره برداري مي رسد.

گفته مي شود که ليبي درنظر دارد با توسعه صنعت گردشگري؛ وابستگي خود را به نفت کاهش دهد.

عمر عبدالغفار يکي از مقامات و نمايندگان ليبي در سازمان توريسم جهاني با اشاره به همين موضوع گفته است که ليبي در صنعت گردشگري از توان بالقوه بالايي برخوردار  است ولي اين کشور هنوز در اين راه دوران کودکي خود را مي گذراند و نياز بسياري به توسعه زيرساخت ها و تسهيلات گردشگري دارد.

با اين همه و به رغم بازشدن درهاي ليبي به روي توريست ها؛ اين کشور تا توسعه صنعت توريسم راه درازي در پيش رو دارد و کارشناسان مسير ليبي به سوي توسعه توريسم اين کشور و افزايش سهم آن در اقتصاد ملي آن را دشوار ارزيابي مي کنند.

طبق ارزيابي هاي کارشناسان سازمان توريسم جهاني؛ سهم صنعت گردشگري در توليد ناخالص ملي ليبي کمتر  از يک درصد است. تعداد توريست هاي خارجي در اين کشور نيز طبق آمار سال 2004 درحدود  149 هزار توريست بوده است.

 اين عدد در مقايسه با تعداد توريست هاي خارجي به کشورهايي همسايه ليبي نظير تونس و مصر بسيار ناچيز  است. مثلا کشور مصر تنها در سال گذشته ميزبان بيش از 9 ميليون توريست خارجي بوده است.

برخي کارشناسان مي گويند با حذف تحريم هاي  سياسي- اقتصادي سازمان ملل متحد و پس از  گذشت بيش از يک دهه ممنوعيت رفت و آمد خارجيان به اين کشور، هرچند به تدريج درها به روي توريست هاي خارجي بازمي شود اما هنوز هم حضور خارجيان به طور سنتي از نظر مقامات کشور چندان خوشايند نيست.

علاوه براين بوروکراسي دست و پاگير از ديگر موانع مهم در توسعه توريسم ليبي ذکر شده است که خود نقش مهمي در برخي زمينه ها نظير صدور ويزا براي توريست ها و کاهش انگيزه براي   سفر به اين کشور ايجاد مي کند.

اين  درحالي است که ليبي به دليل برخورداري از آثار تاريخي بي نظير مربوط  به تاريخ يونان و روم باستان که برخي از آن ها در فهرست ميراث جهاني  يونسکو به ثبت رسيده است؛ ظرفيت بالايي در جذب توريست دارد.

همچنين  نواحي کوهستاني سرسبز و سواحل ارزشمند آن در کناره مديترانه از قابليت هاي گردشگري فوق العاده اي برخوردار است که برخي؛ جاذبه هاي توريستي اين کشور را با کشورهاي ديگر منطقه مديترانه نظير ايتاليا قابل مقايسه مي دانند.

ميترا اسدنيا

        منطقه آزاد كيش، مات شده است

درحاليكه در چند كيلومتري منطقه آزاد كيش و در قلب آب‌هاي نيلگون خليج فارس بندر كوچك و جزيره‌اي جبل‌علي در كشور امارت متحده عربي بيش از 70 درصد تجارت غيرنفتي منطقه خود را پوشش مي‌دهد مناطق آزاد ايران(به ويژه جزيره مرجاني كوچك كيش) كه نزديك به دو دهه از عمر خود را به صورت منطقه آزاد تجاري مي‌گذارنند روزبه‌روز در شيب ركود و فرار سرمايه‌گذاران قرار گرفته‌اند.

 

منطقه جبل‌علي با مساحتي در حدود 135 كيلومتر ضمن آن‌كه توانسته است بسياري از شركت‌هاي تجاري جهان را به خود جذب كند باعث رونق اقتصادي ساير مناطق همجوار و ايجاد فرصت‌هاي بسيار زياد اشتغالزايي شده است.

هنگامي كه به توسعه و رشد موزون كشورهاي همسايه جنوبي و شمال غربي و حتي كشورهاي آسياي ميانه مي‌نگريم آنگاه كندي در رشد و ناهماهنگي در توسعه مناطق آزاد را در كشور به وضوح مي‌توان درك كرد.

هر چند كه براي چرايي كندي و ركود در مناطق آزاد به ويژه سوگلي آنها يعني منطقه آزاد كيش بايد فقط به عملكرد دولت فعلي نپرداخت اما بايد اذعان داشت كه طي چهار سال گذشته مناطق آزاد و منطقه آزاد كيش هيچگاه فرصت خود نمايي براي توسعه نيافتند و حتي بسياري از زير ساخت‌هاي خود را كه طي اين دو دهه بنا شده بود تا حدودي مستهلك ودر حال نابودي است.

به گزارش ايلنا، تاسيس مناطق آزاد در كشورهاي در حال توسعه از جمله پديده‌هاي يك ربع قرن اخير است و هدف از برپايي اين مناطق، زمينه‌سازي جهت فراهم آوردن شرايط مناسب و براي افزايش توليد و صدور كالاهاي صنعتي از طريق راهيابي به بازارهاي جهاني بر اساس اصول رقابت آزاد بوده است.

كيش نخستين منطقه آزاد تجاري ايران است و سازمان منطقه آزاد كيش فعاليت‌هاي خود را به صورت رسمي در سال 68 با سه محور اصلي صنعت، توليد، تجارت و سياحت آغاز كرده است.

اما در سال‌هاي اخير جهت گيري توسعه منطقه آزاد كيش تنها بر محوريت سياحتي و گردشگري قرار گرفته است.

اين در حالي است كه سازمان منطقه آزاد كيش نيز در زمينه گردشگري هيچگاه موفق نشده است و كاهش آمار 40 درصدي گردشگران خارجي گوياي اين مدعي است.

عدم توسعه ساخت‌وساز‌ها، عدم توسعه و رشد كمي و كيفي هتل‌هاي اين جزيره و ركود بي‌سابقه در بازارهاي اين منطقه آزاد(و به اصطلاح نگين مناطق آزاد ايران) نشان از ناكامي بسياري از برنامه‌هاي اقتصادي جزيره در چهار سال گذشته دارد.

با وجود تمام مزيت‌ها و ويژگي‌هاي محيطي كه منطقه آزاد كيش دارد و قابليت‌هاي بالقوه آن منطقه كيش داراي چالش‌هاي بسياري است و به بسياري از خواست‌هاي خود دست پيدا نكرده است.

عدم جذب سرمايه‌گذاري خارجي، عدم توسعه صادرات و صادرات مجدد و پيوند اقتصاد سرزمين اصلي با كشورهاي منطقه و دنيا از مهمترين ناكامي منطقه آزاد كيش از بدو تاسيس تا كنون بوده است.

بي‌ثباتي مديريتي و نبود سيستم مديريتي

با وجود آنكه اغلب كارشناسان بر اين عقيده‌اند كه يكي از دلايل عمده بي‌ثباتي و شكل نگرفتن اهداف واقعي مناطق آزاد و به‌ويژه منطقه آزاد كيش جابجايي مديران مناطق است اما اسدا... كريمي مدير عامل جديد منطقه آزاد كيش در يك اظهار نظر جالب اثرات منفي ناشي ازتغييرات مديريتي پي‌درپي جزيره كيش را بر توسعه و اقتصاد اين جزيره بسيار ناچيز ارزيابي كرد و عوامل مختلف ديگر را عامل عدم رشد اين جزيره مرجاني توصيف كرد.

اين در حالي است كه آنتاليا شبه جزيره‌اي در جنوب غربي تركيه و در كنار سواحل زيباي مديترانه نمونه‌اي از ايجاد يك مديريت سيستماتيك است كه توانسته‌ با همين نگرش سيستماتيك سالانه پذيراي ميليون‌ها گردشگر خارجي شود و علاوه بر سياحت از مناظر و چشم اندازهاي زيباي طبيعي اين منطقه محصولات الكترونيكي و پوشاكي خود را نيز مبادله كند. اين موضوع مزيد بر توسعه و گسترش روز افزون منطقه آزاد تجاري آنتاليا شده است.

منطقه آزاد كويت، پوتي در گرجستان و توسعه‌ يافتگي آنها بيانگر ايجاد يك روش سيستماتيك در اين مناطق است.

تغييرات پي‌درپي مديريتي موجب شده است كه مديران فرصت نكنند كه طرح‌هاي ذهني و چه بسا نتيجه بخش خود را اجرا كنند.

در عين حال كه يكي ازعوامل اصلي ناكامي توسعه و رشد منطقه آزاد تجاري كيش هرچند تغيير مديريت‌ها وعدم ثبات آن بوده‌است اما نبود يك سيستم در راس هرم سياست‌گذاري مناطق آزاد و منطقه آزاد كيش باعث شده است تا سياست‌ها و روش‌هاي مديريتي به صورت سليقه‌اي و به دور از كار كارشناسي صورت گيرد. در صورتي كه حتي انتصاب مديران اين‌گونه مناطق بايد بر اساس يك سيستم ايجاد شده انجام گيرد، امري كه مناطق آزاد كشور و نگين آنان يعني منطقه آزاد كيش از آن تا كنون بي‌بهره بوده‌اند و در دولت نهم بر ميزان شدت بي‌ثباتي آن دامن زده شد.

نبود نگاه سيستماتيك در مناطق آزاد ضمن آن‌كه بسياري از فرصت‌ها را از بين مي‌برد بلكه فرصت را در اختيار ديگر كشورهاي همجوار مي‌دهد تا نبض اقتصادي منطقه را به دست گيرند؛ مانند كشور امارات و شيخ‌نشين دبي كه با فراهم كردن منطقه آزاد تجاري جبل‌علي عملاً به گونه‌اي منطقه آزاد كشورمان را در خليج فارس از گردونه تجارت جهاني خارج ساخته است.

هرچند كه دولت براي اين‌كه از قافله ديگر رقباي خارجي عقب نماند و وانمود كند كه مديريت بر مناطق آزاد به‌صورت سيستماتيك است، طرح جامع كيش را مطرح مي‌كند كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان اقتصادي به دليل آنكه اين طرح يك بسته فاقد قابليت اجرايي است، نمي‌توان به عملياتي شدن آن در منطقه كيش اميدوار بود و در طي اين مدت نيز از سوي مديراني كه بر اين منطقه منصوب شدند، اجرايي نشده است.

طرح جامع كيش گرچه طرحي بسيار مطلوب و در جهت سيستماتيك كردن مديريت اجرايي است اما اجراي آن مستلزم بسترسازي‌هايي است كه اين جزيره تا كنون فاقد اين معيارها است.

عدم ايجاد زيرساخت‌هاي مناسب در اين جزيره

مناطق آزاد تجاري – صنعتي واقعيت اقتصاد دنيا هستند. در حال حاضر سهم مناطق آزاد در اقتصاد بسياري از كشورها بسيار زياد است كه به دليل وجود زيرساخت‌هاي مناسب در اين مناطق است.

از سوي ديگر يكي از معضلات اساسي مناطق آزاد تجاري كشورمان و به‌ويژه منطقه آزاد كيش، عدم اجراي زيرساخت‌هاي لازم است به گونه‌اي كه قبل از آنكه در اين مناطق زيرساخت‌ها ايجاد شوند مناطق آزاد تجاري تاسيس شدند و همين عامل باعث به وجود آمدن بسياري از معضلات و مشكلات در اين مناطق شده است. شايد يكي از دلايل ناكامي توسعه منطقه آزاد تجاري جزيره مرجاني كيش همين موضوع باشد.

يكي ديگر از مهم‌ترين موانع رشد مناطق آزاد و منطقه آزاد كيش عدم تامين منابع كافي مالي براي سرمايه‌گذاري در امور زيربنايي است كه همين امر بر سوق دادن اقتصاد جزيره به سمت واردات براي تامين منابع شده است.

اين واقعيت را بايد پذيرفت كه راه‌اندازي زيرساخت‌ها به‌دليل محدوديت درآمد منطقه و عدم جذب سرمايه‌گذاري مناسب خارجي و داخلي نمي‌تواند تحقق يابد و بايد منابع آن از محل حساب ذخيره ارزي محقق شود كه اين امر نيز با توجه به وضعيت بحراني اقتصاد كشور تقريبا غيرممكن و يا حداقل در كوتاه‌مدت امري پذيرفتني نيست.

عدم استفاده از مزيت‌ها براي جلب سرمايه‌گذاري

در كشورهاي آسياي ميانه و حتي افغانستان دوري از آب‌هاي آزاد مهمترين دغده اقتصادي اين كشورها هستند و ايران همچون شاه‌راهي در ميان اين كشورها و با ايجاد كريدورهاي شمال به جنوب و شرق به غرب مي‌تواند از اين مزيت بسيار مهم در جذب سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي نهايت استفاده را داشته باشد و مناطق آزاد، به‌ويژه منطقه آزاد تجاري كيش قابليت بالقوه‌اي براي جذب اين‌گونه سرمايه‌گذاري‌ها را دارد.

دولت نهم با تعلل و با اهمال، نه تنها از اين مزيت استفاده نمي‌كند بلكه فرصت را براي ديگر رقبا مهيا ساخته، به‌گونه‌اي كه در حال حاضر اماراتي‌ها در گرجستان اقدام به ايجاد مناطق آزاد كرده‌اند غافل از اينكه ايران نسبت به اين كشور از همجواري نزديكتري برخوردار است.

راميس مهماندوست، رييس جامعه هتل‌داران كيش ضمن تاييد اين موضوع اظهار مي‌كند: بسياري از پروژه‌هاي ساخت‌و ساز به دليل توجيه نبودن آنها از جمله هتل‌هاي در دست ساخت به حالت تعطيل در آمده‌اند.

مهماندوست ادامه مي‌دهد: كاهش بي‌سابقه گردشگران خارجي و محدود كردن تمديد ويزاها باعث شده است تا از 12 هتل اختصاص يافته به گردشگران خارجي، 9 هتل خالي از اين گردشگران شود.

جاي شگفتي است كه مديرعامل منطقه آزاد كيش جذب سرمايه‌گذاري را در اين منطقه مطلوب ارزيابي مي‌كند، در حاليكه آنچه در جزيره مي‌گذرد، ركود در ساخت‌وساز و نيمه تمام ماندن بسياري از پروژه‌ها است و انتظار مي‌رود در چهار سال آينده كه دولت فعلي سكاندار اقتصادي كشور خواهد بود، همچنان بر طبل سياست‌هاي فاقد برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري مدون كوبيده شود.

عدم جذب سرمايه‌گذاري‌هاي داخلي و خارجي و همچنين عدم استفاده از مزيت‌ها و قابليت‌هاي سرزمين اصلي و منطقه باعث شده است تا كيش با مشكلات و چالش‌هاي بسياري روبرو شود و به بسياري از اهداف خود نرسد.

در زمينه اشتغال در مناطق آزاد، به‌ويژه در منطقه آزاد كيش، اهداف موردنظر محقق نشده و بيشترين فعاليت در بخش خدماتي شكل گرفته است.

استفاده از صنايع سرمايه‌بر كه ميزان اشتغالزايي در آنها كم است، پايين بودن دستمزد براي كارگران ساده و همچنين بالا بودن سطح دستمزدهاي كارگر فني كه باعث به وجود آمدن تفاوت در سطح درآمد بخش صنعت و خدمات شده است، از مهمترين عوامل تاثيرگذار ركود و چالش‌هاي موجود اشتغالزايي در منطقه آزاد كيش است.

به اعتقاد كارشناسان، نبود قوانين مدون و شفاف در زمينه سرمايه‌گذاري از جمله نحوه واگذاري يا اجاره زمين، نحوه پرداخت و يا ميزان چگونگي بخشودگي عوارض گمركي، چگونگي ورود و خروج سرمايه و مقررات پولي و بانكي از ديگر مسايل چالشي منطقه آزاد كيش و مناطق ديگر ايران است كه ناكامي آنان را در تحقق اهدافشان دو چندان كرده است.

منطقه آزاد كيش؛ سكوي واردات بي‌رويه

كيش بر اساس تعريف مناطق آزاد بايد به سكوي صادرات كشور تبديل مي‌شد اما آنچه كه امروز مشاهده مي‌شود اين است كه مسافران داخلي و نه خارجي فقط براي خريد جنس خارجي، آن هم كالاي اقدام به سفر مي‌كنند و كيش به جاي اينكه محمل صادرات شود به سكوي واردات تبديل شده است.

بر طبق آمار دفتر خدمات ماشيني گمرك ايران، ارزش دلاري واردات از مناطق آزاد كشور در 8 ماهه نخست سال 86 در حدود 300 ميليون دلار بوده است و ارزش دلاري صادرات از اين مناطق صفر بوده است.

همچنين اين ميزان واردات در سال 85 تقريبا 330 ميليون دلار بوده و ميزان صادرات تقريبا 15 ميليون دلار بوده است.

در اين زمينه كيش به واسطه ساختار گردشگري نتوانسته‌است به سوي پردازش سرمايه‌گذاري و صادرات برود، اين در حالي است كه كيش بايد در افق چشم‌انداز 20 ساله حجم معاملات خود را به ميزان 3 ميليارد دلار برساند و پذيراي سالانه حداقل 2 ميليون مسافر باشد كه به نظر مي‌رسد هيچگونه ضمانت اجرايي براي رسيدن به اين اهداف وجود نداشته باشد.

منطقه آزاد كيش كه نگين مناطق آزاد ايران است از روند روبه رشدي برخوردار نيست و بايد براي توسعه اين‌گونه مناطق يك برنامه استراتژي را در نظر داشت تا مناطق آزاد به ويژه منطقه كيش سكوي صادرات باشد.

        نادران : احمدي‌نژاد در معرض «آزمون بزرگ ولايت‌پذيري»

الياس نادران نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار جام جم آنلاين با اشاره به انتصاب اسفنديار رحيم مشايي به معاون اولي از سوي محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور گفت: بعد از گذشت پنج روز از دستور صريح رهبر معظم انقلاب به آقاي احمدي‌نژاد، مبني بر عدم استفاده از آقاي مشايي در پست‌هاي حساس و معاونت‌هاي رئيس‌جمهور، اکنون بسياري از علاقه‌مندان و دلسوزان انقلاب از اين «امر» بر زمين مانده رهبري مطلعند و با نگراني منتظر تصميم رئيس‌جمهور هستند.

وي افزود: آقاي رئيس‌جمهور بايد مطلع باشد که موفقيت ايشان در انتخابات اخير، مرهون مجموعه اقداماتي است که هر کدام به تنهايي نمي‌توانست باعث اين پيروزي چشمگير باشد. علاوه بر ظرفيت‌هاي فردي و ويژگي‌هاي شخصي، بخش اعظمي از اقبال عمومي مردم ايران به گفتماني که رئيس‌جمهور خود را متعلق به آن مي‌داند و به حق به دليل رويکرد مردم به آن گفتمان، مورد انتخاب مردم قرار گرفته است، ناشي از تدابير رهبر فرزانه انقلاب و سخنان روشنگرانه ايشان در سالهاي اخير در روشن کردن شعله‌هاي اميد به عدالت خواهي و حق طلبي ملت ايران و جلوگيري از انحراف خواص از مسير گفتمان انقلاب اسلامي است.

نماينده اصولگراي مجلس تاكيد كرد:از طرفي ايستادگي فداکارانه رهبر انقلاب در برابر انتقادات مخالفان دولت و حمايت‌هاي صريح و آشکار از روند صحيح خدمت‌رساني دولت و تقدير از مواضع اصولي و ارزشي شخص رييس‌جمهور در سياست داخلي و ديپلماسي بين‌المللي، نقش غير قابل انکار و صد البته بسيار مهمي در تصميم مردم و تداوم فرصت خدمت‌رساني داشته است.

نادران گفت: انتظار به حق نخبگان از دولت دهم به خصوص رئيس دولت، پختگي و وسعت نظر بيشتر ناشي از تجربه چهارساله مديريت عالي کشور است. انتخاب‌ها و انتصاب‌هاي عجولانه و خطاناپذير اگر هم از رئيس دولت نهم به دليل کم‌تجربگي قابل پذيرش بود، اکنون ديگر به هيچ عنوان پذيرفتني نيست. تعويض‌هاي پياپي مديران، ناشي از اشتباه و تعجيل در انتخاب، به مصلحت روند خدمت‌رساني دولت نيست و تنها فرصت‌ها را محدود مي‌کند.

وي با بيان اينكه با توجه به فضاي سياسي کشور و فضاسازي رقباي رئيس‌جمهور، کوچکترين خطا و کمترين فضا براي سوء‌استفاده، موجب تضعيف دولت از سوي آنها شده و موجب تخريب هر چه بيشتر وجهه دولت در افکار عمومي خواهد شد، تصريح كرد: در اين شرايط خطير، فرصت کمترين اشتباه از رئيس‌جمهور سلب مي‌شود. بنابراين سياست‌گذاري‌ها، تصميم‌هاي خرد و کلان و انتصاب‌ها با توجه به شرايط مذکور بيش از هميشه بايد بر مدار مشورت، تدبير و تأمل صورت بگيرد.

نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي گفت: بعد از علني‌شدن نامه مقام معظم رهبري در مورد آقاي مشايي، رئيس‌جمهور اصولگرا در معرض «آزمون بزرگ ولايت‌پذيري» قرار گرفته‌اند. از طرفي در ايام انتخابات و حتي قبل‌تر از آن، عده‌اي از مخالفان رئيس‌جمهور با اشاره به روند انتقاد رئيس‌جمهور از بزرگان نظام و مخصوصاً اتفاقات مناظره‌هاي انتخاباتي، مدعي ساختار شکني رئيس‌جمهور و عدم پايبندي وي به ارکان نظام بودند.

        پاسخ مشايي به شبهات و انتقادات

به گزارش ايرنا متن کامل اين مصاحبه و عينا در پي مي آيد:

** آشنايي شما با دکتر احمدي‌نژاد از کي و کجا آغاز شد و پيش از اين کجا با هم کار کرديد؟

- بسم الله الرحمن الرحيم. آشنايي من با آقاي دکتر به زماني مربوط مي‌شود که به قرارگاه حمزه سيدالشهدا "ع" در منطقه غرب کشور رفتم. ايشان آن موقع در وزارت کشور در استان آذربايجان غربي مشغول خدمت بودند . آشنايي ما به اين تاريخ برمي‌گردد ولي همکاري نزديکتر ما بازگشت مي‌کند به زماني برمي گردد که من مدير کل دفتر امور اجتماعي وزارت کشور بودم و آقاي احمدي‌نژاد استاندار اردبيل بودند و اينجا کارهايمان ارتباط بيشتري با هم داشت، به هرحال استاندارها کارهاي مختلف وزارت را کشور در استان‌ها دنبال مي‌کنند و طبيعتاً ما کارهاي مشترکي را در حوزه مربوط به دفتر اجتماعي وزارت کشور در استان اردبيل انجام مي‌داديم. اين همکاري مشترک البته به برقراري دوستي هم انجاميده است.

وقتي آقاي خاتمي مستقر شد، هم من از وزارت کشور رفتم، هم آقاي احمدي‌نژاد. آنزمان من به صدا سيما رفتم و زماني که در راديو بودم ايشان به عنوان شهردار تهران انتخاب شدند و متعاقب آن از من خواستند به عنوان معاون اجتماعي شهردار تهران و رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در خدمت ايشان باشم. بنده هم قبول کردم، فرصت بسيار خوبي براي خدمت بود ضمن اينکه کار کردن با ايشان هم که خيلي ارزشمند بود. به هرحال بعد از حدود 2 سال که در شهرداري تهران بوديم ايشان به عنوان رئيس جمهوري انتخاب شدند و نظر ايشان اين بود که به عنوان معاون ايشان و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در دولت در خدمت ايشان باشم که تا الان هم در خدمت دولت هستم.

** اين که مي‌گويند آقاي مشايي همه کاره دولت است و جهت‌گيريهاي اصلي دولت را او تعيين مي کند چقدر صحت دارد؟

 

-- کاملاً بي‌اساس است؛ برخي از بزرگنمايي‌هايي که در حوزه اثر بنده در دولت مي‌شود بيشتر به قصد تخريب صورت مي گيرد؛ هم مي‌خواهند مرا تخريب کنند، هم شخص دکتر احمدي‌نژاد را.پيشرفت ها و موفقيت هاي شخص آقاي دکتر احمدي نژاد و دولت ايشان بيشتر به استعداد بسيار بالا، هوش فراوان که مبتني به ايمان عميق ايشان به خدا، دين و امام زمان «عج» برمي گردد که طبيعتاً نتايج بسيار گرانبهايي دارد.

اولاً اين ايمان پشتيباني بسيار وسيعي از امداد الهي و هدايت هاي معنوي را در پي دارد چرا که وعده خداوند است از مصاديق بارز و برجسته آقاي احمدي‌نژاد که مکرراً در زندگي ايشان و در دوره مسئوليت ايشان است، جسارت و شجاعت کم نظيري است که ايشان در تصميم‌گيري‌ها دارد و گرايش و علاقه‌اي که به تصميمات بزرگ و انتخاب‌هاي ارزشمند دارد که در کمتر سياستمداري ديده مي شود؛ اين‌ ويژگيهاي برجسته از ايمان ايشان ناشي مي شود، در يک تقسيم بندي ايشان يک سري صفات شخصي دارند: مثل هوش بالا، استعداد بسيار زياد، سرعت عمل و تصميم‌گيري، اين‌ ويژگي ها را اگر به ايمان عميق اضافه کنيم استعدادها را شکوفا مي کند. اين که امروز آقاي دکتر احمدي‌نژاد نه فقط در ايران و يا جهان اسلام بلکه در کل جهان به عنوان يک چهره شاخص و برجسته مطرح است ناشي از قابليت و فاعليتي است که اولي به خود دکتر احمدي‌نژاد و دومي به عنايات حق تعالي و حضرت ولي‌عصر«عج» برمي گردد و بخصوص که آقاي احمدي‌نژاد ارادت بسيار تام و ويژه‌اي به ساحت مقدس حضرت مهدي «عج» دارند و آن حضرت را بر زندگي خود، ناظر مي بينند اين پايه بسيار مهمي است و دستاوردهاي خيلي زياد دارد که بعضي‌ها از آنها را نام بردم مثل تصميم‌گيري‌هاي بزرگ، جسارت و شجاعت در اقدام، قاطعيت در اجراي تصميم‌ها، پيگيري‌ و پرکاري فوق‌العاده، علاقه بسيار زياد که او به مردم. او حساسيت زيادي در قبال کارهاي مردم از خودش نشان مي‌دهد. اينها تشريفات نيست، تعارف نيست، همه وزراء مي توانند شهادت بدهند. که بارها در دولت به آنها تاکيد کرده‌اند که شما حتي يک درخواست کوچک و ساده يک نفر از مردم کشور را کوچک و ساده نپنداريد؛ به آن اهميت و بها بدهيد. اين نوع دوستي و مردم دوستي ناشي از همان ايمان است که موجب مي شود ايشان عاشقانه براي مردم کار کنند و به مشکلات جامعه برسند، اين‌ها از او فرد بسيار توانايي ساخته است که شما بارها و بارها ديده ايد که رهبر معظم انقلاب با چه ادبيات و واژگاني از ايشان تمجيد و تحسين کرده اند.

اين که مطرح مي کنند فلان کس خيلي موثر است. يک دوره يک نفر و دوره اي ديگر فرد ديگري را مطرح مي کنند اين‌ها همه به خاطر اين است که قدرت و عظمت و جامعيت دکتر احمدي‌نژاد را برنمي‌تابند چرا که خودشان خالي‌ و ضعيفند و نمي‌توانند تحمل کنند چنين فردي بتواند چنين کارهاي بزرگي انجام دهد. بنابراين اين‌ها شايعه و دروغ است. البته خود آقاي احمدي‌نژاد هميشه نگاه کارشناسي دارند. ما در طول دوران بعد از انقلاب هيچگاه در مديريت اجرايي کشور کسي را تا اين پايه کارشناس، دقيق و آگاه به مسائل نداشتيم. اين واقعيتي است که بايد همه بپذيريم. کسي مثل آقاي احمدي‌نژاد در امور اجرايي بي‌نظير است. در اشراف تخصصي به مسائل و موضوعات فوق‌العاده است، به همين دليل است که اساسا آقاي احمدي‌نژاد به مباحث کارشناسي و نقطه نظرات علمي و فني و تخصصي اهميت مي‌دهند، آقاي دکتر احمدي‌نژاد به همين دليل ممکن است از مشاوره‌هاي بسياري استفاده کنند که يکي از اين مشاوران فراوان ايشان ممکن است مشايي باشد بنده شهادت مي‌دهم که ايشان کسي است که بارها به راحتي، يک نقطه نظر کارشناسي را به نظر خودشان ترجيح داده‌اند و خيلي سريع هم مسير را عوض کرده‌اند و چه بسيار مواردي هم بوده که ايشان تسليم فشارهاي سياسي تحت عنوان کارشناسي، نشده است. البته رسانه‌هايي هستند که معمولاً تلاش مي‌کنند يا آن را بدنام کنند و يا دولت را به انحراف بکشانند. اين طيف تحت عنوان بحث‌هاي کارشناسي و يا نخبه گرايي قصد دارند که هم نخبه بودن شخص آقاي دکتر احمدي‌نژاد و سواد علمي، فني، سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايشان را و هم کساني را که با ايشان کار مي‌کنند زير سوال ببرند.

بنده و يا هر کس ديگر در حوزه همکاري با آقاي دکتر احمدي‌نژاد داريم به هيچ وجه قابل مقايسه با ايشان نيستيم و در بسياري از موارد اين ما هستيم که معمولاً بعد از يک مدت کوتاهي در مي‌يابيم که ديدگاهها، نقطه نظرات و روش و اسلوب آقاي دکتر احمدي‌نژاد صحيح بوده است.

 

** اين که مي‌گويند احمدي‌نژاد به هيچ نقدي راجع به مشايي گوش نمي‌دهد چقدر صحت دارد؟

 

-- اين هم از آن حرف‌هاست، "هيچ نقدي" خيلي حرف کلي است. اين هم مثل همان قبلي براي تخريب آقاي دکتر و مخدوش کردن موضوع است. روش کار آقاي احمدي‌نژاد نه در مورد مشايي بلکه در هر مورد ديگري اين است که حرف‌ها بايد منطقي و اصولي و درست باشد، واقعيت داشته باشد و از موضعي که اعلام مي‌شود آن موضع، موضع درستي اعلام شود.

اين حرف کاملاً بي‌منطق است؛ آقاي دکتر احمدي‌نژاد اساساً در هيچ مسئله‌اي ذهن و فکر خود را نسبت به نقد نبسته، خودش آدم منتقدي است، قدرت نقادي دارد و خيلي خوب هم درک مي‌کند که اگر مطلبي گفته مي‌شود، نقد است يا تخريب؛ مواضع اصولي است يا غير اصولي؛ خبر راست است يا دروغ، ايشان قدرت تحليل دارد.

** در چهار سال گذشته يکسري اتفاقات و جنجال‌ها حول محور شما شکل گرفت نظر شما راجع به خاستگاه‌ اين جنجال‌ها و چگونگي آن چيست و آيا شما خود را در اين اتفاقات مقصر مي‌دانيد يا نه؟

-- البته اين خيلي روشن است که من خودم را مقصر نمي‌دانم. آقاي رئيس جمهور هم بنده را مقصر نمي‌دانند و اگر مقصر مي‌دانستند با من برخورد مي کردند، چون ايشان نشان دادند که اولاً خيلي خوب شجاعت و جسارت برخورد را دارند و از هيچ موضوعي هم نمي‌هراسند، اما انگيزه اين‌ها من فکر مي‌کنم که نياز به يک تحليل وسيعي دارد. ببينيم آن‌هايي که انتقادي داشته‌اند و يا مواضعي داشته‌اند، انگيزه‌شان چه بوده است، تعداد قابل ملاحظه‌اي از منتقدان بنده، (البته اين نظر من است و در مواردي که با آقاي رئيس جمهور صحبت داشته‌ام، نظر ايشان هم همين بوده است) که اصلا هيچ شناختي از من نداشته‌اند و ندارند و متاسفانه صرفاً تحت تاثير اخبار دروغ قرار گرفته اند. من با آن‌ها کاري ندارم ولي مقاصد سياسي براي تخريب دولت و وجهه آقاي احمدي‌نژاد انگيزه اصلي بوده است، اگر بنده هم در محضر آقاي دکتر احمدي‌نژاد نبودم و در حوزه‌اي که ايشان مديريت مي‌کند به عنوان يک خدمتگزار کوچک حضور هم نداشتم و به مواضع ايشان باور و اعتقاد نداشتم و در جهت اعمال نقطه نظرات ايشان حضور موثري نداشتم، مشمول اين همه جوسازي و تهمت‌ها هم قرار نمي‌گرفتم؛ اين بر همگان روشن است.

اما جالب اينجاست که وقتي به اين مسائلي که درباره من مطرح شد و حجم اين تبليغات و تنوع آن نگاه مي کنيد مي‌بينيد که اين‌ها بسيار با هم متناقض هستند، بعضي وقت‌ها هجمه تبليغات روي من به اين سمت مي‌رود که ايشان افکار و انديشه‌هاي خاصي دارد که از چهارچوب سنت‌هاي ما خارج است. بعضي وقت‌ها آن چنان افکار ارتجاعي را به بنده نسبت مي‌دهند که در حوزه سنت ما ولو خيلي قديميش هم خيلي به ندرت گير مي‌آيد، اين تناقض‌ها کاملاً مشخص است و مي‌شود فهميد که صرفاً سوء استفاده از فرصت‌هايي براي تخريب و مخدوش کردن دولت است.

مثلاً کساني آمدند فيلمي را منتشر کردند (که آن فيلم را هم ناقص منتشر کردند)، بعد هم نوشتند که بله مشايي در يک مجلس لهو و لعب خصوصي در ترکيه شرکت کرده است، مثل اين که من از اين جا به ترکيه سفر کرده ام که در يک مجلس لهو و لعبي شرکت کنم مثل يک مهماني خارج از قاعده، در حالي که کاملاً معلوم بود و مشخص شد که بنده اولاً در هيچ مجلسي شرکت نکردم که خصوصي باشد که حالا لهو و لعب باشد يا غير آن. من در جلسه‌اي شرکت کردم که براساس مصوبه سازمان کنفرانس اسلامي برگزار شده بود و موضوعش هم گردشگري بود. بنده هم در راه بازگشت از اجلاس جهاني وزراي گردشگري به ترکيه رفتم و در آن اجلاس شرکت کردم . در همان فيلمي هم که منتشر کردند، دبير کل سازمان کنفرانس اسلامي هم کنار بنده نشسته بودند. آن‌ها در افتتاحيه کنفرانس مراسم متنوعي اجرا کردند از جمله رقص سما که ترک‌ها به عنوان يک برنامه فرهنگي اجرا مي‌کنند که در فرهنگ آن‌ها خيلي عادي بود ولي در فرهنگ ما رقص نداريم و به همين دليل هم وقتي در مراسمي شرکت مي‌کنيم که با چنين مسائلي مواجه مي‌شويم ديگر حضور ما در آن مراسم ضرورتي ندارد و ما هم مجلس را ترک کرديم، اما اين‌ها جوّي ساخته بودند که بنده رفتم در يک مراسم لهو و لعب که البته پرونده‌اش در محکمه موجود است که من خودم شاکي شدم و مراحل نهايي را هم طي خواهد کرد و نتيجه‌اش را هم مردم عزيزمان خواهند ديد. در اين موضوع رسانه‌هاي داخلي از همه جناح ها و حزب‌ها و گروه‌ها به ما پرداختند (چون دولتي را به دنبال اين جناح و آن حزب نباشد. برنمي تابند). يا از قول يک خبرنگار يک رسانه خارجي نوشته بودند که بنده گفته ام: حجاب هيچ ضرورتي ندارد به اين صورت که بله وقتي به ايران رفته بودم و با آقاي مشايي مصاحبه کردم، جلوي در به من گفتند بايد حجابت را کامل کني ولي وقتي داخل رفتم ايشان به من گفتند که نه حجاب هيچ ضرورتي ندارد و شما مي‌توانيد هيچ حجابي نداشته باشيد، اين دروغ از آن جا معلوم مي شود که در همان مقاله عکسي را در کنار خود من انداخته است که در آن حجابي دارد که از بسياري از خانم‌ها در تهران بيشتر و محکمتر بود. معلوم مي‌شود اين يک کار ساختگي و دروغي بود که در خارج از کشور انجام شده بود و دستاويزي شده بود براي افرادي در داخل براي تخريب، جالب آن که در آن رسانه خارجي گفته شده بود که مشايي گفته اصلا خوردن مشروب ايرادي ندارد و ايراني‌ها هم که به خارج ايران مي‌روند، هم مي‌توانند مشروب بخورند و هم مي توانند حجاب نداشته باشند. خوب به بعضي‌ها مي‌شود يک مطالبي را نسبت داد ولي به بنده که سابقه زندگي‌ام کاملاً روشن است و به دولتي مثل دولت آقاي دکتر احمدي‌نژاد که سابقه‌اش و افتخار کردنش به سنت‌هاي ديني و ملي‌مان در اين چهار سال روشن است. اين برچسب ها نمي چسبد.

همچنان که در ساليان پيش هم نشان داده بوديم، ما از مذهبي‌هاي بعد از انقلاب نيستيم، قبل از انقلاب هم ما مذهبي بوديم، من در آن زمان گفتم بنده خودم قاري قرآن هستم، اين را براي تبليغ خودم نگفتم، اين را براي اين گفتم که بعضي‌ها زود قضاوت نکنند و يک مقدار فکر کنند.

يا جالب است اگر به خاطر داشته باشيد يک روز يکي از خبرگزاريهاي تهران که خيلي هم ادعاي اصولگرايي داشته و دارد و همواره عليه دولت و بنده بوده است به نقل از يک رسانه صهيونيستي گفته بود بنده در کشور آلمان با يک خبرنگار صهيونيستي مصاحبه کرده‌ام و گفته‌ام که چه خوب روزگاراني بود قبل از انقلاب که ما با هم ارتباط داشتيم و حالا که آن ارتباط قطع شده است بد است! حالا دامنه توطئه را ببينيد، خيلي جالب است يک نمايشگاه گردشگري در آلمان بود در موضوع گردشگري که ما هم دعوت داشتيم، من هم تصميم داشتم که به دعوت سفير به آن نمايشگاه بروم که در دقايقي آخر تصميم گرفتم که اين سفر را نروم

و در دقيقه نود سفر را لغو کرديم، بسياري از افراد فکر مي‌کردند که من مي‌روم و همين امر باعث شد بعضي از افرادي که نمي‌دانم چه اسمي برايشان بگذارم -بگويم بي‌انصاف، که از بي‌انصاف خيلي بي‌انصاف‌ترند بگويم دشمن، افرادي که دنبال فرصت هستند تا دولت را تخريب بکنند- اين‌ها برداشتند خبر زدند که بله فلاني رفته و يک همچنين مصاحبه‌اي انجام داده، در حالي که من اصلاً به آن سفر و به آن کشور نرفته بودم! تازه اگر رفته بودم و خبرنگاري در نمايشگاه جلوي مرا مي‌گرفت و سوالي مي‌پرسيد و عکسي هم مي‌گرفت نمي‌توانستم تشخيص دهم که کيست، از کجا آمده و چه مقصدي دارد. خوشبختانه با نرفتن من همين کار را هم نتوانستند بکنند. البته بعدها به اين نتيجه رسيدم که اين‌ها اصلاً چنين موضوعي طراحي کرده بودند و آرزو داشتند چنين اتفاقي بيفتد، يک عکسي هم بزنند و آن مطالب را به من نسبت دهند که به لطف خدا جنين نشد. خاطرتان هست تيتر و مطلب تخريبي آن روزنامه را عليه آقاي احمدي‌نژاد گفت و گوي تلويزيوني اي که اصلاً صورت نگرفته و شب قبلش لغو شده بود را؟! در موضوع اسرائيل هم، موضع من درباره رژيم صهيونيستي کاملاً روشن است، من صدها سخنراني عليه رژيم صهيونيستي کرده ام و حرف‌هاي من در اين باره ثبت شده است؛ سياست نظام و دولت در اين زمينه هم کاملاً مشخص است و اصلا شخص آقاي دکتر احمدي‌نژاد را در دنيا به عنوان يک چهره شاخص ضد صهيونيزم مي شناسند، حرفي که من زدم هيچ ربطي به رژيم اسرائيل نداشت. من که راجع به رژيم اشغالگر صهيونيستي حرف نزده بودم،صحبت من راجع به مردم سرزمين هاي اشغالي و در واقع يک جنگ رواني عليه رژيم اسرائيل بود. در حقيقت بيان بنده نوعي جنگ رواني عليه اسرائيل بود که اين رژيم آنقدر وضعش خراب شده که ديگر پشتيباني‌هاي بين‌المللي از اين رژيم غاصب هم موضوعيتي ندارد و کشورهاي دنيا فهميده‌اند که پشتيباني از اين اشغالگران جز هزينه براي آن‌ها فايده اي ندارد. من گفتم که آن رژيم در ميان مردمي که در آن سرزمين زندگي مي‌کنند هم ديگر نفوذي ندارد و آن رژيم را قبول ندارند نه اين که حالا مثلاً ما با مردم آن جا پسرخاله و دوست شديم! من همان موقع هم در پنج صفحه براي کميسيون فرهنگي مجلس و رئيس کميسيون جناب آقاي حداد عادل پاسخي نوشتم و بعد هم در کميسيون توضيح دادم که مواضع ما در قبال رژيم صهيونيستي مواضع کاملاً مشخص است، حرفي که باعث شد که تبليغات وسيعي عليه من راه افتاد درست در زماني زده شد که من دو روز قبلش در سخنراني اي که در رسانه‌ها انعکاس هم داده شد گفته بودم رژيم صهيونيستي يک رژيم مرده است و فقط دفن و تشييع جنازه‌اش انجام نشده است. ولي يک تبليغات بسيار وسيعي راه افتاد که مواضع جمهوري اسلامي در قبال رژيم اشغالگر قدس مخدوش شده است!

يا مثلاً گفته شد که فلاني در مجلسي شرکت کرده که قرآن را با ساز و آواز به جايگاه بردند. خب اولاً خبر ،خبر درستي نبود چرا که نه سازي درکار بود و نه حرکات موزوني اجرا شد، يک گروه سنتي غرب کشور برنامه اي را اجرا کردند که در همه کشور آن را انجام داده‌اند، و قبلاً هم همان برنامه را، هم پيش آقاي هاشمي رفسنجاني در کردستان را اجرا کرده بودند و هم پيش آقاي خاتمي در کردستان و تهران و هم پيش آقاي احمدي‌نژاد. اين‌ها براي تکريم قرآن اين مراسم را انجام دادند. 2200 نفر در آن سالن نشسته بودند، بنده هم نشسته بودم، قائم مقام سازمان جهاني گردشگري هم نشسته بود که خيلي از اين مراسم تحت تاثير هم قرار گرفتند، خب اين تبديل شد به يک ماجرايي در کشور که به قرآن توهين شده. اصلاً اين موضوع به من ربطي نداشت. يک سمينار بود که آن را بخش خصوصي اجرا مي‌کرد. من معاون رئيس جمهورم در جزئيات برگزاري يک سمينار که ورود ندارم. ولي واقعاًهيچ کس قصد توهين به قرآن را ندارد آن هم در جمهوري اسلامي، بين جواناني که شيفته و عاشق قرآن هستند، خب بنده خودم مانوس با قرآن و کتاب خدا بوده‌ام و از کودکي شخصاً علاقه مندي فوق‌العاده‌اي به قرآن دارم و سوابق اجرايي من در خدمت به قرآن در هر کجا که بوده‌ام کاملاً مشخص است مانند کارهايي که در سازمان فرهنگي هنري شهرداري در توسعه معارف قرآن و نشر معارف قرآن و تغيير فضاي تهران به فضاي معنوي و روحاني، اخلاقي و فرهنگي و ديني انجام دادم. البته اين درحاليست که امثال اين گروه در غرب کشور برنامه هاي زيادي اجرا کرده اند و گروه مذکور هم از سازمان تبليغات اسلامي مجوز داشته است.

مورد ديگر اينکه کسي در روزنامه‌اي نوشت که من عامل ورود يک جاسوس ايراني - آمريکا و اسرائيل است به ايران بوده‌ام و دوباره اين را بهانه‌اي کردند که آقا اين عمل نابخردانه است و اين ضد ملي است، چرا معاون رئيس جمهور چنين فردي را به کشور دعوت کرده و يا عامليت داشته است. من در پاسخ به مطلب اين روزنامه پاسخي نسبتاً کافي داد‌م و آن روزنامه پاسخ بنده را درج کرد اما متاسفانه به جاي انصاف که معمولاً مشي آنها نيست باز در ادامه توضيحاتي داد که آن توضيحات اين بود که خوب حالا آقاي معاون رئيس جمهور که مي‌گويد من در اين کار دخالتي نداشتم لااقل مي‌داند اين کار، کار چه کساني بوده است و اين را بيايد توضيح دهد. من واقعا تعجب مي‌کنم. در آن پاسخ گفته بودم که اولاً من نه تنها ايشان را دعوت نکردم بلکه اصلاً از آمدن ايشان هم خبر نداشتم و اصلاً نمي‌دانستم چه زماني آمده و چه زماني رفته و در طول حضورش در کشور با چه کساني ديدار کرده است.ولي من مطمئن هستم آن آقاي بي انصافي که اين مقاله را عليه من نوشتند حداقل اسامي تعدادي از کساني که ايشان در کشور ملاقات کرده بود را مي‌دانستند. بعد البته مطلع شدم که ايشان اصلاً مي‌دانستند که چه کساني اين فرد را به ايران آورده بودند. در حالي که من اصلاً در جريان نبودم، به من هم ربطي نداشت. دسترسي به اين که چه کساني اين فرد را به ايران آوردند و با چه کساني ديدار داشته براي ايشان اصلا کاري نداشت، چون دسترسي ايشان به اطلاعات سخت نيست و ايشان خيلي زود به اطلاعات دسترسي پيدا مي‌کند، ولي متاسفانه باز هم بي‌انصافي کردند که پرونده ايشان بر اساس من شکايت من در دستگاه قضايي در جريان است و من آن را پيگيري مي‌کنم.

از جمله موارد ديگر اين است که نوشتند فلاني حرف‌هاي عجيب و غريب مي زند و اباطيل مي‌گويد مثلاً مي‌گويد برفراز آسمان ايران فرشتگان هستند و اين خيلي عجيب و غريب است. من نمي دانم کجايش عجيب است؟ من در عظمت ملت ايران و در عظمت دفاع مقدس و پيروزيهاي بزرگ ملت ايران سخنراني کردم و در آن سخنراني گفتم که اين موضوع همان نصرت وعده داده شده الهي به کساني است که گفتند خداي ما الله است و سپس استقامت کردند و آن وقت "تتنزل عليهم ملائکه"، من همين آيه قرآن را خواندم: "الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم تلملائکة"... و ترجمه کردم و گفتم پيروزي‌هاي اين ملت و اين سرزمين به خاطر همين است که ملت گفتند خداي ما الله است و سپس استقامت کردند. اين خيلي طبيعي است که در آسمان ايران فرشتگان باشند و مردم را ياري بکنند. اين کجايش خلاف بود. من که عين آيه قرآني را خواندم. من چه حرف و جمله ناصوابي گفتم که بعد مي‌نويسند مشايي افکار مرموز دارد. من نمي‌دانم حرف‌هاي قرآن کجايش مرموز است حالا اگر من گفته بودم من فرشته‌ها را در آسمان مي‌بينم و شما نمي‌بينيد، اين حرفي است که البته بنده اين ادعا را که نکردم! من آيه قرآن را خواندم و ترجمه کردم. از اين دست مسائل و اين گونه دروغ‌ها و تهمت‌ها زياد داشتيم، اما ما اميد به خدا داريم. خداوند از مومنان حمايت مي‌کند اگر مومن باشيم و اگر مومن نباشيم هم که در اين صورت خداوند از کساني که ادعاي ايمان مي‌کنند اما مومن نيستند، حمايتي ندارد.

 

** آيا شما اين توانايي را در خودتان مي‌بينيد که دامنه نخبگاني که به دولت کمک مي‌کنند را وسيع‌تر کنيد يا نه؟

-- ببينيد، براي هر دولتي وجود نخبگان در حوزه‌هاي مختلف و متنوع ضروري است، دولت مسئول اجراست و در همه حوزه‌ها مسئوليت دارد. امروز در دنيا موضوعات پراکنده خود، حوزه معظمي از علم را تشکيل مي دهد و معاونان و وزرا و معاونان وزرا و مدير کل‌ها در دولت نمي‌توانند همه حوزه‌هاي علم را پوشش تخصصي دهند و تنها راه ما استفاده از تمام ظرفيت‌هاي علمي و فني ايرانيان داخل و خارج از کشور است ، بلکه بايد از ظرفيت‌هاي همه دنيا استفاده کنيم. امروز استفاده از ظرفيت‌هاي جهاني تا سطوح بالاي زياد شده و دسترسي‌ها افزايش يافته، و سياست دولت در جهت گسترش استفاده از نخبگان و شخصيت‌هاي علمي و برجسته خواهد بود و آقاي دکتر احمدي‌نژاد به طور جدي بر روي اين موضوع تاکيد دارند و ما هم بايد در اين زمينه تمام تلاش خود را بکنيم. ما سرمايه‌هاي بسيار زيادي در کشور داريم که بايد بدون ملاحظه سليقه‌هاي سياسي آن‌ها و زندگي شخصي آن‌ها و علايق آن‌ها در مسايل مختلف و تحليل‌هايشان، امکان مشارکت در تصميم گيري‌ها و استفاده از نظرات کارشناسيشان را فراهم بکنيم، دولت موظف است و خودش را مسئول مي‌داند که از تمام ظرفيت‌هاي علمي و فني استفاده کند چون الان ديگر تصميم درست و خوب و بهتر کافي نيست و ما بايد بهترين تصميم را بگيريم و براي اين منظور بايد از تمام ظرفيت‌هاي نخبگان و کارشناسان استفاده کنيم که انشاء الله دوران دوم رياست جمهوري آقاي احمدي‌نژاد اين کار توسعه پيدا خواهد کرد.

 

** نقش شما در پيشنهاد افراد براي کابينه چقدر است؟ و اصولا معيارها و مکانيزم آقاي احمدي‌نژاد در اين انتخاب ها چه چيزهايي است؟ و تا حالا چه کارهايي براي تشکيل کابينه صورت گرفته است؟

-- من نقش خاصي ندارم، همان‌طور که شما فرموديد فقط پيشنهاد مي دهيم البته ميزان پيشنهادهاي من هم خيلي زياد نبوده است يک يا دو نفر بيشتر به ذهن من نرسيده باشد.

اصولا آقاي دکتر احمدي‌نژاد کسي است که تلاش مي‌کند از پيشنهادات مختلف استفاده کند. ايشان از افراد مختلف مي‌خواهد که نقطه نظراتشان را مطرح کنند و از طيف وسيعي استفاده مي‌کنند، خوشبختانه آقاي دکتر احمدي‌نژاد با توجه به روحيه‌اي که دارند و ارتباطات وسيعي که با افراد مختلف در جامعه دارند، مي‌توانند از ظرفيت هاي خيلي زيادي از پيشنهادات افراد استفاده کنند. بنده هم يک عنصر خيلي کوچکي هستم که اگر فردي به ذهن من برسد دريغ نخواهم کرد ولي تا جايي که خبر دارم دوستاني که خيلي از بنده در اين زمينه مطلع‌تر هستند حضور موثرتر دارند، شايد به اين دليل که بنده بيشتر در حوزه‌هاي فرهنگي بودم و شناخت لازم از افرادي که بتوانند درجايگاه وزارت ايفاي نقش کنند ندارم، بنابراين خيلي نتوانستم در اين بخش به آقاي دکتر کمکي بکنم.

**پيش از شما آقاي دکتر داوودي که استاد اقتصاد هستند در سمت معاون اولي بودند با توجه به اين که بعضي از وظايف مانند اداره شوراها و کميسيون‌هاي اصلي دولت به معاون اول واگذار مي‌شود فکر مي‌کنيد بتوانيد اين وظايف را انجام دهيد و چه برنامه‌هايي براي آن داريد؟

-- همان‌طور که عرض کردم تخصص در بخش‌هاي مختلف لازم است، ولي وقتي آدم در بخشي متخصص مي‌شود ممکن است در بخش‌هاي ديگر نتواند تخصص لازم را داشته باشند، هر کسي که انتخاب مي‌شود تخصصي و گرايشي دارد و ممکن است در امري تواناتر و در امري ديگر کارشناسي کمتري داشته باشد. حوزه معاونت اول يک حوزه عمومي است يعني حوزه معاونت اول به همه حوزه‌هاي کشور برمي‌گردد. ولي بيشتر مانند خود آقاي رئيس جمهور يک مديريت عمومي بر کشور دارد. معاون اول سازمان و تشکيلاتي به آن معنا ندارد، ماموريت خاص و تخصصي نيز به عهده اش نيست. معاون اول مسئول هماهنگ کننده و مديريت امور کشور و دولت است تا تصميم سازيها بسترش فراهم شود. تصميم را معاون اول نمي‌گيرد تصميم را دولت مي‌گيرد و در دولت هم مجموعه‌اي از افراد صاحب نظر در زمينه هاي مختلف حضور دارند.

نيازي اصلي ما در اين دوره شايد بيشتر مورد توجه آقاي دکتر احمدي‌نژاد بوده و بر اساس آن اين تغيير را انجام دادند اين است که با ايجاد فضاي جديدي، تحرک و سرعت در امور هم بيشتر شود. به هرحال کار سنگين و خسته کننده‌اي است. جناب آقاي دکتر داوودي در چهار سال گذشته بار خيلي سنگيني را به دوش کشيدند و انصافاً خدمات و زحمات بسيار زيادي داشته اند. ايشان هم خيلي پرکار و هم خيلي صبور بودند و از اين جهت کار بنده بسيار سخت و دشوار است. شايد ايشان نياز به تجديد قوا داشته باشد. بنده هم که در اينجا باشم پس از مدتي نياز است که افراد تازه نفسي بيايند و کار را دنبال کنند، از جمله مطالبي که دوستان هم بر اين معنا تاکيد داشتند اين بود که به جهت اعتمادي که آقاي دکتر احمدي‌نژاد به بنده مبذول کرده اند و من هم از ايشان صميمانه سپاسگزار هستم بايد به کارها سرعت بيشتري بدهيم.

نگاه ديگري که آقاي دکتر احمدي‌نژاد تعقيب مي‌کنند و دستور دادند بنده آن را پيگيري کنم اين که ما دولت را بيش از گذشته پرتحرک‌تر و منسجم‌تر کنيم و تصميمات کلان و اساسي در وزارتخانه‌ها را با نگاه فراگير دولت دنبال کنيم. الان تصميمات مهمي در دستگاه‌ها و وزارتخانه‌هاي مختلف گرفته مي شود که اين دستگاه‌ها هر کدام مسئول هستند و اين ها را پيگيري مي کنند اما تاثير اين که آن برنامه‌ها چه طور طراحي و چگونه اجرا مي‌شود و با چه سرعتي به مقصد مي‌رسد تنها در حوزه آن وزارتخانه باقي نمي‌ماند، آثارش در بسياري از جاهاي ديگر ظاهر مي‌شود. ما بايد يک توسعه متوازن، پرشتاب اما هماهنگ را دنبال کنيم. يعني در عين حال که بايد سرعت بيشتري به کارها بدهيم؛ بتوانيم توازن را هم افزايش دهيم. در اين موضوع انشاء الله در فرصت‌هاي بعدي مفصلتر صحبت خواهم کرد.

** با توجه به اين که اين چهار سال، دوره آخر آقاي احمدي‌نژاد است مهم‌ترين برنامه‌هاي دولت در اين چهار سال چيست؟

-- ببينيد اين بحث بسيار تفصيلي است، مهم اين است که کشور ما ظرفيت خيلي بالايي براي پيشرفت دارد و ما تقريبا از همه امکانات لازم براي پيشرفت برخوردار هستيم؛ هم منابع انرژي ما، هم منابع کاني ما، هم منابع انساني ما، همه اين ها يک فرصت استثنايي براي پيشرفت پديد آورده، ما در سه دهه گذشته بحران‌هاي بزرگي را پشت سرگذاشته‌ايم، هزينه هاي بسيار سنگيني را براي بقاء و ادامه حيات نظام پرداخت کرديم اما الان که ما وارد دهه چهارم انقلاب يا به تعبير رهبر معظم انقلاب، دهه "پيشرفت و عدالت" شده ايم، اين فرصت را داريم که گام‌هاي خيلي جدي‌تري، هم براي پيشرفت و هم براي عدالت به جلو بگذاريم. بر اساس شرايطي که امروز در سطح ملي، در سطح منطقه و در سطح دنيا شکل گرفته است، دشمني‌هايي که عليه ما بوده رو به افول گذاشته است، البته نه اين که دشمنان ما دشمني‌شان را تعطيل بکنند. توان دشمنان مارو به کاهش است و فرصت بسيار خوبي براي بروز استعدادهاي ايران و ايراني در سطح ملي، منطقه‌اي و جهاني به وجود آمده است. ما بايد کشورمان را اولاً پيشرفته کنيم، ما بايد به سرعت در عين حال با هماهنگي و توازن در همه زمينه‌ها پيشرفت داشته باشيم. آقاي دکتر احمدي‌نژاد بعد از انتخابات دهم دو بار از طريق صدا و سيما با مردم صحبت و اولويت‌هايشان را مطرح کردند اولويت‌هاي دولت همان‌هايي است که آقاي دکتر احمدي‌نژاد در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي، داخلي و خارجي مطرح کردند. بهرحال همه مي‌دانيم که ما الان جمعيت جواني داريم که نيازمند اشتغال و مسکن هستند در اين دو زمينه ما بايد با سرعت بيشتري حرکت بکنيم تا پاسخ‌هاي بهتري بگيريم. انشاء الله در چهار سال آينده فرصت‌هاي بسيار بيشتري براي اشتغال جوانان فراهم خواهد آمد، همچنين در موضوع مسکن هم بايد مسئله را حل کنيم و هم پاسخي به نياز جوانان دهيم و هم عزيزاني بدهيم که جوان هم نيستند اما مسکن در اختيار ندارند و بخش عمده‌اي از درآمدهايشان در اين زمينه مصرف مي‌شود و توان اقتصادي آن‌ها را کاهش مي‌دهد. سياست‌هايي هم که دولت براي کنترل تورم شروع کرده ، با جديت بيشتري در اين دوره دنبال مي‌شود.

**با توجه به ماموريت‌هاي ويژه‌اي که گفته مي‌شود در چهار سال گذشته آقاي احمدي‌نژاد به شما محول کردند و شما در راستاي انجام آن مسافرت‌هايي به انگليس و آمريکا داشتيد و پرونده رابطه با آمريکا که به نظر مي‌رسد جمهوري اسلامي بايد بعد از 30 سال يک تصميم تاريخي بگيرد، به نظر مي‌رسد دکتر احمدي‌نژاد مي‌خواهند مديريت اين پروژه را به شما واگذار کنند. نظر شما در اين خصوص چيست؟

-- اولاً آقاي احمدي‌نژاد در گذشته به من ماموريتي ندادند که براساس آن ماموريت، بنده به کشور انگليس يا آمريکا سفر کنم، بنده به انگليس و آمريکا سفر داشتم، اما سفرهاي من به اين دو کشور کاملاً با موضوعات مشخصي چون افتتاح نمايشگاه امپراطوري هخامنشي در انگليس يا ملاقات با ايرانيان مقيم بوده است زيرا من جانشين آقاي رئيس جمهور در شوراي عالي ايرانيان خارج از کشور هستم و در بسياري از کشورها با ايرانيان ديدار کرده‌ام و غير از سفرهايي که بنده با آقاي دکتر احمدي‌نژاد به آمريکا کردم يک بار هم مستقلاً براي ديدار با ايرانيان به آن کشور سفر کردم و در غير دو موضوع سازمان ميراث فرهنگي و ايرانيان سفري انجام ندادم و ماموريتي نداشتم، اما درباره مسئله ارتباط با آمريکا اين‌ها از مسئوليت‌هاي معاون اول نيست و اين‌ها از موضوعاتي است که زيرنظر رئيس جمهور در دولت و از طريق شوراي عالي امنيت ملي دنبال مي‌شود و مستقيما به معاون اول ربطي ندارد.

        عملکرد چهارساله مرد جنجالي کابينه


کاسه کوچک ايران

سهم ايران از اين ميان چيست؟ بسيار ناچيز. در سال 1387 در حالي که حدود 3 ميليون نفر از ايران به خارج کشور سفر کردند، در مقابل تنها 700 هزارنفر گردشگر خارجي به ايران سفر کرده‌اند. بنابر آماري که يکي از مجله‌هاي تخصصي گردشگري (تجارت و اقتصاد) ارائه داده است، سهم ايران از 620 ميليارد دلار گردش مالي سالانه صنعت توريسم در جهان، کمتر از يک‌دهم درصد است.

کارنامه مديريت گردشگري ايران در ميان کشورهاي اسلامي خاورميانه نيز چندان قابل دفاع نيست. گردشگري در خاورميانه در سال‌هاي 2000 تا 2006 سالانه به طور ميانگين 9درصد رشد کرده است. اين رقم در 2 سال ميلادي اخير به 2/6درصد رسيده است. سالانه بيش از يک ميليون و دويست هزار ايراني به شهرهاي مختلف امارات‌متحده عربي به ويژه دبي سفر مي‌کنند. اين در حالي است که سفر شهروندان اماراتي به ايران، سالانه کمتر از پنجاه هزار نفر است. مهم‌ترين اقدام سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران در مقابل اين پديده، ويرايش تبليغات تورهاي امارات با عنوان جديد سواحل‌خليج است.
براساس آمار وزارت فرهنگ و گردشگري ترکيه، ايران بزرگ‌ترين منبع توريسم اين کشور در خارج از اتحاديه اروپا و روسيه است در حالي که ترک‌ها، بسيار کم به ايران مي‌آيند. گويا، کشور دوست و همسايه يعني افغانستان، نخستين کشور توريست‌فرست به ايران است.

کم‌توجهي به فرصت‌ها

برآوردهاي سازمان جهاني گردشگري و سازمان يونسکو، ايران را با قابليت قرار گرفتن در فهرست 10 کشور برتر صنعت گردشگري جاي مي‌دهند. انگيزه‌هاي گردشگران براي سفر به ايران، از تنوع زيادي برخوردار است. مواردي چون بازديد از بناهاي تاريخي، هنري و فرهنگي، زيارت اماکن مذهبي، سفر براي درمان و بهداشت، تفريح، استراحت و بازديد بستگان، شرکت در همايش‌ها، مناسبات اقتصادي و بازرگاني و همچنين مسابقات ورزشي؛ اما برخي از اين قابليت‌ها به ويژه توريسم پزشکي و ورزشي هنوز، جايگاه چنداني در برنامه‌ريزي‌هاي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري پيدا نکرده‌اند.

اجازه براي ملاقات با پدرخانم

اسفنديار رحيم‌مشايي را نزديک‌ترين عضو کابينه به رئيس‌جمهوري مي‌دانند. خود او در توصيف اين وضعيت با زبان طنز مي‌گويد: «من براي هر کار کوچکي از دکتر احمدي‌نژاد اجازه مي‌گيرم. حتي براي ديدار با پدرهمسرم.» در مقابل اين هماهنگي، فهرستي از عناوين شغلي در اختيار رحيم مشايي قرار گرفته است که مي‌توان به رياست سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي، رئيس مرکز مطالعات جهاني شدن، جانشين رئيس‌جمهور در شوراي‌عالي ايرانيان خارج از کشور، عضو شوراي نظارت بر سازمان صداوسيما، عضو شوراي فرهنگي دولت، عضو کميسيون‌هاي اقتصاد و فرهنگ دولت و رياست کميته عالي در مورد طرح خط لوله صلح اشاره کرد.

ابتکار عمل مشايي در ارتباط با ايرانيان خارج از کشور و اصلاحاتي بنيادي در سياست خارجي، موضوعي است که حتي مخالفان دولت را نيز به ستايش برمي‌انگيزد اما اين دستاوردها در عين حال نمي‌تواند توجيه خوبي براي رشد اندک صنعت توريسم باشد. فهرست طويلي از اماکن ميراث فرهنگي کشور وجود دارد که در دوره مشايي مورد کم‌مهري قرار گرفته‌اند؛ هر چند نمي‌توان او را تنها مقصر دانست و مسئولان قبلي نيز در اين کم‌توجهي سهيم هستند. در اين فهرست، مراکز و آثاري چون آثار تاريخي اطراف سد سيوند، سي‌وسه‌پل و ديگر آثار مجاور مترو اصفهان، نسخه قديمي کتاب قانون ابن‌سينا، کتيبه خارگ و سر مجسمه سرباز هخامنشي جاي مي‌گيرند.

 نام

 جایگاه

ارزیابی

توضیح

حمید رسایی

نماینده مجلس هشتم (اصولگرا)

ضعیف

برخی اقدامات آقای مشایی مثل جابه‌جایی سازمان حج را نمی‌توان به هیچ وجه توجیه کرد. ایشان  با مبانی دین آشنایی ندارند.

علی‌اکبر جوانفکر

مشاور مطبوعاتی رئیس‌جمهوری

خوب

 کارنامه کاری رحیم‌مشایی در حوزه مسئولیتش، مثبت و موفق است.

عبدالله شهبازی

تاریخ پژوه

ضعیف

 اسفندیار رحیم‌مشایی پدیده‌ای عجیب است. رفتارهای او در چهار سال اخیر بیشترین جنجال‌ها را پیرامون  دولت آقای احمدی‌نژاد برانگیخته است.

جواد آرین‌منش

نایب‌اول کمیسیون  فرهنگی مجلس

ضعیف

 با توجه به امکانات و اعتباراتی که این سازمان داشت، خروجی قابل ملاحظه و قابل قبولی را مشاهده نکرده‌ایم.

سیدحسین مرعشی

رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

متوسط

 با توجه به اینکه آقای مشایی پس از من به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری انتخاب شد ترجیح می‌دهم عملکرد او را ارزیابی نکنم تا موضع‌گیری شخصی تلقی نشود.

خسرو ایران‌پور

دبیر جامعه هتلداری کشور

خوب

با وجود نقاط ضعفی که این سازمان داشته در سال‌های اخیر صنعت گردشگری روند روبه‌رشدی را طی کرده است.

دکتر عباس کاظمی

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران

متوسط

با وجود روند مثبت فعالیت‌های این سازمان موانع زیادی سر راه فعالیت‌های این سازمان بوده است و در مقایسه با دیگر کشورها تغییری در سرویس‌دهی مسافرت‌ها به صورت محسوس نبوده است.

دکتر علی خاکساری

عضو گروه برنامه‌ریزی شهری دانشگاه علامه طباطبایی

متوسط

 به نسبت تغییراتی که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده، عملکرد مثبتی داشته است اما از نظرات کارشناسان و متخصصان گردشگری استفاده نشد.

محسن امامی

رئیس منطقه ویژه ارگ بم

متوسط

 چون اطلاعات درست و منتفی از عملکرد این سازمان در دسترس نیست.

بهروز جعفری

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس

متوسط

  پاید رفتار رئیس این سازمان و عملکرد سازمان گردشگری را از هم جدا کرد، با این توصیف در سطح کلان  این سازمان عملکرد مثبتی داشته است ولی در بخش داخلی و سفرهای داخلی عملکرد خوبی نداشته است.

انسیه پولادزاده

مدیر وب‌سایت پرشین‌بلاگ

متوسط

می‌توانست در خیلی از حوزه‌ها از جمله ارتباط جوانان با آی‌تی و نقش زندگی مجازی آنان، بهتر از این فعالیت کند.



منبع: خبر آنلاين ـ مهدي خاکي فيروز

 

        برنامه‌هاي گردشگري در تابستان 88 اعلام شد

 محمد شريف ملك‌‌زاده در تشريح برنامه‌هاي دفتر بازاريابي و تبليغات معاونت گردشگري به راه‌اندازي دفاتر اطلاع‌رساني گردشگري در كشورهاي بازار هدف گردشگري جمهوري اسلامي ايران اشاره كرد و گفت: اين دفاتر در كشورهاي عراق، قطر، امارات متحده عربي، عربستان سعودي، استراليا، مالزي، اندونزي، ايتاليا، فرانسه، بلغارستان، آلمان، انگلستان، نروژ، سوئد، دانمارك، روسيه، آذربايجان، تركيه و چين راه‌اندازي مي‌شود.

وي تصريح كرد: مجري اين طرح متقاضيان بخش خصوصي مقيم كشورهاي بازار هدف گردشگري ايران هستند و اين اقدام با همكاري كانون جهانگردي و اتومبيلراني جمهوري اسلامي ايران انجام مي‌شود.

ملك‌زاده برگزاري سمينارها و همايش‌هاي تخصصي را از ديگر برنامه‌هاي دفتر بازاريابي و تبليغات عنوان كرد و افزود: برگزاري دومين جشنواره برترين‌هاي صنعت گردشگري در مرداد ماه، برگزاري همايش تخصصي بازاريابي در گردشگري در دي، برگزاري دومين همايش بين‌المللي توراپراتورهاي جهان از برنامه‌هايي است كه در اين راستا انجام مي‌شود.

وي به برگزاري تور آشناسازي خبرنگاران، اساتيد، فرهيختگان و دست‌اندركاران، گردشگري اشاره كرد و گفت: دفتر بازاريابي و تبليغات گردشگري با مشاركت و همكاري دفاتر خدمات مسافرتي و جهانگردي داوطلب فعال در كشورهاي بازار هدف به عنوان حامي اين تورها را برگزار مي‌كند.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري همچنين انجام طرح‌هاي مطالعاتي و تحقيقات بازار گردشگري را از ديگر برنامه‌هاي اين دفتر بر شمرد و گفت: بررسي طرح شناسايي و اولويت‌بندي كشورهاي بازار هدف گردشگري ايران، تهيه طرح بازاريابي استراتژيك گردشگري، تهيه طرح برند ملي گردشگري، طرح بررسي علايق و سلايق گردشگري و طرح بررسي اثربخشي شركت در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي گردشگري و نظرسنجي گردشگران خارجي شركت‌كننده در نمايشگاه‌هاي گردشگري از اين برنامه‌ها است.

ملك‌زاده تصريح كرد: اين طرح‌ها توسط پژوهشكده گردشگري سازمان و با همكاري دفتر بازاريابي و تبليغات گردشگري انجام مي‌شود.

وي استانداردسازي اقلام تبليغاتي را از ديگر برنامه‌هاي اين معاونت براي سال 88 عنوان كرد، افزود: ارزيابي اقلام تبليغاتي توليد شده به منظور اطلاع‌رساني صحيح و براي ارتقا بازاريابي و تاثيرگذاري هر يك از فعاليت‌ها و توليدات صورت گرفته و جلوگيري از انجام هرگونه فعاليت تبليغاتي سليقه‌اي و غير تخصصي با بهره‌گيري از روش‌هاي مدرن تبليغاتي و طراحي و توليد اقلام تبليغاتي چاپي، ديجيتال و چند رسانه‌اي در طول سال انجام مي‌شود.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري همچنين پخش تيزرهاي تبليغاتي در شبكه press TV، تهيه و چاپ كتاب برگزاري تورهاي آشنا‌سازي، پخش تيزرهاي معرفي ايران در شبكه MBC و تبليغات محيطي در بازارهاي هدف ايران را به منظور معرفي جاذبه‌ها، ظرفيت‌ها و توانمندي گردشگري 30 استان كشور را از ديگر برنامه‌هاي دفتر بازاريابي و تبليغات گردشگري برشمرد.

ملك زاده تصريح كرد: ارسال اقلام تبليغاتي شامل CD، بروشور، پوستر، بنر و كتاب‌هاي نفيس معرفي ايران براي ارسال به 75 سفارتخانه و همچنين 70 رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور بخش ديگري از برنامه‌هاي معاونت گردشگري در حوزه بازاريابي و تبليغات است.

وي به مشاركت در برگزاري 20 نمايشگاه تجاري و بازاريابي با همكاري سازمان توسعه و تجارت ايران در كشورهاي بازار هدف اشاره كرد و افزود: همچنين 15 نمايشگاه خارجي به منظور ارزيابي و اثربخشي نمايشگاه‌هاي برگزار شده و شناسايي شاخص‌ها و نظرسنجي از بازديدكنندگان در سال 88 برگزار مي‌شود.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري سياست‌گذاري و نظارت بر نحوه برگزاري نمايشگاه‌هاي گردشگري داخلي، برگزاري مراسم جهاني جهانگردي و هفته گردشگري، اجراي طرح گردشگري مجازي ايران و توليد نرم‌افزار چند رسانه‌اي استان‌ها و تبليغات اينترنتي به منظور معرفي توانمندي‌ها و قابليت‌هاي گردشگري ايران را بخشي ديگر از برنامه‌هاي دفتر تبليغات و بازاريابي عنوان كرد.

ملك‌زاده همچنين به توسعه و تجهيز دفاتر اطلاع رساني در هفت فرودگاه بين‌المللي كشور اشاره كرد و گفت: اين دفاتر در فرودگاه‌هاي مشهد، كرمان، يزد، كيش، تبريز، اصفهان و تهران راه‌اندازي مي‌شود.

وي برگزاري هفته گردشگري در 30 استان كشور را ديگر برنامه‌هاي معاونت گردشگري براي سال 88 عنوان كرد و گفت: اين برنامه‌ها در راستاي توسعه فرهنگ سفر و گردشگري با معرفي قابليت‌هاي گردشگري استان‌هاي كشور در هفته گردشگري و روز استان در قالب برنامه‌هاي متنوع توسط سازمان‌هاي استاني برگزار مي‌شود.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي براي مسئولان خانه‌هاي جهانگردي استان‌ها را بخش ديگري از برنامه‌هاي معاونت گردشگري عنوان كرد و گفت: برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي مشترك براي مسئولان خانه‌هاي جهانگردي و كارشناسان تبليغات و بازاريابي استان‌ها، ايجاد بانك اطلاعات جامع گردشگري خانه‌هاي جهانگردي استان‌ها، انتشار مقاله‌هاي علمي و تحليلي در اين رابطه، نگارش چاپ و ارسال كتابچه دستورالعمل و راهنمايي فعاليت مسئولان خانه جهانگردي از برنامه‌هاي پيش‌بيني شده در اين راستا است.

وي همچنين به برنامه‌هاي دفتر امور مراكز خدمات گردشگري و استانداردسازي در سال 88 اشاره كرد و گفت: تدوين آيين‌نامه درجه‌بندي دفاتر خدمات مسافرتي و تصويب و ابلاغ آيين‌‌نامه درجه‌بندي دفاتر، تدوين آيين‌نامه نظرات بر تاسيس و فعاليت دفاتر و نظارت بر عملكرد دفاتر خدمات مسافرتي، موافقت اوليه با صدور مجوز بند "ب " و تهيه شيوه‌نامه مجوز بند "ب " از برنامه‌هاي اين دفتر در سال 88 است.

ملك‌زاده تهيه آمار دفاتر خدمات مسافرتي، استانداردسازي هتل‌هاي كشور و مهمانپذيرها، نظارت بر عملكرد واحدهاي اقامتي و درجه‌بندي آنها، رسيدگي به شكايات، صدور مجوز براي تردد تورهاي ورودي، اخذ ويزا براي دفاتر آموزش كاركنان اماكن اقامتي و صدور كارت راهنمايان تور را از ديگر برنامه‌هاي دفتر استانداردسازي معاونت گردشگري عنوان كرد.

اين مقام مسئول در ادامه در تشريح برنامه‌هاي دفتر برنامه‌ريزي و توسعه گردشگري خارجي گفت: راه‌اندازي سيستم علائم و نشانه‌هاي بين‌المللي گردشگري در معابر، خيابان‌هاي و جاده‌هاي كشور، راه‌اندازي كارت‌هاي اعتباري توسعه سامانه ويزاي الكترونيكي و توسعه امكان بهره‌برداري از كارت هاي ATM گردشگران خارجي از برنامه‌هاي اين دفتر براي سال 88 است.

وي بيمه گردشگران خارجي، نظارت بر تورهاي خارجي، پياده‌سازي نظام آمار گردشگري به منظور ايجاد بانك جامع اطلاعات گردشگري، اجراي طرح نظرسنجي از گردشگران خارجي، امضا تفاهم‌نامه‌ها و قراردادهاي گردشگري، برگزاري و شركت در همايش‌هاي بين‌المللي و تخصصي در كشور و توسعه مناسبات بين‌المللي در حوزه خارجي و تهيه كد اخلاقي گردشگري را از ديگر برنامه‌هاي اين دفتر عنوان كرد.

ملك‌زاده در تشريح برنامه‌هاي دفتر برنامه‌ريزي و توسعه گردشگري داخلي براي سال 88 گفت: برگزاري همايش‌ها و سمينارها به منظور توسعه سفرهاي همگاني، تهيه و توزيع اقلام تبليغاتي با رويكرد اطلاع‌رساني، اجراي طرح بازارچه فروش در استان‌ها، برنامه‌ريزي در خصوص جمع‌آوري اطلاعات آمار سفرهاي آماري به تفكيك در طول سال و تنظيم تفاهمنامه بين بخش‌هاي مرتبط با گردشگري و برنامه‌ريزي به منظور بهره‌گيري از پتانسيل نهادهاي ديگر در توسعه گردشگري بخشي از برنامه هاي اين دفتر است.

وي پيگيري برگزاري تورهاي آشنايي با جاذبه هاي نقاط كمتر شناخته شده به منظور توزيع عادلانه سفر در كشور، تاسيس و راه‌اندازي تاكسي گردشگري در تمام استان‌ها به منظور تجهيز ناوگان حمل و نقل گردشگري، توسعه سفر كارت ملي به منظور رسيدن به هدف كمي برنامه چهارم توسعه و ايجاد تشكل‌هاي صنفي، برگزاري كارگاه‌هاي آموزشي ساماندهي اماكن خصوصي و استيجاري و برگزاري سمينارهاي توجيهي براي صاحبان منازل شخصي و استيجاري را از ديگر برنامه‌هاي استان عنوان كرد.

وي همچنين به طراحي سيستم آن‌لاين و رزرواسيون زائرسراها و اقامتگاه‌هاي دولتي و تكميل ظرفيت‌هاي اقامتي كشور در راستاي اجراي طرح ساماندهي اماكن خصوصي و استيجاري و ساماندهي زائر‌سراهاي دولتي اشاره كرد و مطالعه و آموزش پتانسيل‌هاي گردشگري در حوزه گردشگري سلامت، گردشگري ورزشي، گردشگري روستايي و عشايري و گردشگري بانوان را از ديگر برنامه‌هاي اين دفتر عنوان كرد.

        European Tourism Active Against the Crisis

Tourism is proving to be one of the most resilient sectors and can be a strategic vector in the way forward, as global economic conditions continue to deteriorate. This is among the main conclusions of UNWTO’s European member states meeting held in Baku, Azerbaijan, on the occasion of the 49th UNWTO Commission for Europe.

 

European destinations are already taking measures to mitigate the negative impact of the economic situation on tourism, which is expected to last until 2010. Demand driving measures already implemented range from reinforced promotion, to fiscal incentives and credit facilitation.

 

The Minister of Tourism and Culture of Azerbaijan, Aboulfaz Garayev, said that “this is not a tourism crisis but one that tourism can help to overcome. Tourism is still one of the most resilient economic activities, and as such, the sector can play a special role in the recovery of world and national economies, in particular in Europe”.

 

The UNWTO Secretary General, ad interim, Taleb Rifai stressed that crises can be considered an opportunity to act strategically. He called on all European stakeholders to join the recently launched UNWTO Roadmap for Recovery.

 

While international tourism worldwide is projected to stagnate or even decline by 2%, the participants in the Regional Commission expect that arrivals to European destinations might experience a 3% negative growth.

 

Against this background, nearby markets are expected to respond better to stimulus packages which have to adapt to changing demand patterns, while not loosing sight of long-term challenges posed by competitiveness and sustainability objectives. International cooperation is to be reinforced and protectionist temptations should be avoided.

 

UNWTO’s European members underscore that tourism is one of the most resilient economic activities and can therefore play a key role in economic recovery, particularly in Europe. Governments should hence put tourism in the core of their stimulus packages and actively include tourism in their transversal policies.

 

UNWTO will continue to (a) monitor market behaviour and foster best practices; (b) maintain its leadership in tourism policy and governance; and (3) reinforce tourism as a key engine for employment, sustainable growth and infrastructure creation.

 

Europe is the world’s leading international tourist destination: 500 million arrivals (53% of the world’s total) generating US$ 434 billion and generating an even more significant volume of domestic tourist arrivals.

        نمايندگان مجلس به عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي نقد دارند

چالش‌هايي كه سازمان ميراث‌فرهنگي در يك سال گذشته با آن دست به گريبان بوده است در ماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به ميراث‌فرهنگي خلاصه نمي‌شود.

 پيش از اينكه شوراي‌عالي اداري دولت به جدايي سازمان حج و زيارت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و  الحاق آن به سازمان ميراث‌فرهنگي راي بدهد، زمزمه‌هاي انتقادآميز درباره عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي ازسوي صاحبنظران اين حوزه به گوش مي‌رسيد.

گاه به اظهارنظرهاي مديريت اين سازمان درباره مسائل سياسي و بين‌المللي نقدهاي بسيار وارد بود و گاه از  عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي در زمينه عدم حمايت از سرمايه‌گذاران بخش خصوصي در راستاي توسعه گردشگري گلايه مي‌شد. با اينهمه مصوبه شوراي‌عالي اداري دولت مبني بر الحاق سازمان حج و زيارت به ميراث‌فرهنگي نقطه آغاز  انتقادهاي تند و تيز به عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي دست‌كم در اين يك دو ماه اخير بود تا جايي كه نمايندگان مجلس نيز در پي اعتراض علما و روحانيون به اين مصوبه؛ خواستار رسيدگي دولت به موضوع شدند و گاه با صراحت از دولت به‌دليل اتخاذ چنين تصميمي انتقاد كردند.

 انتقادها در مواردي شكل هشدار نيز به خود گرفت تا جايي‌كه جواد آرين منش، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با ميراث خبر؛ بي‌اعتنايي دولت به درخواست نمايندگان و علما را مبني بر متنفي شدن الحاق سازمان حج و زيارت به سازمان ميراث‌فرهنگي به ضرر دولت ارزيابي كرد و گفت:« به نفع دولت نيست كه بخواهد در فضاي نزديك به انتخابات نسبت به اعتراض نمايندگان و علما در اين زمينه بي‌اعتنا باشد

او با بيان اينكه اقدامات سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري به‌گونه‌اي است كه نه بخش خصوصي از آن اظهاررضايت مي‌كند و نه مجلس از عملكرد آن راضي است؛ تاكيد كرد كه اصلا مناسب نيست سازمان حج و زيارت زيرمجموعه چنين سازماني قرار بگيرد.

 

پرداختن به حاشيه؛ غفلت از وظايف اصلي

هرچند موج انتقادات و اعتراضات به الحاق سازمان حج و زيارت به سازمان ميراث‌فرهنگي با تاكيد مقام معظم رهبري مبني بر مناسب نبودن اين تصميم فروكش كرد؛ اما اظهار نارضايتي از عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي مساله‌اي بود كه همچنان ازسوي برخي نمايندگان مجلس دنبال مي‌شود ؛ آن هم درحالي كه اختلاف ميان اين سازمان و دفاتر خدمات مسافرتي به موضوع روز كميسيون فرهنگي مجلس در عرصه گردشگري تبديل شده و اعضاي اين كميسيون بررسي آن را در دستور كار خود قرار داده‌اند.

در چنين شرايطي است كه برخي نمايندگان مجلس عملكرد و رويكرد سازمان ميراث‌فرهنگي را از ابعاد مختلف مورد انتقاد قرار مي‌دهند و بر اين باورند كه ماحصل تصميمات و برنامه‌هاي اين سازمان در يك سال گذشته چالش‌هاي متعددي را در عرصه داخلي و حتي بين‌المللي به وجود آورده است.

آنچه كه بيشتر منتقدان بر آن اتفاق‌نظر دارند؛ توجه بيش از حد سازمان ميراث‌فرهنگي به مسائل حاشيه‌اي است كه خارج از چارچوب وظايف اين سازمان به آنها پرداخته مي‌شود. اين مساله‌اي است كه حسن ملك محمدي، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي بر آن تاكيد مي‌كند و مي‌گويد:« مسائل حاشيه‌اي موردنظر سازمان ميراث‌فرهنگي به قدري است كه عملكرد ‌آن را دستخوش مشكل مي‌سازد. گاهي موضع‌گيري سازمان در مقابل مردم اسرائيل به عنوان يك مساله حاشيه‌اي براي آن سازمان مشكل ساز بوده و گاه رخدادهايي چون الحاق سازمان حج و زيارت به ميراث‌فرهنگي باعث ايجاد مشكلات متعدد براي سازمان ميراث‌فرهنگي شده است. درحاليكه اينها هيچ يك در متن عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي نيستند و پرداختن به آنها پايگاه و جايگاه اين سازمان را به چالش مي‌كشد

پرداختن به حاشيه‌ها ازسوي سازمان ميراث‌فرهنگي موضوعي است كه آرين منش نيز آن را مورد تاكيد قرار مي‌دهد و  مي‌گويد:« در عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي، حاشيه بر متن غلبه دارد و نه تنها باعث شده سازمان نتواند وظايفش را به خوبي انجام دهد بلكه رابطه دولت را با مجلس و علما هم مخدوش ساخته است. ازجمله موارد حاشيه‌اي در عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي ورود مديريت اين سازمان به عرصه مسائل سياسي و ايدئولوژيك است درحاليكه هزاران اثر تاريخي در كشور ما به حال خود رها شده و  اين آثار نيازمند مراقب و نگهداري هستند. در اين ميان سازمان ميراث‌فرهنگي وارد عرصه‌هايي چون ايرانيان خارج از كشور مي‌شود كه تنها به صورت غيرمستقيم با وظايف اين سازمان ارتباط دارد

 

رويكرد سازمان ميراث‌فرهنگي به تجديدنظر نياز دارد

در مقابل اين انتقاد كه عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي ناموفق و در مواردي چالش‌برانگيز بوده است، برخي بر اين باورند كه اين سازمان در عملكرد خود دچار مشكلات چنداني نيست و آنچه كه چالش‌برانگيز به‌نظر مي‌رسد رويكرد اين سازمان است. محمدرضا محسني ثاني، عضو كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي در اين‌باره  مي‌گويد:« ازنظر عملكرد؛ عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي درمجموع قابل قبول بوده اما اگر در رويكرد خود مي‌توانست بيشتر با نظرات نظام منطبق باشد و اصولي را كه مورد تاييد و اصرار نظام است مورد تاكيد قرار مي‌داد, به طور حتم با اينهمه چالش مواجه نمي‌شد

به اعتقاد اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس، رويكرد سازمان ميراث‌فرهنگي به مسائل مختلف ازسويي با وظايف خود سازمان هم مطابقت ندارد تا آنجا كه گاه فراتر از چارچوب تعهدات سازمان؛ اظهارنظرهايي صورت گرفته كه باعث بروز مشكلات متعدد شده است.

به اين ترتيب اگرچه عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي در برخي موارد نسبت به سال‌هاي گذشته پيشرفت داشته و گام‌هايي هرچند كوتاه ازسوي اين سازمان در راستاي برگزاري همايش‌ها و هم‌انديشي‌ها برداشته شده است اما ميراث‌فرهنگي همچنان در بسياري  موارد به تجديدنظر و دقت بيشتر نياز دارد. اين مساله‌اي است كه محسني ثاني بر آن تاكيد دارد و مي‌گويد:« نمي‌توانيم بگوييم كه به همه مطالبات و انتظاراتمان به ويژه مواردي كه در برنامه‌هاي چشم‌انداز آمده است؛ رسيده‌ايم اما اتفاق‌هاي خوبي نيز در عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي افتاده كه قابل تقدير است

حسن ملك محمدي نيز چنين ديدگاهي دارد. با اينهمه معتقد است كه براي حركت سازمان ميراث‌فرهنگي در راستاي اهداف عاليه‌ي نظام جمهوري اسلامي؛ مسئولان اين سازمان بايد پذيراي انتقادات باشند. او مي‌گويد:« اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم سازمان ميراث‌فرهنگي در بعضي بخش‌ها كارهاي مفيدي انجام داده است اما در برخي موارد نيز به دقت و تجديدنظر نياز دارد. ما دوست داريم سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري بيشتر و همگام‌تر با مجلس و اهداف عاليه نظام حركت كند به همين دليل لازم مي‌دانيم كه به انتقاد مشفقانه و سازنده از عملكرد‌ آن بپردازيم

 

محقق نشدن وعده‌ها در زمينه توسعه گردشگري

برخي بر اين باورند كه سازمان ميراث‌فرهنگي به‌دليل ضرورت توسعه گردشگري در ميان ساير سازمان‌هاي دولتي جايگاه ويژه‌اي دارد از اين رو مسئوليت‌هاي بيشتري نيز متوجه اين سازمان مي‌شود. با اينهمه توسعه صنعت گردشگري همچنان ازسوي اين سازمان مورد بي اعتنايي قرار گرفته است به گونه‌‌اي كه توجه بي‌حصر و حد اين سازمان به مسائل حاشيه‌اي از پرداختن به توسعه گردشگري كاسته است.

به‌گفته ايرج نديمي، نماينده سابق مجلس و عضو كميسيون اقتصادي بسياري از وعده‌هاي مسئولان سازمان ميراث‌فرهنگي در زمينه توسعه گردشگري عملي نيست و بسياري از سخنان مطرح شده، دور از ذهن است. او در اين‌باره مي‌گويد:« دولت بايد پاسخگوي اين امر باشد. درحالي‌كه تنها براي چند منطقه كار كارشناسي انجام شده اما براي عمده مناطق نمونه پيش‌بيني شده، كار كارشناسي انجام نشده است

 كاستي‌هاي عملكردي سازمان ميراث‌فرهنگي در عرصه گردشگري تا جايي مورد انتقاد است كه به‌گفته جهانبخش اميني، عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي با وجود افزايش بودجه سازمان ميراث‌فرهنگي؛ تغيير محسوسي در عملكرد آن در زمينه گردشگري مشاهده نشده و اين درحالي است كه سال‌هاست كه بسياري از استان‌ها چه در حوزه حفظ آثار باستاني و ميراث‌طبيعي و معنوي و فرهنگي و چه در امر گسترش صنعت توريسم، محرومند. اميني مي‌گويد:« به‌عنوان نمونه بيستون در استان كرمانشاه، به ثبت جهاني رسيده است و در فهرست يونسكو قرارگرفته است، اما سازمان ميراث‌فرهنگي كمترين تلاش براي توسعه و حتي حفاظت از اين منطقه را انجام نمي‌دهد

اين مساله البته به‌اعتقاد بهروز جعفري، نايب رييس فراكسيون گردشگري و عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي منحصرا به مديريت سازمان ميراث‌فرهنگي مرتبط نمي‌شود و خط قرمزهاي سياسي و فرهنگي مورد پذيرش در كشور نيز بر آْن تاثير مي‌گذارد. اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي با تاكيد بر اينكه برخي چالش‌هاي سازمان ميراث‌فرهنگي به خط قرمزهاي فرهنگي و سياسي كشور بازمي‌گردد؛ مي‌گويد:« باتوجه به ارزش‌هاي حاكم بر كشور و سلايق متفاوت ما با آنچه كه در كشورهاي ديگر رايج است در مساله توسعه گردشگري دچار مشكلات متعددي هستيم كه اين مساله ديگر به رييس سازمان مربوط نيست و هر فرد ديگري هم كه به جاي رحيم مشايي بود؛ نمي‌توانست باتوجه به اين خط قرمزها به توسعه گردشگري بپردازد

او با بيان اينكه درحال حاضر بيشترين خطوط قرمز را ما در رابطه با اسرائيل و امريكا داريم و به جز اين دو مورد اگر تدبير داشته باشيم؛ مي‌توانيم با حفظ ارزش‌هاي موجود از رشد گردشگري هم غافل نمانيم؛ مي‌افزايد:« بحث گردشگري درحال حاضر به يك مساله مهم تبديل شده و رونق آن براي كشور ما ضروري است اما اينكه ما بتوانيم باتوجه به خطوط قرمز موجود آن را توسعه بدهيم تدبير مي‌خواهد. يعني ما بايد بتوانيم درعين حال كه ارزش‌هاي خود را داريم و بدون عبور از خط قرمزها به توسعه صنعت گردشگري بپردازيم

 

چالش‌ها به عرصه بين‌المللي راه مي‌يابند

چالش برانگيز بودن رويكرد و عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي در عرصه داخلي درحالي ازسوي صاحبنظران اين عرصه به صورت مكرر مورد انتقاد قرار مي‌گيرد كه به اعتقاد برخي؛ اين چالش‌ها حتي در مواردي به عرصه بين‌المللي نيز تسري مي‌يابند. نايب رييس فراكسيون گردشگري در اين‌باره مي‌گويد:« اين چالش‌ها اگرچه داخلي هستند اما به مرور به چالش‌هاي بين‌المللي هم تبديل مي‌شوند. همانطور كه بحث الحاق سازمان حج و زيارت به ميراث‌فرهنگي، بر عقد قراردادهاي ما با عربستان تاثير گذاشت و آنها وقتي فهميدند كه سازمان رييس ندارد لذا در عقد قرارداد با ما دچار ترديدهاي متعدد شدند

جعفري همچنين ازجمله عوامل بروز اين چالش‌ها را فقدان رايزني و مشورت مسئولان اين سازمان مي‌داند. به اعتقاد او، برخي چالش‌هايي كه اين سازمان با آن مواجه شده به‌دليل اقدامات و برنامه‌ريز‌ي‌هاي بدون مقدمه و رايزني بوده است. جعفري مي‌گويد:« براي مثال در بحث الحاق سازمان حج و زيارت اگر پيش از تصميم‌گيري با مسئولان مرتبط مشورت مي‌شد شايد اين تصميم با عكس‌العمل‌هاي عجيب و غريبي مواجه نمي‌شد

در همين راستا نايب رييس فراكسيون گردشگري مجلس شوراي اسلامي؛ يكي ديگر از مسائلي را كه باعث چالش‌برانگيز بودن عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي شده را شيوه ارتباطي و اظهارنظرهاي رييس اين سازمان مي‌داند و مي‌افزايد:« رييس سازمان ميراث‌فرهنگي در مناسبت‌هاي مختلف اظهارنظرهاي متعددي داشته كه شايد چندان منطبق بر فضاي جامعه نباشد و طبيعي است كه اين مساله واكنش‌هايي به دنبال دارد

واكنش‌هايي كه جعفري از آنها سخن مي‌گويد نه تنها ازسوي نمايندگان مشاهده شده بلكه در مواردي به اظهارنظرهاي فرماندار شهرستان شوشتر و  امام جمعه مشهد نيز رسيده است. اگرچه انتقاد فرماندار شوشتر از عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي به ميراث‌فرهنگي خوزستان و تكميل نكردن پروژه‌هاي ميراث‌فرهنگي اين شهرستان اختصاص داشت اما واكنش حجت الاسلام علم‌الهدي، امام جمعه مشهد به عرصه‌هاي فرهنگي در عملكرد دولت نهم بازمي‌گردد. او چندي پيش با انتقاد از دولت، عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي را ضدفرهنگي خواند و اين درحالي است كه به‌گفته آرين منش، عضو كمسيون فرهنگي مجلس به نظر مي‌رسد كه ديدگاه علما به عملكرد سازمان ميراث‌فرهنگي تا جايي منفي باشد كه به محض تصويب الحاق سازمان حج و زيارت به اين سازمان بلافاصله نسبت به اين مساله موضع‌گيري كردند.

اما  آنچه كه درحال حاضر اهميت بسيار دارد اختلاف ميان سازمان ميراث‌فرهنگي و دفاتر خدمات مسافرتي است كه بررسي آن به كمسيون فرهنگي مجلس نيز راه يافته و نمايندگان از پيگيري آن خبر مي‌دهند. با اينهمه هنوز قابل پيش‌بيني نيست كه رفع اين مشكل آخرين چالشي باشد كه سازمان ميراث‌فرهنگي دست‌كم در سالجاري با آن مواجه باشد.

 

        مناظره در صحنه غیر انتخاباتی

سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به نمایندگی از تشکل های یاد شده گفت: رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان از جمله مدیرانی است که به اعتقاد دوستداران میراث فرهنگی در اداره کردن سازمان صنایع دستی و گردشگری با ضعف شدیدی مواجه است.  

رییس سازمان میراث فرهنگی خوزستان  در از حالی  آمادگی خود برای مناظره با منتقدان سازمان میراث فرهنگی  سخن می گوید که  بیشترین گزارش های مربوط به تخریب مربوط به استان خوزستان می باشد.

مجتبی گهستونی افزود: صادق محمدی در هفته میراث فرهنگی در گفت و گو با یکی از رسانه های خوزستانی اعلام نموده که " از این طریق اعلام می کنم آماده ی مناظره با اشخاص منتقد هستم و از آنها دعوت می کنیم که آزادانه انتقادات خودشان را مطرح نمایند و پاسخ خود را نیز فورا دریافت کنند."

وی بیان کرد: مانیز بنا به اعلام نظر رییس سازمان میراث فرهنگی از این مناظره استقبال می نماییم و خواهان اعلام زمان و مکان این مناظره هستیم.

دبیر انجمن تاریانا با اشاره به سخن رییس سازمان میراث فرهنگی خوزستان مبنی بر آنکه منتقدین عملکرد سازمان میراث فرهنگی خوزستان تنها دو یا سه نفر هستند اظهار داشت: عملکرد میراث فرهنگی خوزستان در زمینه حفظ، احیاء، مرمت و پژو هش به قدری ضعیف است که تا کنون دهها تشکل و گروه انتقادات خود را به عناوبن مختلف به مراجع ذیصلاح اعلام نموده اند.

گفتنی است ، طی 4 سال گذشته نام رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان در پای بسیاری از تخریب ها نوشته شده است. تخریب بافت قدیم رامهرمز، بهبهان ، شوشتر، دزفول ، تخریب های گسترده در تپه ها و بناهای مربوط به شوش، مسجد سلیمان،ایذه، شوشتر، ایذه ، دزفول، رامهرمز، هندیجان،  ماهشهر،لالی، اندیکا، اندیمشک، اهواز، آبادان و... از جمله مواردی است که با ذکر مصداق مورد انتقاد دوستداران میراث فرهنگی قرار گرفته است.

ارائه آمارهای خلاف واقع مثل ثبت دو هزار اثر از خوزستان در فهرست آثار ملی، ادعای فعال بودن دهها پروژه مرمتی، جلوگیری از تخریب آثار ، بیان دروغ چندین هتل ، ارائه آمار خلاف واقع در خصوص میزان گردشگر ورودی در ایام نوروز به خوزستان ، دروغ پردازی وی در زمینه آغاز به کار موزه منطقه یی خوزستان و... از جمله ادعاهای کذبی است که از سوی رییس سازمان میراث فرهنگی خوزستان مطرح می شود.

رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان با اشاره به اینکه  " افراد زیادی را سراغ ندارم که مخالف مدیریت سازمان میراث فرهنگی باشند و تنها یکی دو نفر هستند که مخالف این موضوع هستند، که این افراد هم با اطلاع دقیقی که دارم مغرضانه نظر می دهند و به دنبال اهداف سیاسی و اقتصادی خود هستند."

        انتقال پايتخت،راهکاري فراموش شده

 

 تهران شهر کهنسالي که روزگاري به دليل خوشي آب و هوا در چشم ايرانيان نيک مي آمد ، امروز در حال انفجار است. نه هوايي دارد که بتوان از آن لذت برد و نه آب شربش چندان کافي است که ساکنانش گاه گاهي طمع تلخ جيره بندي را نيز چشيده اند .بحرانهاي ديگري نيز هر روز از گوشه و کنار قد بر مي افرازند تا تردد و ترافيک در اتاق مديران کشوري و شهري براي حل آنها ، حتي بيشتر از ترافيک خيابانهاي تهران باشد !

 

تمرکز بي حساب ادارات ، سازمانها و نهادهاي گوناگون اعم از دولتي و غير دولتي در کلانشهر تهران - شهري که 224 سال است طعم پايتختي را مي چشد - و به تبع آن تمرکز کليه خدمات در اين کلانشهر ، راه ديگري جز راه تهران را براي سيل جمعيت مشتاق ! دنياي امروز باقي نگذاشته است تا خود را به هر طريق ممکن در گوشه اي از اين شهر بي سامان جاي دهند و مسکني بنا کنند . اين مسکن تنها کافي است در حريم تهران و کلانشهرهايي در همين قد و قواره باشد تا ساکنانش را به مهر مدنيت بيارايد و از مواهب جهان مدرن اندکي بهره مند سازد!

 

حاشيه نشيني ، ترافيک ، آلودگي هوا و محيط زيست ، عدم تعادل در مديريت شهري ، ساخت و سازهاي غير مجاز ، تخريب آثار فرهنگي و هويتي و هزار و يک مورد ديگر ، از تهران مسئله اي چند مجهولي ساخته است که گويا هيچ کس را ياراي آن نيست تا از عهده حل آن برآيد و اشغال تريبونها و رسانه هاي مختلف به نظر بيهوده تر از آن مي رسند که به کاري درست و اساسي آيند.تا کنون نيز هر چه گفته آمده بيشتر رنگ راه فرار داشته اند تا راهکار! و بيشتر از آنکه راهکاري در جهت حل مشکلات باشند، نوعي فرافکني و فرار از مواجهه با مسائل و چاره انديشي براي آنها و به نوعي پاک کردن صورت مساله بوده اند .

 

جابجايي پايتخت را دوباره يکسال است که همگان به دست فراموشي سپرده اند و همچنان بر مدار زندگي پيشين خود مي گردند. نخستين بار که جابجايي پايتخت مورد توجه جدي دست اندرکاران امور قرار گرفت، در سالهاي پاياني دهه 60 و دوران پس از جنگ بود که معضلات و نابساماني هاي فراوان در شهر تهران، باعث تبيين اين گزينه شد. امري که سرانجام با انتخاب غلامحسين کرباسچي بعنوان شهردار تهران ، به دست فراموشي سپرده شد.

 

اما طرح مجدد مساله انتقال پايتخت پس از دو دهه دوباره زنده شد و اين بار افزايش سرسام آور و ناگهاني قيمت مسکن در اثر سياست هاي غلط اقتصادي بود که متوليان دولتي را به چاره جويي واداشت نه بحران هاي فزاينده مديريت شهري در تهران! جابجايي پايتخت از تهران به هشتگرد از همين منظر مورد توجه قرار گرفت و به زعم دولتمردان مي توانست سبب ايجاد شوکي به بازار مسکن و تعديل قيمت ها گردد . .

 

مساله انتقال پايتخت ها را در واقع مي توان در زير مجموعه رويکردهاي سنتي به مساله شهر و شهرنشيني دسته بندي کرد ، رويکردي که ضد شهري خوانده مي شود و ازدياد جمعيت در شهرها بعنوان پديده اي خطرناک تلقي گرديده و جملگي سياست ها درجهت جلوگيري از مهاجرت روستاييان به شهرها و محدود کردن هرچه بيشتر ساکنان شهرها تنظيم مي گردد. اين در حالي است که در رويکردهاي جديد که بويژه در آستانه هزاره سوم بيش از پيش بر آن تاکيد مي گردد به پديده ازدياد جمعيت در شهرها، شکل گيري کلانشهرها و تمرکز خدمات در يک محدوده ، بعنوان يک پديده مثبت که مي تواند موجب افزايش بهره وري ساکنان از تسهيلات موجود و کاهش مصرف انرژي گردد، نگريسته مي شود.

 

نگرشي که مديران کلانشهرهاي کشور چندان هم عاري از آن نبوده اند و همين امر سبب ساز وضعيتي شده که مي بينيم. به نظر مي رسد هنوز هم هيچ کس نمي خواهد باور کند که بحران کلانشهرهاي کشور چيزي شبيه خانه ي از پاي بست ويران است که مادام که ريشه اش را نم پوسانيده باشد، خشتي نمي توان بر بلنداي آن نهاد !

 

آمارهاي موجود از وضعيت معضلات تهران شايد همانقدر اسفناک است که وضع حاشيه نشينان حلبي آباد ها و ساير حاشيه نشينان . هر شب آدمهاي زيادي با خود عهد مي بندند که تهران را براي هميشه ترک کرده ، به ديار خويش بازگردند اما فرداي همان شب دوباره خود را در ميان بوق ها و هياهوها مي بينند در ميان آدمها و آهنها ، در شهري که نه مي توان مدرنش خواند ،نه تاريخي . شهري که هيچ ندارد به جز آلودگي ، تراکم ، بي ساماني و دغدغه !عده اي شايد بگويند بازگفتن اين همه بحران بيش از واقعيت يک سياه نمايي است ، چرا که شهري اين چنين ، بيشتر به کار مرگ مي آيد تا زندگي ! اما ساکنان شهر تيره را راه ديگري جز ادامه حيات در آن نيست .

 

تمرکز ادارات ، وزارتخانه ها ، دانشگاه ها ، مدارس و صدها ارگان و نهاد خدماتي ديگر نمي تواند به کسي اجازه هجرت به شهري ديگر بدهد. کافي است تا سري به يکي از شهرستان ها بزنيد ، يافتن يک کيوسک تلفن عمومي هم کار دشواري است چه رسد به کارهاي اداري و تجاري !و شايد از همين رهگذر شهروندان شهرهاي ديگر کشور به تنگ آمده اند . با اين حال اما بحران تهران به رغم پيچيدگي و در هم تنيدگي بسيار ، بحراني قابل حل به نظر مي رسد. چنانچه از تراکم و تمرکز خدمات در اين شهر کاسته شود بي شک از تراکم جمعيت کاسته خواهد شد و عدم تراکم جمعيت يعني نبودن ترافيک ، حاشيه نشيني ، آلودگي هوا و .....

 

اين کار اما دشوار است .

 

بسيار دشوار تر از بر شمردن دردها وافسوس خوردن بر آنها ! هر بار بحث تغيير و جابجايي پايتخت در کشور مطرح مي شود، حرف هاي هميشگي درباره لزوم اين تغيير و هزينه هاي احتمالي و آثار و عواقب آن، تکرار مي شوند چرا که به هر حال انتقال پايتخت مي تواند يک تغيير بسيار بزرگ را در کشور رقم بزند. چنانچه اين کار ضرورتي داشته باشد، بر مديريت شهري و بلکه کشور تاثير مثبت مي گذارد و در غير اين صورت منجر به آشفتگي در بسياري امور و تحميل هزينه هاي سنگين بر جامعه به عنوان پرداخت کنندگان اصلي هزينه هاي کشور، مي گردد.

 

اين بار هم آيا آزمون و خطا - تجربه تلخ رفتن و نرسيدن - در کارها رخ مي دهد ؟ 

        تريبون هاي نماز جمعه ، بهترين فرصت براي معرفي ميراث فرهنگي

مجيد ناصر دوست، رئيس روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري آذربايجان شرقي ضمن اعلام اين مطلب گفت:با توجه به اهميت توجه به ميراث تاريخي و فرهنگي کشور، همچنين حضور گسترده مردم متدين کشور و استان در آيين سياسي عبادي نماز جمعه اين روز بهترين فرصت براي تبيين اهداف نظام جمهوري اسلامي در حوزه ميراث فرهنگي است.

ناصردوست افزود:در همين راستا، نمايندگان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري آذربايجان شرقي روز جمعه اول خرداد ماه در تمام شهرستان هاي استان آذربايجان شرقي قبل از خطبه هاي نماز جمعه به ايراد سخنراني خواهند پرداخت.

به گفته وي با توجه به اهميت و اثرگذاري موضوع، تراب محمدي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري آذربايجان شرقي نيز در سخنان قبل از خطبه هاي نماز جمعه تبريز در مورد مسائل مرتبط با ميراث فرهنگي استان و عملکرد اين سازمان براي نمازگزاران مومن و متعهد شهر سخنراني خواهد کرد.

 

رئيس روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري آذربايجان شرقي، عمومي کردن مباحث تخصصي را به خصوص مباحثي مانند مطالب حوزه ميراث فرهنگي که با گذشته و آينده هر ملتي مرتبط است را اقدامي شايسته دانست که باعث نهادينه شدن فرهنگ توجه و اهميت به اين آثار مي‌شود.

ناصردوست سخنراني قبل از خطبه هاي نماز جمعه آغاز خرداد ماه را گامي مهم در جهت آشنايي مردم با اقدامات سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري آذربايجان شرقي در حوزه ميراث فرهنگي معرفي کرد و ضمن تقدير از رئيس و اعضاي ستاد و شوراي سياست گذاري و برگزاري نماز جمعه براي ايجاد اين فرصت ، ابراز اميدواري کرد با برنامه هايي از اين دست مشکلات و موانع احتمالي طرح ها و برنامه هاي حوزه ميراث فرهنگي با همکاري مردم و با همفکري آنان مرتفع شود.

گفتني است نمايندگان و مسئولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري به مناسبت روز جهاني موزه و هفته ميراث فرهنگي جمعه اول خرداد ماه در سراسر کشور به سخنراني در مراسم نماز جمعه خواهند پرداخت.

        10 منطقه برتر حيات وحش جهان

 

امروزه با توجه بيشتر مردم به طبيعت و محيط زيست، طبيعت‌گردي و تماشاي حيات وحش جايگاه ويژه‌اي کسب کرده و روز به روز در حال افزايش است. گذراندن تعطيلات در کنار درياها نيز تا حدودي کسل کننده شده و گردشگران براي کسب تجربه‌هاي جديدتر و ديدن مناظري جذاب‌تر ترجيح مي‌دهند به جاي ديدن حيوانات در قفس‌ باغ‌وحش‌ها، با نحوه زندگي آنها در طبيعت آشنا شوند.

سالم ماندن حيات وحش، نه تنها براي گردشگران بلکه براي سازمان‌ها و آژانس‌هاي مسافرتي و گردشگري نيز اهميتي فراوان داشته و به همين دليل است که بسياري از اين موسسات بخش عمده‌اي از درآمد خود را صرف حمايت و حفاظت از گونه‌هاي در حال خطر کرده اند.

 

آنچه که در ذيل به آنها اشاره مي‌شود مجموعه‌اي از 10 منطقه برتر حيات وحش جهان است که مي‌توانند، به عنوان نقطه شروع، حرکت علاقه‌مندان به سوي اين نوع مناطق گردشگري را فراهم آورند.

 

گوريل‌هاي روآندا و اوگاندا: آفريقا يکي از مشهورترين مناطق گردشگري حيات وحش جهان به شمار مي‌رود که با برخورداري از گونه‌هاي نادر و تحت خطر خود سالانه شاهد ورود بازديدکنندگان و علاقمندان زيادي است. جمعيت گوريل‌هاي آفريقا نيز يکي از اين جاذبه‌ها محسوب مي‌شوند. تماشاي اين حيوانات عظيم الجثه در طبيعت وحشي تجربه‌اي گرانبها را در اختيار هر بيننده‌اي قرار خواهد داد. گردشگران مي‌توانند به کمک يک راهنماي حرفه‌اي، بدون هيچ گونه آسيب يا مزاحمتي براي اين جانوران به آنها نزديک شده و يکي از مهيج‌ترين سفرهاي خود را تجربه کنند.

 

پنج منطقه سياحتي بزرگ آفريقا: باز هم آفريقا، و اين بار نه براي جنگل‌ها و کوهستان‌هايش بلکه به خاطر دشت‌هاي کم آب و علفش با گونه‌هاي زيباي جانوران که مرکز اصلي توجه گردشگران قرار گرفته‌اند. دسته‌هاي بزرگ گورخرها، شيرها و يوزپلنگ‌هاي شکارچي، فيل‌هاي غول پيکر و زرافه‌هاي بلند قد، همه و همه در صحراي خشک آفريقا، منظره‌اي زيبا را براي علاقمندان به تصوير مي‌کشند.

 

خرس‌هاي قطب شمال: جاذبه‌اي ديگر براي آنهايي که به آب و هواي گرم و شن‌زارها علاقه‌اي ندارند. اما ذوب شدن يخ‌هاي قطب شمال به دليل گرم شدن زمين منطقه زيست خرس‌هاي قطبي اين منطقه را کوچک و کوچکتر کرده و آنها را در صف گونه‌هاي جانوري در خطر انقراض قرار داده است.

 

با اين وجود، هنوز هم ديدن شکار ماهي و نحوه مراقبت بچه خرس ها توسط مادرشان مي‌تواند تجربه‌اي فراموش نشدني را در ذهن تمام دوستداران به اين طبيعت سرد، به ثبت برساند.

 

ببرهاي هند: ببر بنگال يکي از بزرگترين گربه‌سانان جهان، امروزه در خطر انقراض کامل به سر مي‌برد.

 

درحال حاضر دو خطر اصلي باعث کاهش جمعيت اين گونه از جانوران شده است. اولي را مي‌توان کشاورزاني دانست که به خاطر حفظ گله و احشام خود کمر به قتل آنها بسته‌اند و دسته اي ديگر سود جوياني هستند که به خاطر ارزش مادي بالاي پوست ببر در بازار سياه به شکار آنها روي مي‌آورند. با اين وجود و به لطف تلاش دولت هند، هنوز هم مي‌توان دسته‌هايي هر چند اندک از آنها را در جنگل‌هاي اين کشور مشاهده کرد.

 

جزاير گالاپاگوس: اين جزاير را مي‌توان در زمره مناطقي نام برد که به معناي واقعي کلمه محل زندگي گونه‌هاي مختلف و کمياب جانوري و گياهي جهان به شمار مي‌روند. جزاير گالاپاگوس به لطف جداماندن از دنياي مدرن، هنوز هم گونه‌هاي اصيل جانوري و گياهي بيشماري را در خود جاي داده است. خوک‌هاي خزدار و لاک پشت‌هاي آبي بزرگ را مي‌توان نمونه‌هايي از تنوع خارق‌العاده حيوانات ساکن در اين جزاير نام برد. با اين حال تغييرات به وجود آمده در آب و هواي زمين و ورود بي رويه گردشگران، اين جزاير دوره افتاده را نيز در خطر نابودي قرار داده است.

 

وال‌ها: بدون شک شنا کردن در کنار اين حيوانات عظيم الجثه دريايي براي هر گردشگري خالي از لطف نيست ولي اين حيوان بزرگ غذايي بسيار ريز دارد. بسياري از وال‌ها گياهخوارند و تغذيه اين مواد غذايي حرکت آنها را بسيار کند مي‌کند. اين امر باعث مي‌شود اين حيوان با وجود عظيم الجثه بودن بسيار ظريف و شکننده شده و به راحتي در اختيار شکارچيان قرار گيرند.

 

خرس‌هاي گريزلي کوه‌هاي راکي: خرس‌هاي گريزلي هم مانند برادران قطبي خود حيواناتي نادر و جذاب هستند. برادران قهوه‌اي خرس‌هاي قطبي را نيز تنها مي‌توان در دامنه‌هاي کوه‌هاي راکي امريکا يافت. حيواناتي که در شکار ماهي‌هاي آب‌هاي خروشان شهرتي جهاني دارند، ديدن اين مناظر از فاصله‌اي نزديک در نوع خود، جذابيتي خاص براي گردشگران به وجود آورده است.

 

شنا در کنار دلفين هاي وحشي: دلفين‌ها را مي‌توان يکي از باهوش‌ترين پستانداران روي زمين نام برد. حيواناتي که تجربه شنا در کنار آنها و شنيدن آوازشان لحظاتي مفرح را براي هر کسي به دنبال خواهد داشت. اما هنوز هم عده اندکي از گردشگران و حتي علاقمندان به حيات وحش، اطلاعات کاملي از نحوه زندگي و رفتار اين حيوانات زيباي دريايي دارند.

 

قطب جنوب: قطب جنوب را مي‌توان آخرين منطقه واقعي وحشي جهان ناميد که با وجود تلاش‌هاي بسيار طرفداران محيط زيست و دانشمندان در حفاظت از آن، آهسته آهسته در حال نابودي است. گونه‌هاي مختلف و متعددي از پنگوئن‌ها در کنار جمعيت گسترده پرندگان قطبي که هيچگاه نمي‌توان همانندي براي آنها در ديگر نقاط اين کره خاکي پيدا کرد، امروزه به دليل کاهش وسعت اين سرزمين و ذوب شدن کوه‌هاي يخي روبه انقراض قرار دارند.

 

گرگ‌هاي اروپا: کوه‌هاي اروپاي مرکزي، آلپ و رشته کوه‌هاي پيرني، مناطقي هستند که مامن گرگ‌هاي اروپا به شمار مي‌روند اما امروزه به دليل رشد جمعيت روستايي در کنار اين کوه‌ها و به نوبه آن افزايش احشام، تعداد بسياري از اين گونه جانوران به دست انسان‌ها کشته مي‌شوند، از اين رو ديگر کمتر منطقه‌اي را مي‌توان ديد که از وجود گرگ‌ها بهره گرفته باشند. رشته کوه‌هاي پيرني فرانسه و ارتفاعات تاتراي اسلواکي تنها محل زندگي گرگ‌هاي رو به انقراض اروپا نام برده شده‌اند.                                                             -محمد برازنده-

 

 

 

        گذري به شهرهاي برزيل با فوتبال و قهوه

برزيل

 

سعي مي‌كنم به ياد بياورم قبل از رفتن به سفر برزيل، چه چيزي از اين كشور مي‌دانستم. احتمالا مي‌دانستم كه پايتختش «برزيليا»ست و شهري دارد به نام «ريو دو ژانيرو» كه عكس‌هاي مجسمه‌ مسيح‌اش را بارها ديده بودم. يادم مي‌آيد فيلمي هم به نام «شهر خدا» درباره اين كشور تماشا كرده بودم، فيلم جالب و هيجان‌انگيزي بود. حتي مي‌دانستم كه قهوه‌ي برزيلي معروف است. نمونه‌اي از رقص سامباي برزيلي را نيز در سفري كه در سال 2002 به سوئيس داشتم، ديده بودم. از برنامه‌هاي راز و بقاي تلويزيون هم بارها نام جنگل‌هاي آمازون به گوشم خورده بود.

و درمورد فوتبال، بايد بگويم كه خاطره فوتبال برزيل را از زماني كه بچه‌اي هفت هشت ساله بودم در ذهن دارم. به غير از نام‌هاي آشناي پله و زيكو و دكتر سوكراتس كه اسطوره‌هاي فوتبال دهه‌هاي پيش‌ بودند، يادم هست كه آن ‌زمان‌ها يك نوع كارت‌هاي بازي وجود داشت كه اطلاعات تيم ملي فوتبال كشورهاي مختلفي را كه به جام جهاني رسيده بودند، در خود داشت. آرزوي هريك از ما بچه‌ها كه به بازي با اين نوع كارت‌ها علاقه نشان مي‌داديم اين بود كه كارت كشورهاي آلمان و ايتاليا و آرژانتين و برزيل را كه بيش‌ترين گل زده و بيش‌ترين حضور در جام جهاني را داشتند، در دست داشته باشيم تا با آن‌ها بتوانيم برنده بازي باشيم. در اين ميان كسي كه دارنده كارت برزيل بود، بيش‌تر افتخار مي‌كرد و از پيش، خودش را برنده بازي مي‌دانست. اما همين آقاي برنده، موقعي كه دربرابر كارت «كامرون» كه كمترين گل خورده‌ را داشت، قرار مي‌گرفت، به خود مي‌لرزيد. چراكه ممكن بود به جاي اين‌كه از بيش‌ترين گل زده بپرسند، كمترين گل خورده مورد سوال باشد. اين تضاد، حالا كه برزيل را ديده‌ام برايم معني خاصي پيدا كرده است.

 

ما يك گروه 18 نفري بوديم  كه تنها از سه شهر «سائوپائولو»، «ايگو‌آسو» و «ريو دو ژانيرو» ديدار كرديم. بنابراين تنها بخش بسيار اندكي از شگفتي‌هاي طبيعي و فرهنگي اين بزرگترين كشور منطقه استوايي را درك كرديم، اندكي كه خود بسيار بود.

سفر ما به برزيل دقيقا بعد از اتمام فصل پرمسافر (نمي‌توان گفت كه فصل كم‌مسافر آغاز شده بود، چراكه low season برزيل از ماه مي تا سپتامبر است)، در اوايل بهار خودمان و پاييز برزيل آغاز شد و 11 روز به طول انجاميد. براي اطلاع بد نيست بدانيم كه High season يا همان فصل پرمسافر برزيل، از دسامبر تا مارچ (تقريبا معادل با فصل زمستان ايران و تابستان برزيل) است. در اين زمان هم گردشگران خارجي بسياري به اين كشور وارد مي‌شوند و هم خود برزيلي‌ها در اين ايام در كشورشان سفر مي‌كنند (تعطيلات مدارس از نيمه‌هاي دسامبر شروع مي‌شود و تا وقت كارناول‌ كه معمولا در فوريه است، ادامه دارد.)

 

گروه ما درقالب يك تور، در تاريخ 29 اسفند سال 1387 و در ساعت 19:00 به وقت برزيل، به شهر سائوپائولو وارد شد(اختلاف ساعت برزيل با ايران قبل از تغيير ساعت  6:30 و بعد از آن، 7:30 است.)

در فرودگاه بخشي از دلارهايي را كه به همراه داشتيم به واحد پول برزيل، REAL تبديل كرديم. ارزش REAL تقريبا نصف دلار است، به اين معني كه هر 2 رئال برابر با 1 دلار است. اگرچه هزينه‌ها در برزيل از آمريكاي شمالي و بخش‌هايي از اروپا ارزان‌تر است، اما هم‌چنان كه بزرگترين كشور آمريكاي جنوبي به شمار مي‌رود، گرانترين آن‌ها هم هست.

حتما متوجه شباهت بين رئال و ريال خودمان شده‌ايد و اين مربوط مي‌شود به داستان ريال. در واقع «ريال» از واژه اسپانيايي REAL گرفته شده كه نام سکه نقره‌اي رايج در آن سرزمين بود و به معني «شاهي» است. اين سکه از سال 1497 م. تا 1870 م. در مستعمرات اسپانيا و نيز آمريکاي جنوبي ضرب مي‌شد. در سال 1515 م. (920 ه. ق.) پرتغالي‌ها، به فرماندهي آلبو کرک، جزيره هرمز در خليج فارس را تصاحب کردند. بار ديگر كه هرمز به ايران پيوست و شاه عباس آن را از چنگ پرتغالي‌ها در آورد، پرتغال جزء متصرفات اسپانيا شد و هنگامي که ايران با اسپانيا آغاز به داد و ستد کرد، ريال اسپانيايي در ايران شناخته شد و هنوز واحد پول رايج در كشورمان است.

 

بعد از اجراي تشريفات گمركي و خروج از فرودگاه سائوپائولو، با همراهي راهنماي محلي كه به استقبالمان آمده بود، سوار بر اتوبوسي شديم كه ما را به هتل محل اقامت انتقال مي‌داد.

برنامه‌هاي گردشي ما از روز بعد آغاز شد.

 

 اما كمي درباره‌ي سائوپائولو:

نمي‌توان درمورد سائوپائو لب به سخن گشود و از صفت تفضيلي استفاده نكرد. بزرگترين شهر صنعتي برزيل، بيشترين جمعيت با انواع مختلف نژادها را داراست. در اين شهر از ژاپني گرفته تا لبناني و سوريه‌اي و ارمني و اروپايي با هم زندگي مي‌كنند. سائوپائولو همان‌طور كه پرترددترين بندر برزيل است، بهترين موزه‌ها هم را در خود جاي داده است، و از طرفي بيشترين محله‌هاي فقيرنشين هم در همين شهر پراكنده‌اند.

 

هنگامي كه برنامه گشت ما براي ديدار از جاذبه‌‌هاي سائوپائولو آغاز شد، خيلي زود طعم عدم امنيت، ترافيك و فاصله شديد طبقاتي حاكم بر اين شهر را احساس كرديم. راهنماي محلي خيلي مراقب بود كه جيب‌بر‌هاي احتمالي در مواقعي كه براي ديدار سايت‌ها، خارج از اتوبوس بوديم، به ما نزديك نشوند. آن‌قدر عدم امنيت وجود داشت كه در بخشي از نقاط شهر، ساختمان‌هاي اداري و اماكن فرهنگي از قبيل سينما‌ها تخليه شده بودند و به جاي ديگري انتقال پيدا كرده بودند. در مسير، متوجه افراد فقير و محله‌هاي فقيرنشين شديم كه تقريبا در همه‌ي نقاط شهر پراكنده بودند و راهنماي ما سعي داشت كه اين موضوع را به عنوان يك معضل بزرگ كشور برزيل معرفي كند.

ديدار ما از قلب شهر، يعني بخش praca da se با نام ادبي «ميدان كليساي جامع» و اطراف آن بود. از كليساي جامع زيباي آن با سبك معماري باروك بازديد كرديم و همچنين به موزه آمريكاي لاتين رفتيم. در نزديكي درب ورودي اين موزه، مجسمه‌اي از نيم‌تنه سيمون بوليوار، فرمانده انقلابي و سياستمدار ونزوئلايي وجود داشت. در داخل موزه صنايع دستي، آلات موسيقي و پوشاك مردم كشورهاي آمريكاي لاتين به نمايش در آمده بود. عكس‌هاي چه‌گوارا و فيدل كاسترو نيز بر ديوار موزه خودنمايي مي‌كرد.

ما همچنين از پارك بزرگ داخل شهر كه محلي براي ورزش شهروندان سائوپائولو بود، بازديد كوتاهي انجام داديم. بعد از گشت نيم روزي و در بعد از ظهر همان روز كه با چند تن از مسافران براي قدم زدن به اطراف هتل رفته بوديم، متوجه اتومبيل‌هايي به رنگ زرد شدم كه بي‌شباهت به زره‌پوش‌هاي جنگي نبودند. به زودي دانستم كه اين اتومبيل‌ها، پول‌هاي بانك‌ها را جابه‌جا مي‌كنند و پليس‌هاي مسحلي كه در هنگام انتقال پول، نزديك درب بانك مي‌ايستند، انگشتشان بر روي ماشه و هر آن آماده‌ي شليك است.

 

روز سومي كه در برزيل بوديم، مراسم سال نو را به همراه تمام ايراني‌هايي كه در آن هتل بودند و تعدادشان به 45 نفر مي‌رسيد، در ساعت 8:43 صبح به وقت برزيل و در محل صرف صبحانه برگزار كرديم. هنگام خواندن دعاي تحويل سال و شادباش گفتن‌ها و روبوسي‌هاي معمول، كاركنان هتل و مهماناني كه از كشورهاي ديگر در هتل حضور داشتند، با تعجب به ما نگاه مي‌كردند. يكي از مسافران ما به تمام آن‌ها شيريني تعارف كرد و برايشان توضيح داد كه سال نوي ايراني، آغاز شده است.

بعد از ترك «سائوپائولو» به «ايگو‌اسو» رفتيم. ايگوآسو در استان PARANA واقع شده و با كشورهاي پاراگوئه و آرژانتين هم‌مرز است. اين شهر را به خاطر آبشارهايش و با نام

FOZ DO IGUACU مي‌شناسند. وجود 275 آبشار منحصر به فرد كه در پهنايي معادل 3 كيلومتر و ارتفاعي برابر با 80 متر در چشم‌اندازي باورنكردني به نمايش درآمده‌اند، باعث شده تا مجموعه اين آبشارها از «ويكتوريا» وسيع‌تر و از «نياگارا» بلندتر و از هر آبشار ديگري در دنيا زيباتر باشند.

هزارها سال قبل از اين‌كه اين آبشارها توسط اروپائيان كشف شود، اين منطقه مكان مقدس به خاك‌سپاري براي بومي‌هايي بود كه به صورت قبيله‌‌اي در اين اطراف زندگي مي‌كردند. آبشارها در سال 1541 ميلادي توسط Don Alvaro Nunez  كشف شد و با اين‌كه او نام

Saltos Do Santa Maria را بر روي آن‌ها نهاد، اما روح قبيله حافظ نام شد و واژه «ايگوآسو» به معناي «آب‌هاي بزرگ» تا همين امروز باقي ماند.

آبشارهاي ايگوآسو به عنوان ميراث طبيعي در سال 1986 به فهرست ميراث جهاني يونسكو اضافه شد. اين آبشارها به صورت غير مساوي در دو كشور آرژانتين و برزيل وسعت يافته‌اند و از اين ميان، آرژانتين سهم بيش‌تري را به خود اختصاص داده است. اما در هر دو كشور، پارك‌هاي ملي با درختان انبوه و حيات وحش كم‌نظير، در اطراف آبشارها ديده مي‌شوند كه فرصت اجراي برنامه‌هاي طبيعت‌گردي و ماجراجويانه را براي گردشگران فراهم مي‌كنند. به همين خاطر، ديدار از آبشارها، صخره‌نوردي، قايق سواري در امواج خروشان، پياده‌روي در جنگل و ... در برنامه‌ريزي تورها گنجانده مي‌شود.

ما، هم فرصت اين را يافتيم كه دل به آب بسپاريم و با قايق به زير چند تايي از اين آبشارها برويم و لطافت و هيجان آب‌هاي بزرگ را تجربه كنيم، و هم از باغ پرندگان ايگوآسو و گونه‌هاي بسيار زيباي طوطي و توكانو و ... بازديد كنيم.

هنگامي كه بعد از صرف نهار، قدم زنان به آبشارها نزديك شديم و خود را در ميان منظره‌اي يافتيم كه آسمانش به غايت آبي بود و آبشارهايش به غايت سفيد و تنها صداي حاكم بر محيط، غرّش هيجان‌انگيز آب بود. ناخود‌آگاه در خشكي، احساس تر شدن كرديم و من دانستم كه در اين لحظه، هر كسي تنها، آرام و زيبا در دلش مهربان است و خود را خوشبخت احساس مي‌كند. اين هيجان ديدار و روبوسي با آبشارها را با نگاهي به آن‌ها از بالا و سوار بر هليكوپتر، به نهايت رسانديم و ديديم كه چه زيباست اين چگالي نفس‌گير عشقبازي جنگل و آب.

 

ايگوآسو معروفيتي ديگر هم دارد و آن به خاطر سدّ ITAIPU است كه بزرگترين سد هيدروالكتريك دنياست. اين سد 8 كيلومتر طول دارد و 65 طبقه بلندايش است و با اين عظمتي كه دارد، 22 درصد انرژي مصرفي برزيل و 90 درصد انرژي مصرفي پاراگوئه را تامين مي‌كند.

بنابراين در اين شهر هم يكي از عجايب طبيعت و هم يكي از عجايب ساخته دست بشر ديده مي‌شوند، ولي اين نكته هم نبايد فراموش شود، ساخت اين سدّ، رخسار جنوب برزيل را براي هميشه تغيير داده است و اين نكته‌اي است كه دوستداران محيط زيست با آن به راحتي كنار نمي‌آيند.

 

ايگوآسو و خاطره به ياد ماندني‌اش را براي درك تجربه‌اي كه در «ريو دو ژانيرو» منتظرمان بود، ترك كرديم. هنگامي كه هواپيما براي نشستن در باند فرودگاه اين شهر بنا نهاده شده بر كرانه‌ي اقيانوس اطلس (آتلانتيك)، آماده مي‌شد، ديدم كه چقدر سبز است و باورم شد كه همان است كه بلندي‌هاي كله‌قندي‌اش‌ را قبلا در عكس‌ها ديده بودم.

در فرودگاه حدود يك ساعت معطل شديم تا چمدان‌هايمان را تحويل بگيريم. دليلش را كه پرسيدم، جواب دادند كه پليس فدرال در حال بازرسي چمدان‌هاست. به هر حال فرودگاه را ترك كرديم كه به سمت هتل برويم و در مسير، قبل از هر چيز و بيش از هر چيز، زاغه‌ها و زاغه‌نشين‌ها را ديديم. زاغه‌نشين‌هايي كه هم جيب‌برهاي ريو از دل آن بيرون مي‌آيند و هم فوتباليست‌هاي نام‌اور برزيلي كه نامشان را شنيده‌ايم.

 

در پشت بام هتلي كه در ساحل Copacabana، يكي از بهترين ساحل‌هاي ريو قرار داشت پذيرش شديم و در همان لحظات اول شور زندگي را در چشم‌انداز گسترده‌اي كه در پيش رويمان قرار داشت، حس كرديم.

وقتي نام «ريو دو ژانيرو» را مي‌شنويم، همه به شهري به اين نام مي‌انديشيم، در حالي كه استاني هم به اين نام در برزيل وجود دارد، چنان‌كه آمازون هم علاوه بر منطقه جنگل‌هاي انبوه، نام بزرگترين استان برزيل است.

ريو همان شهري است كه يكي از بزرگترين جشن‌هاي دنيا با تمام رنگارنگي و شادماني‌هاي پرسر و صداي لذت‌جويانه‌‌اش در آن برگزار مي‌شود. كارناول ريو هر ساله در مدت پنج روز در اواخر ماه فوريه و يا اوايل مارس، از جمعه تا سه‌شنبه و پيش از چهارشنبه خاكستر (اولين روز از ايام روزه‌ي مسيحيان) برگزار مي‌شود.

 

در همان روز ورود به ريو و هنگامي كه براي قدم زدن به ساحل رفته بودم، متوجه صدها تير و توري شدم كه براي فوتبال و واليبال ساحلي كودكان و نوجوانان (دختر و پسر)، تعبيه شده است. همچنين مسيري براي پياده‌روي، دويدن و اسكيت در كنار ساحل وجود داشت و اين همه باعث شده بود كه به هر طرف كه مي‌نگريستم، مردماني را مي‌ديدم كه در حال ورزش بودند. گويي ريو شهر برگزاري المپيك ورزش‌هاي همگاني بود.

موضوع جالب ديگري برايم جلب توجه كرد و آن اين‌كه در هتل شهرهاي قبلي، اينترنت Wireless رايگان در لابي و اتاق هتل‌ها داشتيم، ولي اينترنت در هتل شهر ريو، روزانه 25 دلار آمريكا هزينه داشت. با اين حال فقط كافي بود چند قدم از هتل بيرون بياييم تا از اينترنت رايگاني كه همه‌ي ساحل ريو را پوشش مي‌داد، برخوردار شويم. گويا شهرداري ريو براي آشنايي مردم با IT اين خدمات را ارائه مي‌داد. و اين‌گونه بود كه مردم در دكه‌هاي كنار خيابان مي‌نشستند و قهوه اسپرسو و آب نارگيل مي‌نوشيدند و با لپ‌تاپ شخصي‌اشان به اينترنت متصل مي‌شدند و در يك زمان هم از جنب و جوش مردم اطراف لذت مي‌بردند و هم از احوال مكان‌هاي ديگر دنيا باخبر.

ريو به اندازه مشهد، كبوتر دارد كه نه در حرم، بلكه در حريم دريا، از روي زمين دانه برمي‌چيدند و كسي آزارشان نمي‌كرد. بچه‌هاي برزيلي را ديدم كه دقايق طولاني با توپ روپايي مي‌زدند، بدون آن‌كه توپ را به زمين بياندازند. شماره بيشتر پيراهن‌هايي كه پوشيده بودند، شماره 10 بود.

 

در ساحل Copacabana بازارچه شبانه‌اي از ساعت 18 شروع مي‌شد و تا ساعت 24 برپا بود. در آن صنايع دستي، تي‌شرت‌ و لباس‌هاي ارزان و ‌بيش‌تر اجناسي كه گردشگران تمايل به خريدشان به عنوان سوغاتي دارند، فروخته مي‌شد. بيش‌تر مشتريان اين بازار، گردشگراني بودند كه در هتل‌هاي متعدد رو به ساحل مستقر بودند.

 

در گشت‌هايي كه در شهر ريو داشتيم، سوار بر تلكابين Sugar Loaf شديم و از Sambodromo (محل برگزاري كارناول و نمايش سامبا)، يك كليساي جامع كه در 3 دهه گذشته به سبك مدرن ساخته شده بود و همچنين استاديوم »ماراكانا» كه بزرگترين استاديوم جهان با ظرفيت 120000 نفر است، ديدن كرديم.

وقتي به استاديوم رسيديم، راهنما علاقه‌ي وافري براي ارائه اطلاعات نشان داد و گفت كه مجسمه‌ مردي كه در جلوي درب ورودي استاديوم قرار دارد و توپي را در يك دستش نگه داشته و جام را با دست ديگر بر بالاي سر برده، Bellini كاپيتان سال‌هاي 1958 تا 1962 تيم ملي فوتبال برزيل است. او برايمان گفت كه استاديوم ماراكانا را براي بازي‌هاي جام جهاني 1950 ساختند و ادامه داد كه در يك بازي در سال 1969، 188000 نفر پول بليط پرداخت كردند و به اين استاديم وارد شدند و اين يعني ركورد بيش‌ترين تعداد تماشاگر در اين استاديوم تا به امروز.

قرار است فينال بازي‌هاي جام جهاني 2014 در همين استاديوم برگزار شود و اين موضوعي است كه بر سردر ورودي استادويم نوشته‌اند.

 

يكي از مناطق ريو دو ژانيرو، Ipanema است كه به خاطر ساحل و به عنوان يكي از مراكز خريد شهرت دارد. اما اين نام به گونه‌اي با موسيقي برزيل آميخته شده است. در دهه 1950 و 1960 نوعي موسيقي به نام «بوسانوا» در سواحل ريو دو ژانيرو شكل گرفت و نوازندگاني همچون «استن گتز» اين نوع از موسيقي را در دنيا مطرح ساختند. و در اين ميان آهنگ «دختري از ايپانما» ساخته «آنتونيو كارلوس ژوبيم» معروف‌ترين بوسانواي برزيلي است كه به آهنگي استاندارد تبديل شده است.

 

در روز بعد، تور جزيره داشتيم. به يكي از جزاير اطراف ريو رفتيم و بعد از اين‌كه حدود يك ساعت در دريا با قايق طي مسير كرديم، به جزيره‌اي رسيديم كه صاحبانش يك زوج پير ايتاليايي بودند و در آن‌‌جا با ميوه و غذا و موسيقي از گردشگران پذيرايي مي‌كردند. تجربه دلپذيري بود.

 

نماد شهر ريو دو ژانيرو، مجسمه‌ي مسيح است كه بر فراز شهر و بر بالاي كوه Corcovado، با آغوش باز به نظاره ايستاده است. اين مجسمه در سال‌هاي 1926 تا 1931 ميلادي با حمايت كليساي كاتوليك ساخته شد. جنس آن از سيمان است كه روپوشي از سنگ صابون دارد. مجسمه 30 متر ارتفاع دارد كه با احتساب پايه، 38 متر مي‌شود. صورتش رو به شرق و اورشليم است. در بيش‌تر اوقات روز و شب، هاله‌اي از مه در اطرافش ديده مي‌شود.

شب هنگام كه نورافكن‌ها، اين مجسمه‌ي سفيد را در ميان آسمان تاريك روشن مي‌كنند، حس غريب لطيفي در دل ايجاد مي‌شود و ناخودآگاه بر بيداري خدا در هنگام خواب انسان، تاكيد مي‌كند.

مسافري كه در شب آخر نگاهش را براي لحظاتي به اين منظره عادت مي‌دهد، خاطره‌ي ريو و برزيل را ديگر فراموش نخواهد كرد.

 

آرش نورآقايي

 

        تحليل آماري وضعيت گردشگران خارجي واردشده به ايران

 طبق نظرهاي معتبر كارشناسي 50 درصد مسافران ورودي به كشور و 90 درصد مسافران خروجي از كشور را مي‌توان گردشگر محسوب كرد، ولي چون اين تحليل روي درصدهاي رشد هر كدام تمركز دارد، اعمال نكردن اين ضريب تأثير خاصي بر جا نمي‌گذارد.

 

اردشير اروجي ـ كارشناس برنامه‌ريزي فرهنگي و گردشگري ـ در نوشتاري با مقايسه‌ي آمار گردشگران واردشده به كشور و ايراني‌هايي كه به كشورهاي ديگر سفر كرده‌اند، تحليلي از شرايط كنوني گردشگري ايران ارايه كرده است.

در اين مطلب آمده است: با توجه به نبود نهادي كه آمار مستند گردشگري را اعلام كند، در اين تحليل آماري، از آمار مسافران ورودي اعلام‌شده توسط سازمان گمرك كشور كه تنها سازماني است كه آمارهاي تا حدودي مستمر و مستند ارايه مي‌كند، استفاده شده است. هرچند

 

الف ــ مسافران خارجي ورودي به ايران (در مقاطع 9 ماهه)

 

نه‌ماهه سال 1387 ـ يك‌ميليون و 476هزار و 134 نفر با رشد منفي 1/5 (پنج و يك دهم) درصد

 

نه‌ماهه سال 1386 ـ يك‌